عنوان کامل پایان نامه :

 تحلیلی بر نحوه توزیع تراکم جمعیتی در سطح شهری با بهره گیری از AHP

قسمتی از متن پایان نامه :

رویکردهای اساسی در تعیین تراکم شهری

رویکرد­های مختلف به «مسئله تعیین تراکم» در طرحهای شهری را همانند رویکردهای مختلف به «طراحی شهری»، می­توان به دو دستۀ اصلی رویکرد «سرمشقی» و رویکرد برنامه­ای طبقه­بندی نمود.

 

2-32-1- رویکرد سرمشقی[1]

به گونه کلی رویکرد «سرمشقی» رویکرد «راه حل­گرایانه» می باشد که به اندازه چشمگیری تحت تأثیر تلقیات و ترجیحات شخصی طراحی یا تیم طراحی از «محیط شهری مطلوب» به مثابۀ یک کل واحد قرار می­گیرد. این رویکرد سرمشقی به گونه نهفته یا عیان حامل سابقۀ «هنری» و «زیباشناختی» و «ایدئولوژیک» می­باشد. در رویکرد «سرمشقی» کار با انتخاب یکی از الگوها، نظریه­ها و سرمشق­های غالب طراحی و تراکم متناظر آن آغاز می­گردد، (کار از آغاز با «انتخاب راه حل» آغاز شده و سپس در مراحل بعد چنانچه راه حل برگزیده با بعضی از واقعیت­ها و قیود محیط، مغایر و تناقض پیدا کند، (البته در حدودی که کلیت سرمشقی دچار فروپاشی گردد)، تراکم انتخاب شدۀ اولیه، تعدیل و اصلاح می­گردد.

بسیاری از طراحان، خودآگاه یا ناخودآگاه، در طراحی خود الگوهایی نظیر «باغشهرها» و «واحد همسایگی» و واحدهای برنامه ریزی شده» و … را مورد بهره گیری قرار داده­اند؛ که این الگوها دارای کلیت­های منسجمی می­باشند که از مجموعه­های پیش فرض­هایی نهفته در الگوی مزبور ناشی می­گردد. این پیش فرض­ها می­تواند در خصوص شکل و اندازۀ خانوار، ترکیب عناصر اصلی شهر و محله و توزیع فضایی مناسب آن … الگوی مورد نظر را چه به شکل عیان، یا به شکل نهفته، در قبال مسئله تراکم جمعیتی مشروط کند؛ به بیانی دیگر همان­گونه که کوین لینچ می­گوید: «هر الگوی مشخصی از طراحی، حدود تراکم متناظر خاص خود را دارد».(Lynch & Hacke,1984: 252)

یکی از اولین الگوهای ارائه شده از واحد همسایگی، الگوی واحد همسایگی[2] پیشنهادی «کلارنس پری» می باشد. الگوی مزبور که در سال 1929 در چارچوب طرح «برداشت منطقه­ی نیویوریک و محیط آن» مطرح گردید، بعدها به عنوان یکی از رایج­ترین سرمشق­ها مورد بهره گیری شهرسازان بیشماری در سراسر جهان قرار گرفت. کلارنس پری واحد همسایگی را به مثابۀ سطحی که جمعیت آن بتواند دانش­آموزان مورد نیاز برای تشکیل یک دبستان ابتدایی را فراهم سازد، تعریف نموده می باشد. در این الگو، از طریق تعریف عناصر متشکلۀ واحد همسایگی و نحوۀ ارتباط آنها با (مدرسه به عنوان کانون واحد همسایگی، اصل دسترسی پیاده به مدرسه و …) خود به خود محدودۀ تراکم جمعیتی مناسبی برای واحد همسایگی به وجود می­آورد.

[1] Paradigmatic Approach

[2]. Neighbor-hood unit

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

در این پژوهش تراکم جمعیت در سطح محلات شهر کرمانشاه مورد مطالعه قرار می­گیرد و نتایج حاصل از تراکم جمعیت در سطح محلات با بهره گیری از روش AHP مورد ارزیابی و مقایسه قرار می­گیرد و در نهایت می­توان اهداف پژوهش را به تبیین ذیل اظهار نمود:

  • ارائه روش مطلوب توزیع تراکم جمعیت به مقصود رسیدن به تراکم بهینه در سطح شهر کرمانشاه.
  • ارائه یک مدل پیشنهادی براساس مدل AHP.
  • ارائه راهکار یا پیشنهادها.

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه