sdf211

مبحث سوم- مصاديق جرايم دارويي
گفتار اول- جرايم مربوط به مداخله غيرمجاز در امور دارويي 114
گفتار دوم- جرايم مربوط به سودجويي در امور دارويي117
گفتار سوم- جرايم مربوط به خودداري متصديان امور دارويي از ارائه خدمات121
گفتار چهارم- جرايم مربوط به تخلف از ضوابط و مقررات دارويي 125
فصل سوم- مجازات جرايم بهداشتي،‌ درماني و دارويي در قانون تعزيرات حكومتي
و مراجع صالح براي رسيدگي به اين جرايم135
مبحث اول – مجازات جرايم بهداشتي، درماني و دارويي 136
گفتار اول- تعريف مجازات و انواع آن در حقوق جزاي ايران136
الف) مفهوم مجازات136
ب) انواع مجازات در حقوق جزاي ايران138
فهرست د
گفتار دوم- ماهيت مجازات جرايم بهداشتي، درماني و دارويي142
گفتار سوم- انواع مجازات جرايم بهداشتي، درماني و دارويي
در قانون تعزيرات حكومتي147
گفتار چهارم – تخفيف، تشديد و تبديل مجازات
در جرايم بهداشتي،‌ درماني و دارويي 153
الف) تخفيف مجازات153
ب) تشديد مجازات154
ج) تبديل مجازات156
گفتار پنجم- مجازات شركت و معاونت در جرايم بهداشتي، درماني و دارويي157
مبحث دوم- مراجع صالح رسيدگي كننده جرايم بهداشتي، درماني و دارويي
و نحوة حل اختلاف در صلاحيت159
گفتار اول- محاكم ذي صلاح براي رسيدگي به جرايم بهداشتي، درماني و دارويي159
گفتار دوم- اختلاف در صلاحيت161
نتيجه گيري 176
منابع و مآخذ179
نمودار آماري183
مقدمه
الف) توضيح موضوع
امروزه پيشرفته بودن هر كشور را با شاخص هاي آموزشي و بهداشتي و درماني آن مي‌سنجند، هر قدر امكانات آموزشي و بهداشتي و درماني براي مردم كشور بيشتر فراهم باشد به همان نسبت آن كشور از جايگاه و موقعيت بهتري در جامعة جهاني برخوردار است. در حال حاضر توجه به بهداشت بيش از درمان مورد نظر است و در اين مورد سياست هايي به منظور پيشگيري از شيوع بسياري از بيماري ها صورت مي‌گيرد كه هنوز هم اين اقدامات كافي به نظر نمي‌رسد.
بالا بودن هزينه هاي دارو و درمان، كمبود بيمارستان هاي مجهز در بسياري از شهرها، كمبود پزشك متخصص در بسياري از نقاط كشور و كبود دارو و… از جمله مسائل موجود در بخش بهداشت و درمان است كه براي برخورد با اين مسائل بايد تدابير جديدتر و مؤثرتري را اتخاذ نمود.
از طرفي ديگر از عوامل كارايي انساني، بسته به تأمين غذاي سالم و كافي است، به همين جهت توليد و نگهداري مواد غذايي طبق اصول بهداشتي و فني از پايه هاي بهداشت عمومي‌و پيشگيري از بيماري هاي مختلف است.
گسترش شهرنشيني و نتايج آن افزون طلبي،‌ تحوّل سيستم هاي توليد، ازدياد روزافزون نيازهاي عمومي‌و مصرفي جامعه در زمينه مواد غذايي و دارويي، عدم توانايي نظارت بر مراكز درماني و واحدهاي توليدي مواد خوردني و آشاميدني و آرايشي و بهداشتي و… شرايط را براي بروز بعضي از تخلّفات آماده نموده است. افزايش شمار سريع مراكز توليد مواد خوردني، آشاميدني و آرايشي،‌‌ بهداشتي و كارخانه هاي ساخت فرآورده هاي دارويي، تأمين بهداشت و جلوگيري از آلودگي اين مواد را، در دنياي امروز غيرقابل اجتناب نموده است. زيرا با كوچكترين آلودگي، بيماري‌ها و مسموميت هاي مختلفي در قشر وسيعي از جامعه بروز مي‌كند لذا اين گونه مراكز به منظور بهبود فرآورده هاي خود نياز به رعايت امور بهداشتي دارند و به همين جهت هر سال بخش مهمي‌از مخارج اين كارخانه ها را امور مربوط به تحقيقات بهداشتي تشكيل مي‌دهد.
با توجه به مشكلات موجود، عده اي به منظور سودجويي از موقعيت هاي به دست آمده، با ارتكاب تخلفاتي در اين رابطه معضلات جامعه را تشديد مي‌نمايند و از همين جاست كه پديده اي تحت عنوان جرايم و تخلفات بهداشتي، درماني و دارويي مطرح شده و نظر همة صاحب نظران به ويژه قانونگذاران را به خود جلب كرده است بر اين اساس منظور از جرايم بهداشتي، درماني و دارويي كلية جرايمي‌است كه در رابطه با امر بهداشت و درمان و نيز در رابطه با امور دارويي به وقوع مي‌پيوندد. بررسي ماهيت، مصايق و مجازات اين جرايم بالاخص در قانون تعزيرات حكومتي موضوع اين نوشتار است.
ب) اهميت و ضرورت موضوع جرايم بهداشتي، درماني و دارويي
جرايم بهداشتي، درماني و دارويي از آنجا كه غالباً به تماميت جسماني انسان ها آسيب مي‌رساند از اهميت به سزايي برخوردار است اين گونه جرايم از ساليان سال مورد ارتكاب متصديان اين امور بوده و امروزه به صورت شايع ترين و در عين حال خطرناكترين نوع بزهكاري جان انسان ها را تهديد مي‌كند و به لحاظ حساسيت موضوع و رشد فزايندة آن، ذهن مقامات قضايي و اجرايي و قانونگذار را به خود مشغول داشته است . لذا ضرورت آشنايي بيشتر با اين پديدة ضداخلاقي و ضدانساني براي متصديان امر قضا ، وكلاي دادگستري، دانشجويان حقوق و همة كساني كه به نوعي با مسئلة‌ مذكور مرتبط اند امري اجتناب ناپذير است. علاوه بر اين گوناگوني، تعدد و تنوع جرايم بهداشتي، درماني و دارويي، پراكندگي آنها در قوانين مختلف، وجود مراجع مختلف براي رسيدگي اين جرايم و در نتيجه بروز اختلاف در صلاحيت در موارد مختلف و ساير مباحثي كه در مورد اين جرايم وجود دارد ضرورت تحقيق و پژوهش پيرامون اين موضوع را روشن مي‌سازد.
ج) سابقة ‌علمي‌موضوع
هر چند تصويب قوانيني مربوط به جرايم بهداشتي، درماني و دارويي به سال ها قبل بر مي‌گردد اما متأسفانه تاكنون در اين زمينه تحقيق جامع و كاملي صورت نگرفته است. البته تحقيقات متفرقه پيرامون برخي از موضوعات مرتبط با اين موضوع نگاشته شده است ليكن اين تحقيقات ما را از انجام پژوهش دوباره بي نياز نمي‌كند. خوشبختانه در سال هاي اخير اقبال زيادي به مقررات بهداشتي، درماني و دارويي و بحث جرايم مربوط به آن به چشم مي‌خورد كه چاپ برخي كتب حقوق پزشكي به صورت تأليف يا مجموعه مقالات از آثار اين رويكرد مثبت است اما در ميان كتب چاپ شده نيز به كتابي جامع و فراگير كه ماهيت اين جرايم و مصاديق و احكام و آثار آن را مورد بررسي قرار دهد يافت نشد.
د) روش تحقيق
در اين تحقيق به مناسبت موضوع از روش كتابخانه اي استفاده شده و منابع و مأخذ مربوطه عليرغم كم بودن آن، مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنين قوانين و مقررات مختلف از اولين سال‌هاي قانونگذاري در ايران تاكنون نيز در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است كه در واقع مهمترين مأخذ و منبع اين پژوهش همين قوانين مذكور است در كنار قوانين و مقررات،‌ نظريات مشورتي قوة قضائيه و سازمان تعزيرات حكومتي و برخي آراء مربوط نيز مورد توجه قرار گرفته است.
هـ) اهداف تحقيق
به طور خلاصه مهمترين اهداف اين پژوهش به شرح زير است:
- روشن شدن ماهيت جرايم بهداشتي، درماني و دارويي تبيين جايگاه آن در حقوق جزاي‌ايران
- بررسي مصاديق مختلف جرايم بهداشتي، درماني و دارويي در قانون تعزيرات حكومتي
- بررسي مجازاتهاي مقرر در قانون تعزيرات حكومتي براي جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و مطالعه برخي از مباحث مربوط به مجازات مانند تخفيف، تبديل و تشديد آن و نيز مجازات مشاركت و معاونت در اين جرايم.
- بررسي قوانين و مقررات مختلف به منظور مشخص شدن مراجع صالح براي رسيدگي، تعيين حدود صلاحيت هر يك از مراجع قضايي و غيرقضايي و نيز تبيين معاني قانوني صلاحيت هر يك از مراجع فوق و در نهايت روشن شدن نحوة حل اختلاف در صلاحيت.
و) ساختار و ترتيب مباحث
بهداشتي، درماني و دارويي و جايگاه آن در حقوق جزاي ايران مي‌باشد. بدين منظور اولين فصل اين تحقيق به بررسي اين مطالب اختصاص يافته است. اين فصل نيز به نوبة خود به دو مبحث تقسيم شده است: مبحث اول دربارة‌ تاريخچه جرايم بهداشتي، درماني و دارويي مي‌باشد و در مبحث دوم در سه گفتار به ترتيب در رابطه با مفهوم اين جرايم و اركان تشكيل دهنده و تفاوت آنها با تخلفات انتظامي‌بحث مي‌نماييم.
مبحث سوم از فصل اول نيز به بيان جايگاه جرايم بهداشتي، درماني و دارويي در تقسيم بندي جرايم اختصاص يافته است.
دومين فصل اين نوشتار درباره مصاديق جرايم بهداشتي، درماني و دارويي در قانون تعزيرات حكومتي مي‌باشد. در اين فصل با توجه به موضوع تحقيق ، بحث در سه مبحث، دنبال شده است. مبحث اول دربارة‌ مصاديق جرايم بهداشتي، فصل دوم در مورد جرايم درماني و فصل سوم دربارة جرايم دارويي. و هر يك از اين مباحث، جرايم مربوطه بر اساس نقاط مشترك، شباهت هايي كه با هم داشته اند در گروه هاي مختلفي طبقه بندي و مورد بررسي قرار گرفته است.
در فصل اول و دوم،‌ ماهيت جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و مصاديق آن بررسي مي‌شود اما در سئوال مهمي‌كه در حقيقت در مرحلة پيگيري،‌ رسيدگي و صدور حكم در مورد اين جرايم مطرح مي‌شود آن است كه اولاً ماهيت مجازات اين جرايم و انواع آن و ساير احكام مجازات در اين جرايم به چه ترتيب است و ثانياً چه مراجعي صلاحيت رسيدگي به اين جرايم را دارند؟
در فصل سوم،‌ هدف ما آن است كه به اين سؤال پاسخ در خور بدهيم و به همين جهت مطالب اين فصل را در قالب دو مبحث ارائه مي‌دهيم. مبحث اول: مجازات جرايم بهداشتي، درماني و دارويي كه در آن به تفصيل دربارة‌ ماهيت مجازات جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و انواع آن در قانون تعزيرات حكومتي و مباحث تخفيف، تبديل و تشديد مجازات و نير مجازات مشاركت و معاونت در اين جرايم بحث و بررسي صورت گرفته است و مبحث دوم از اين فصل به بيان مراجع صالح براي رسيدگي اختصاص يافته است.
در اين مبحث كه در حقيقت آخرين مبحث نوشتار است ابتدا از مراجع صالح براي رسيدگي اعم از مراجع قضايي و مراجع غيرقضايي سخن به ميان آمده و صلاحيت آنها مورد بررسي قرار گرفته و در خاتمه بحث مطالبي در خصوص نحوة حل اختلاف در صلاحيت مراجع فوق مطرح گرديده است.

فصل اول
كليـات
35661603556000003657600387858000در اين فصل، برخي از مباحث مقدماتي كه آگاهي از آن براي ورود به بحث اصلي لازم و مفيد است مطرح مي‌شود. در مبحث اول براي آشنايي با تاريخچة جرايم بهداشتي، درماني و دارويي ابتدا با گذري بر تاريخ تمدن‌هاي كهن، دورنماي تاريخي اين جرايم را در دوران باستان مورد بررسي قرار مي‌دهيم سپس به جستجوي ردپاي جرايم بهداشتي، درماني و دارويي در دوران اسلامي‌خواهيم پرداخت و در نهايت سير تحول قوانين جزاي ايران در مورد اين جرايم را بررسي خواهيم كرد.
مبحث دوم به بررسي مفهوم جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و بيان جايگاه آن در حقوق جزاي ايران اختصاص يافته است. مباحثي چون اركان جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و تفاوت اين جرايم با تخلفات انتظامي‌از ديگر مباحث مطروحه در اين فصل خواهد بود.
مبحث اول:
تاريخچة جرايم بهداشتي، درماني و دارويي
تاريخ، بستر رشد انديشه هاي بشري و منشأ شكل گيري بسياري از هنجارها و مقررات اجتماعي است. بسياري از مقررات و قوانين كنوني و پيشرفت هاي شگفت آور بشر مرهون تجربيات بلند تاريخي است. آگاهي از تاريخچه قوانين و مقررات علاوه بر آن كه انسان را با چگونگي تدوين و شكل گيري آن آشنا مي‌سازد، او را در درك بهتر قوانين موجود ياري مي‌دهد.
ما در اين بحث طي سه گفتار به بررسي تاريخچة‌ جرايم بهداشتي، درماني و دارويي خواهيم پرداخت و با گذري بر تاريخ دوران باستان و دوران اسلامي، جايگاه اين جرايم در آن دوران را مورد بررسي قرار خواهيم داد و پس از آن به تاريخچة اين جرايم در تاريخ حقوق ايران اشاره خواهيم نمود.
گفتار اول: دوران باستان
«بيماري» واقعيتي است كه انكار ناپذير كه در هر زمان و مكان و در مورد هر انساني ممكن است پيش آيد . به طور قطع مي‌توان گفت يكي از مشكلاتي كه بشر از همان روزهاي اوّل حيات خود در اين كرة‌ خاكي با آن دست به گريبان بود. «بيماري» در انواع مختلف آن بود و بشر از همان ابتدا همانند ساير مشكلات در پي جلوگيري و رفع آن برآمد بر اين اساس مي‌توان توجه به درمان بيماري و راههاي پيشگيري و علاج آن را از قديمي‌ترين دغدغه هاي بشر و حرفة پزشكي را نيز از كهن ترين حرفه هاي رايج در جوامع بشري دانست. مطالعه تاريخ نشان مي‌دهد كه به موزات رشد و پيشرفت اين حرفه، هنجارها و قواعدي براي اين حرفه به وجود آمد و صاحبان اين حـِرُف در جوامع مختلف پيرو مقرارت خاصي قرار گرفتند. اكثر انسان هاي اوليه پاكيزگي و بهداشت فردي را بيشتر بنا به دلايل اعتقادي و ظاهراً به منظور آن كه در چشم خدايان خود پاك جلوه كنند رعايت مي‌كردند.
تاريخ دوران باستان نشان مي‌دهد كه مردم در آن دوران، تصوّر درستي از علت پيدايش بيماريها نداشتد و اصول تشخيص و درمان بيماري ها در ميان آنان بر پاية برخي عقايد خرافي و سحر و جادو استوار بود.
به عقيدة آنان، بيماري بدان سبب پيش مي‌آمد كه بر اثر گناهي كه مريض مرتكب شده، شيطان به جسم او در مي‌آيد. و به همين جهت پايه معالجة بيماران بر خواندن آن اوراد و سحر و جادو قرار داشت. اگر داروهاي طبي نيز به كار مي‌رفت براي آن نبود كه تن بيمار را پاك كند بلكه براي آن بود كه شيطان بترسد و از تن بيمار بيرون رود. دارويي كه بيشتر رواج داشت مخلوطي از چيزهايي كه ماية‌ نفرت آدمي‌باشد و انتخاب چنين چيزهايي به عنوان دارو،‌ دقيقاً بر اساس همان عقيدة ابتدايي بود.
به عقيدة نويسندة ‌كتاب تاريخ تمدن، خرافه پرستي مردم بيش از هر چيز ديگر، از پيشرفت علم طب جلوگيري مي‌كرد و به همين دليل در برابر اعتقاد شديد مردم به اين كه تشخيص مرض را بر پاية خرافات و اوهام قرار دهند و با سحر و جادو به معالجة آن بپردازند، پزشكان نيز كار مؤثري نمي‌توانستند انجام دهند و در عوض، جادوگران و غيب گويان بيش از پزشكان مورد توجه مردم بودند. به همين جهت از يكسو علم پزشكي پيشرفت چنداني نكرد و از سوي ديگر مردم از توجه به بهداشت و پاكيزگي و نظافت به عنوان مهمترين عامل ايجاد بيماري غافل ماندند.
به مرور زمان اين عقيده در بين مردم به وجود آمد كه بيماري ناشي از عوامل طبيعي مانند آب و هوا و محيط فيزيكي است. اين پيشرفت عمده در يونان، طي قرون پنجم و چهارم قبل از ميلاد با كتاب «هواها، آب ها ، مكان ها» كه تصور مي‌شود توسط بقراط نگارش يافته اتفاق افتاد و نمايانگر اولين تلاش در جهت تنظيم فرضية‌ علمي‌و منطقي علت بيماري بود. در كاوش هاي باستان شناسي در زمان هاي قبل از قرون چهارم نيز نشانه هايي از اقدامات بهداشتي مانند آثاري از خانه ها و تأسيسات آب و فاضلاب در نقاط مختلف هند، مصر و آمريكاي جنوبي به دست آمده است.
در ميان قوانين و مقررات بشري، اولين قانوني كه به طور مشخص به وضع مقرراتي دربارة ‌امور بهداشتي، درماني و دارويي پرداخت قانون حمورابي بود. اين قانون به عقيدة تاريخ نگاران، نخستين قانون نامه‌اي است كه توسط بشر نگارش يافته و قسمت هايي از آن به دست ما رسيده است. حمورابي پادشاه بزرگ بابل كه در اواخر هزارة سوم پيش از ميلاد مي‌زيست با قانون نامة معروف خود ، نظم و آيين ويژه اي را در سرزمين بابل برقرار ساخت. اين قانون نامه كه بر روي ستوني از سنگ نوشته شده در سال 1902 از ميان كاوش هاي باستان شناسي در شوش به دست آمد.
در قانون حمورابي مقررات متعددي در مورد جرايم بهداشتي و درماني و دارويي مقرر شده بود از اين زمان بود كه فن درمان بيماران تا حدودي از اختيار كاهنان خارج شده و دستمزد و كيفر كارهاي طبي را قانون معين مي‌كرد. بيماري كه پزشك را براي مداوا دعوت مي‌كرد از پيش مي‌دانست كه براي فلان مداوا يا عمل جراحي چه اندازه بايد حق الزحمه بپردازد و اگر بيمار از طبقه مردم فقير بود، دستمزد كمتري متناسب با حالت مادي وي از او مطالبه مي‌شد. هر گاه طبيب خطا مي‌كرد يا كار خود را خوب انجام نمي‌داد بايستي تاواني به بيمار بپردازد و حتي در حالتي كه خطاي فاحشي از پزشك سر مي‌زد، انگشتان او را مي‌بريدند تا بلافاصله پس از اين نتواند حرفة خود را ادامه دهد.
در ايران باستان نيز علم پزشكي ابتدا وظيفة كاهنان بود و اعتقاد به خرافات در درمان بيماريها رواج كامل داشت، كم كم حرفة پزشكي از انحصار كاهنان خارج شد. از زمان اردشير دوم،‌ سازمان منظمي‌براي پزشكان و جراحان پيدا شد و مزد آنان را قانون مطابق مقام اجتماعي بيماران تعيين مي‌كرد. طبيبان تازه كار حرفة خود را با معالجة كافران و بيگانگان آغاز مي‌كردند.
توجه به بهداشت و پيشگيري از بيماري ها نيز در ميان ايرانيان باستان وجود داشت. ويل دورانت در اين باره مي‌نويسد: «ايرانيان پاكيزگي را پس از زندگي،‌ بزرگترين نعمت مي‌دانستند و چنان مي‌پنداشتند كه كار نيكو چون از دست ناپاك سر زند ارزشي ندارد و كساني را كه سبب پراكنده شدن بيماري هاي واگير مي‌شدند سخت كيفر مي‌دادند. در جشن ها همة‌ مردم با لباس هاي پاك سفيد حاضر مي‌شدند.»
نقش تعليمات ديني دربارة‌ پاكيزگي و پيشگيري از بيماري نيز در توجه عمومي‌به بهداشت را نيز نبايد فراموش كرد چرا كه اين آموزه ها، زمينة‌ توجه هر چه بيشتر به بهداشت عمومي‌و فردي را ايجاد كرد. به عنوان مثال باب ششم ونديداد از كتاب اوستا كه شامل 51 بند مي‌باشد دربارة‌ انتقال بيماري ها و ناپاك شدن آب ها به صورت سؤال هاي زرتشت و جواب هاي اهورمزدا و تعيين تكليف پيروان آيين زرتشت و مكافات متخلفين مي‌باشد به طوري كه كيفر افرادي كه بر خلاف اصول بهداشتي رفتار نمايند بسيار منظم پيش بيني شده است و افراد به تناسب جرم خود به ميزاني كه استحقاق دارند مجازات مي‌گردند.
گفتار دوم: دوران اسلامي‌
در دين مبين اسلام در كنار دستورات عبادي و فقهي،‌ در زمينة بهداشت و نظافت نيز تعليمات فراواني به چشم مي‌خورد علاوه بر تأكيد دين اسلام بر رعايت نظافت و بهداشت،‌ پيشوايان معصوم نيز با كردار و رفتار خود عملاً مشوق اين صفات حسنه بودند. نكتة قابل توجه در اين زمينه آن است كه دستورات بهداشتي و نيز تعليمات دين اسلام در مورد درمان بيماران و پيشگيري از بيماري ها غالباً جنبة‌ اخلاقي دارد و به صورت آداب و اخلاق اجتماعي يا فردي در كتاب هاي اخلاق ذكر شده است. به عبارت ديگر جرايم بهداشتي، درماني و دارويي در حقوق جزاي اسلامي‌به تصريح بيان نشده و مجازات مشخصي نيز براي آن تعيين نشده است . بر همين اساس امروزه نيز اين جرايم در شمار جرايم تعزيري قلمداد مي‌شود. با وجود اين، به دليل اهميت مسأله بهداشت و سلامت جامعه و نيز امر درمان و مداواي بيماران، نظارت بر اين امور از صدر اسلام مورد توجه خلفا و زمامداران اسلامي‌قرار گرفت.
«در زمان پيامبر گرامي‌اسلام (ص)، آن حضرت شخصاً نسبت به عرضه و فروش مواد غذايي نظارت مي‌كردند و اين مسأله در زمان خلفا نيز ادامه يافت و به مرور زمان، تشكيلات متمركزي به نام «حسبه» براي جلوگيري از تخلفات در زمينه هاي مختلف تشكيل شد. در مورد تاريخ پيدايش تشكيلات حسبه اختلاف نظر وجود دارد. اما بسياري از تاريخ‌دانان پيدايش حسبه به عنوان يك نهاد حكومتي منظم و معين را، به اوايل دوران خلفاي عباسي نسبت مي‌دهند.»
وظيفة‌ سازمان حسبه در اعصار خلافت اسلامي‌امر به معروف و نهي از منكر در مراتب مختلف و به مفهوم وسيع آنها (كه شامل مكروهات و مستحبات شرعي و عرفي مي‌شد) بود. حسبه در سال هاي خلافت اسلامي‌از تشكيلات اداري ساده و بسيطي برخوردار بود و زيرنظر و اشراف شخص خليفه اداره مي‌شد و چه بسا شخص خليفه يا امام تصدي اكثر وظايف آنرا به عهده مي‌‌گرفت.
نويسندة كتاب « الاحكام السطانيه» در تعريف حسبه مي‌نويسد:
«حسبه عبارت است از امر به معروف وقتي كه انجام كارهاي نيك و پسنديده در جامعه به دست فراموشي سپرده شود و نهي از منكر وقتي كه ارتكاب كارهاي بد در اجتماع شيوع يابد.»
و «محتسب به شخصي گفته مي‌شد كه شخص امام و يا نايبش او را براي نظارت در احوال مردم و كشف امور و مصالح عمومي‌آنان از قبيل معاملات و خريد و فروش و غذا و لباس و آب و مسكن آنان و امور مربوط به راه ها از جهت امنيت و غيره تعيين و نصب كرده باشد.»
بررسي تاريخ صدر اسلام نشان مي‌دهد كه پيامير اسلام (ص) شخصاً امور حسبه را به عهده داشتند و وظايف محتسب را انجام مي‌دادند كه به عنوان نمونه به ذكر چند روايت بسنده مي‌كنيم:
«از امام محمد باقر (ع) نقل شده است كه روزي رسول خدا (ص) در بازار مدينه گندمي‌را ديد به فروشنده آن فرمود: تو خائن و متقلب بر مسلمانان هستي.»
در روايت ديگري نقل شده است كه حضرت به گندم فروشي برخورد، كه گندم هايي را براي فروش عرضه كرده است. چون دست خود را در گندم ها فرو برد ملاحظه كرد كه گندم هاي زيرين خيس و مرطوب است، پس خطاب به آن مرد فرمود: هر كس تقلب كند از ما نيست.»
علاوه بر اين پيامبر اسلام (ص) در برخي موارد اشخاصي را براي انجام وظايف حسبه مشخص مي‌كردند به عنوان مثال پس از فتح مكه، آن حضرت سعيد بن سعيد بن عاص را به نظارت در امور بازار و كسب و كار بازاريان مكه گماشتند.
حضرت علي (ع) نيز شخصاً نظارت بر معاملات و امور بازار را به عهده داشتند و به عنوان نمونه نقل شده است كه آن حضرت در حالي كه تازيانه اي به دست مي‌گرفت در بازارها به راه مي‌افتاد و كساني را كه در خريد و فروش مسلمين كم فروشي يا تقلّب مي‌كردند، با آن تنبيه مي‌كرد.
چنان كه گفتم سازمان حسبه به عنوان يك تشكيلات منظم و با وظايف مشخص به مرور زمان پديد آمد و بر حيطة‌ وظايف و اختيارات آن افزوده شد تا جايي كه در قرون بعد به صورت يكي از اركان حكومت هاي اسلامي‌درآمد. وظايف حسبه در اين دوران بسيار متنوع و مختلف بود. نويسندة كتاب «معالم القربه في احكام الحسبه» طي هفتاد باب به تشريح و توضيح وظايف محتسب در زمينه‌هاي مختلف از قبيل رسيدگي به كار بازار، كوي و برزن، خريد و فروش،‌ منع از تقلّب كسبه و اصناف و نظاير آن پرداخته است.
نكتة جالب توجه اين كه بسياري از مقررات بهداشتي و درماني و دارويي كه امروزه در كشورهاي مختلف مقرر گرديده و جرايمي‌كه در اين زمينه وضع شده در سازمان حسبه مورد توجه بوده و محتسبان نظارت بر اين امور را از وظايف اصلي خود مي‌دانستند. به طور خلاصه اهم صلاحيت حسبه به اين شرح بود:
1- حفظ نظم و امنيت شهر و جلوگيري از تجاوز به مال و عرض و جان و حيثيت مردم.
2- نظارت بر معاملات و داد و ستد و جلوگيري از معاملات خلاف قانون و مضر حال مردم.
3- دستورات مربوط به حفظ نظافت شهر و جلوگيري از آلودگي كوچه ها و خيابان ها.
4- نظارت بر اوزان و مقادير
5- تأمين آذوقه شهر و جلوگيري از احتكار
6- نظارت بر طرز ساختن ابنيه و نظارت بر اماكن عمومي.
7- نظارت بر امور اصناف و پيشه وران
ابن اخوه دربارة حسبه بر نان پزان مي‌نويسد: «محتسب به آنان دستور مي‌دهد كه دكان هاي خود را تمييز كرده و تنور، ماله و آب آن را نظيف نگاه دارند و ظروف و قدح ها را پاكيزه شستشو دهند. و محتسب بايد مراقب باشد كه آنها در پختن نان غش نكنند و ظاهر نان را با مواد رنگي نظير زعفران و رنگ هاي مصنوعي زينت نكنند.»
دربارة اغذيه‌فروشان و شيريني پزان نيز وظيفة ‌محتسب آن است كه كيفيت ساخت و پخت آن را زير نظر داشته باشد تا كار خود را به نحو احسن انجام دهند و از غش و خيانت بپزهيزند و همواره موازين سلامت و صحت و نظافت را در شغل خود مراعات كنند.
و در باب بيست و چهارم از كتاب معالم القربه دربارة حسبه بر داروسازان مي‌خوانيم:
« تدليس و تقلب در اين زمينه بسيار زياد است زيرا گياهان دارويي و شربت هاي حاصله از آن از جهت طبيعت و مزاج گوناگون است و درمان با آنها متناسب با خصوصيات تركيبي آنهاست بر محتسب لازم است كه آنان را بيم دهد و از مجازات و تعزير بترساند و در فرصت هاي مختلف بدون اين كه از قبل در جريان باشند داروهاي آنها را مورد آزمايش قرار دهد.»
محتسب همچنين مراقبت در كار اطباء و داروسازان مي‌كرد تا اين اصناف در كار خود تخلف نكرده و از راه درست منحرف نگردند. محتسب موظف بود تا تنها كساني كه معلومات و تجربياتي در كار دارو دارند به اين حرفه اشتغال ورزند و نيز عهده دار بود كه سازندگان داروها را به ترس از خدا و مكافات الهي و مجازات هاي فوري متذكر كند.
گفتار سوم: تاريخچة جرايم بهداشتي، درماني و دارويي در حقوق ايران
قانون گذاري مدون در ارتباط با جرايم بهداشتي، درماني و دارويي پس از مشروطيت با تشكيل مجالس شوراي ملي آغاز شد تا اين تاريخ،‌‌ محاكم شرع هنوز رسماً در كشور وجود داشت و براساس فقه اسلامي‌به اختلافات مردم و جرايم آنان رسيدگي و حكم صادر مي‌كرد. اولين قانوني كه به طور مشخص مقرارتي را در زمينه امور پزشكي وضع كرده و جرايمي‌را براي صاحبان اين حرفه مقرر نموده است قانون طبابت 1290 هـ.ش مي‌باشد. براساس مادة ‌اوّل اين قانون «هيچ كس در هيچ نقطه ايران حق اشتغال به هيچ يك از فنون طبابت و دندانسازي ندارد مگر آن كه از وزارت معارف اجازه نامه گرفته و به ثبت وزارت داخله رسانيده باشد.»
در ماده دهم و دوازدهم اين قانون، برخي از جرايم پزشكي مورد اشاره قرار گرفته است. در سال 1304 «قانون مجازات عمومي» به تصويب كميسيون عدلية مجلس شوراي ملي رسيد در اين قانون براي برخي از جرايم بهداشتي، درماني مانند، صدور تصديق‌نامه خلاف واقع توسط پزشك (ماده 110) فراهم آوردن وسايل سقط جنين (ماده 183) و افشاء اسرار بيماران (ماده 220) مجازات هايي پيش بيني گرديد. قانون مزبور پس از پيروزي انقلاب با تصويب مقررات جزايي جديد نسخ گرديد.
«قانون طرز جلوگيري از بيماري هاي آميزشي و بيماري‌هاي واگيردار» مشتمل بر 24 ماده در سالل 1320 به تصويب رسيد در اين قانون نيز مقرراتي در مورد امور بهداشتي، درماني مقرر و جرايم و مجازات هايي در اين زمينه پيش بيني شد.
نخستين قانوني كه به طور نسبتاً جامع جرايم امور بهداشتي، درماني و دارويي را پيش بيني نمود، «قانون مربوط به مقررات امور پزشكي و دارويي» بود كه در سال 1334 به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد. اين قانون كه مشتمل بر 35 ماده و 22 تبصره بود مادة‌10 قانون طبابت 1290 را منسوخ اعلام و مقررات كامل را براي امور درماني و دارويي مقرر نمود. پس از آن در تاريخ 12/4/1346 مجلس شوراي ملي « قانون مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي» را در 17 ماده و 7 تبصره تصويب نمود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بهداشت و درمان و تأمين خدمات بهداشتي درماني و مراقبت هاي پزشكي به عنوان يكي از حقوق مسلّم مردم در قانون اساسي به رسميت شناخته شد.
با توجه به نظرية شماره 5736 شوراي نگهبان در تاريخ 17/7/61، قوانين و مقررات سابق كماكان معتبر و قابل اجرا اعلام شد و به همين دليل «قانون مربوط به مقررات پزشكي و دارويي» مصوب سال 1334 و «قانون مواد خوردني،‌ آشاميدني،‌ آرايشي و بهداشتي» مصوب 1346 همچنان مورد استناد محاكم قرار مي‌گرفت تا اين كه در تاريخ 23/12/67، «قانون تعزيرات حكومتي امور بهداشتي و درماني» كه موضوع اصلي اين نوشتار است توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب رسيد. اين قانون مشتمل بر چهار فصل به شرح زير به ذكر جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و مجازات آنها پرداخت: فصل اول: تعزيرات حكومتي خدمات تشخيصي و درماني؛ فصل دوم: تعزيرات‌ توزيع، فروش دارو و شيرخشك و ملزومات پزشكي، دندانپزشكي و آزمايشگاهي؛ فصل سوم: تعزيرات توليد، توزيع و فروش مواد خوردني، آشاميدني،‌ آرايشي و بهداشتي؛ فصل چهارم: ساير مقررات.
قانون مذكور تحت تأثير عوامل خاص و خارج از مجراي واقعي قانونگذاري و به صورت غيركارشناسانه با شرايط اجرايي متفاوت (قوة مجريه) به تصويب رسيد.
با توجه به جوابية شوراي نگهبان در پاسخ استعلام رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص تعارض بين مصوبات مجمع و قوانين مجلس، مصوبات مجمع را ارجح و اولي بر قوانين اعلام نموده است.
از همان زمان اختلاف نظر در مورد جرايم بهداشتي، درماني و دارويي و محاكم صالح براي رسيدگي به آن درگرفت كه در جاي خود به بررسي آن خواهيم پرداخت.
در سال 1374 مادة‌ سوم« قانون مربوط به مقررات امور پزشكي و دارويي و مواد خوردني و آشاميدني» مصوب 1334 اصلاح گرديد و عليرغم آن كه صلاحيت دادگاه هاي انقلاب در « قانون تشكيل دادگاه هاي عمومي‌و انقلاب» مصوب 1373 شمرده شده بود، رسيدگي به جرايم موضوع مادة 3 اصلاحي نيز در صلاحيت محاكم انقلاب قرار گرفت و بر اختلافات محاكم در اين زمينه افزود.
مبحث دوم:
ماهيت جرايم بهداشتي، درماني و دارويي
و تفاوت آن با تخلفات انتظامي
در اين مبحث ابتدا به بررسي مفهوم جرايم بهداشتي و درماني و دارويي خواهيم پرداخت، پس از آن عناصر تشكيل دهندة اين جرايم را بررسي نموده در گفتار سوم، تفاوت اين جرايم با تخلفات انتظامي‌را بررسي خواهيم كرد.
گفتار اول: مفهوم جرايم بهداشتي، درماني و دارويي
الف) مفهوم جرايم بهداشتي
بهداشت در لغت به معناي نگاه داشتن تندرستي، حفظ صحت و وسيله هاي نگهداري سلامت آمده است.
معناي اصطلاحي بهداشت نيز از معناي لغوي دور نيفتاده است چنانكه پاره اي از نويسندگان بهداشت را به معناي نگهداري و اعتلاي سلامت، پيشگيري از بيماري و افزايش قدرت جسمي‌، روحي و اجتماعي افرادي كه به علت بيماري ناتوان شده‌اند دانسته اند.
در اساسنامة سازمان جهاني بهداشت، تندرستي اين گونه تعريف شده است: «تندرستي يك حالت رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي است و نه تنها نبود بيماري يا ناتواني.
با توجه به اين تعريف بهداشت را به طور مختصر مي‌توان به معناي تأمين ، حفظ و ارتقاء تندرستي دانست.
در قوانين و مقررات تجاري تعريف صريحي از بهداشت به چشم نمي‌خورد تنها در آيين نامة بهداشت محيط مصوب 24/4/71 هيأت وزيران اين تعريف براي بهداشت محيط ارائه شده است.
«بهداشت محيط عبارت است از كنترل عواملي از محيط زندگي كه به گونه اي روي سلامت جسمي‌، رواني و اجتماعي انسان تأثير مي‌گذارند.» بند دوم از مادة يك « قانون تشكيلات و وظايف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي» نيز به برخي از ابعاد بهداشت اشاره كرده است؛
مادة‌1- وظايف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي عبارتند از:
- ….
- تأمين بهداشت عمومي‌و ارتقاء سطح آن از طريق اجراي برنامه هاي بهداشتي مخصوصاً در زمينة بهداشت محيط و كنترل و نظارت بهداشتي بر سموم و مواد شيميايي مبارزه با بيماري ها،‌ بهداشت خانواده و مدارس، آموزش بهداشت عمومي‌، بهداشت كار و شاغلين با تأكيد بر اولويت مراقبت هاي بهداشتي اوليه به ويژه بهداشت مادران و كودكان با همكاري و هماهنگي دستگاه هاي ذيربط.»

sdf209

2-1-20-عوامل موثر بریادگیری................................................................................................................51
2-1-21-بنیاد فلسفی نظریه های یادگیری..................................................................................................52
2-1-22-پیشینه نظریه های یادگیری...........................................................................................................53
2-1-23-یادداری.........................................................................................................................................53
2-1-24-انگیزه پیشرفت تحصیلی...............................................................................................................57
2-1-25-نقش انگیزش در یادگیری.............................................................................................................60
2-2-مبانی تجربی تحقیق............................................................................................................................65
2-2-1-تحقیقات داخلی..............................................................................................................................65
2-2-2-تحقیقات خارجی............................................................................................................................68
فصل سوم:روش شناسی تحقیق
3-1-روش تحقیق........................................................................................................................................72
3-2-جامعه آماری.......................................................................................................................................72
3-3-روش نمونه گیری وحجم نمونه..........................................................................................................72
3-4-روش جمع آوری اطلاعات.................................................................................................................72
3-5-ابزارهای مورد استفاده........................................................................................................................72
3-6-روش اجرای آموزش بدیعه پردازی.....................................................................................................73
3-7-روش آماری تجزیه وتحلیل داده ها.....................................................................................................75
3-8-روایی ابزار اندازه گیری.......................................................................................................................77
3-9-روش پایایی پرسشنامه های مورد استفاده............................................................................................78
3-11-چگونگی نمره گذاری وتحلیل پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی.............................................79
فصل چهارم:تجزیه وتحلیل وبیان نتایج حاصل از تحقیق
4-1-مقدمه.................................................................................................................................................81
4-2-مقایسه وتحلیل پیش آزمون ها............................................................................................................83
4-3-مقایسه وتحلیل آزمون های یادگیری..................................................................................................85
4-4-مقایسه وتحلیل آزمون های یادداری....................................................................................................85
4-5-مقایسه وتحلیل آزمون های انگیزش پیشرفت تحصیلی..........................................................................
فصل پنجم:بحث ونتیجه گیری
5-1-مقدمه:..................................................................................................................................................
5-2-خلاصه پژوهش..................................................................................................................................86
5-3-بحث وتفسیر یافته ها.........................................................................................................................87
5-4-پیشنهادات
5-1-4-پیشنهادات کاربردی........................................................................................................................92
5-2-4-پیشنهادات پژوهشی.......................................................................................................................94
5-5-محدودیت ها.......................................................................................................................................95
فهرست منابع:
الف-منابع فارسی.......................................................................................................................................98.
ب-منابع لاتین.................................................................................................................................................
فصل یکم
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه :
با ورود به هزاره سوم ميلادي ،دانش تجربي نو و پيشرفت هاي فن آوري اين امكان را فراهم ساخته است كه بازنمايي ذهني انسان از كره زمين به « دهكده جهاني » و بزرگراه هاي اطلاعاتي بهبود يافته و ضرورت چاره جويي در مسائل اجتماعي،اقتصادي، فرهنگي و در مجموع بهره مندي از كيفيت بهزيستي و با هم زيستي بيش از پيش احساس می گردد(احقر1383).از آنجايي كه آموزش و پرورش در شكل دهي سرمايه انساني و اجتماعي نقش تعيين كننده اي داشته است بنابراین؛انتظار مي رود نسل امروز را براي زندگي در جامعه فردا آماده سـازد و با توجه به اهميت علوم تجربی ،آگـاه بودن از وضعيت و ماهيت دانش علمي ،چگونگي خلق آن و وابستگي به آن ،نه تنها براي دانشمندان بلكه براي همه ما بخش عمده اي ازآموزش راتشكيل ميدهد ( به نقل ازبی.آر.هرگهنام2001ترجمه سیف،علی اکبر).اگر بپذيريم كه علوم در تعيين جايگاه فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي يك جامعه نقش مؤثري دارد آن گاه به اهميت آموزش علوم و نيز لزوم همگاني كردن آن بيشتر پي مي‌بريم.
آموزش علوم و فناوري يكي از پايه‌هاي اساسي آموزش و پرورش است كه تأثير مستقيم آن در توسعه فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و افزايش سرمايه هاي مادي و معنوي يك جامعه به خوبي مشخص شده‌است. یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است به همین سبب کیفیت آموزشی از سطح مطلوب برخوردار نیست و دانش آموزان علاقه زیادی به تحصیل نشان نمی دهند.یکی از دلائل آن عدم آشنایی معلمان با روش های نوین تدریس است.پیشرفت روز افزون علوم و تحقیقات گوناگون در حیطه های مختلف حاکی از آن است که اطلاعات بشر روز به روز افزایش می یابد و مطالب جدیدی به دست می آید.امروزه هر فردی ناچار به استفاده یافته های جدید است روش تدریس فعال ونوين که در آن مشارکت دانش آموز و معلم را می طلبد و به جای انتقال مطالب به دانش آموز ، به افزایش توانایی یادگیرنده در فرایند یادگیری عنایت دارد. به دلایل متعدد از جمله تاکید براصولی از کلیات نظام آموزش و پرورش کشور و اهداف دوره های تحصیلی ، نگرش های جهانی ، رشد روز افزون تحقیقات ، سرعت فن آوری و تکنولوژی ، ضرورت کار بست تدریس فعال را می طلبد(احمدی1386) .
ادیان و رهبران مصلح اجتماعی نیز تأکید بر نوعی فعال سازی ذهن و جلوگیری از تقلید کورکورانه در اصول و روشهای زندگی دارند، لذا آموزش و تدریس های متکی بر روشهای فعال گامی است در اشاعه و ترویج علم و پرورش انسان های آزاد و آگاه که می توانند در توسعه و فناوری مثمر ثمر باشند در روش تدریس فعال ،سعی بر این است که فراگیران خود در کسب مفهوم سهیم باشند و از طرق مختلف به فعالیتهای ذهی ، علمی، فردی و گروهی برخوردار گردند (مشایخ1386).
از مهمترين دستاوردهای آموزش علوم در مدارس، تربيت افرادي است كه داراي معلومات و آگاهي‌هاي لازم هستند تا بتوانند منطقي فكر كرده و آگاهانه تصميم بگيرند (پرویزیان1384).در چند دهه اخير، نگرش جهانيان در مورد فرايندهاي ياددهي- يادگيري به طور كامل تغيير كرده‌است. در سالهاي نه چندان دور، بسياري اعتقاد داشتند كه ذهن دانش‌آموزان همانند ظرف های خالي است كه در انتظار پر شدن با دانش و معلومات است در دنیای کنونی پیشرفت وتوسعه هر جامعه رابیش ازهرچیز درگرو تربیت نیروهای انسانی کارآمدی می دانندکه بتوانند با اندیشه پویا وخلاق خودامکانات بالقوه موجود درآن جامعه رابه امکانات بالفعل وقابل استفاده تبدیل نمایند(میرشمشیری1390).درپژوهش های متعددی نشان داده شده است که آموزش درس علوم تجربی ،درسی عملی وآزمایشگاهی است امادر ایران بیشتر از روش های سنتی استفاده می شود ورویکرد معلم محوری خاصی بر آن حاکم است.فعالیت های تجربی در آموزش این درس در نظام آموزشی کشور جز در موارد اندک ،در بیشتر موارد به شیوه سنتی است ؛لذا دانش آموزان ممکن است به هدف های مورد نظر این درس نائل نشوند.درچنین وضعیتی آموزش درس علوم تجربی به شیوه سنتی وحافظه مدار وسخنرانی هرگز دانش آموزان را برای مواجهه با مسایل در هم تنیده دنیای امروز وفردا آماده نخواهد کرد. (یوسفی،قاسمی،1388).
دورین وکرب (2009).درتحقیق خود به این نتیجه رسیدکه درآموزش به شیوه سنتی دانش آموزان نتوانسنه اند ازعلومی که یادگرفته انددرزندگی روزمره خود استفاده کنند. شمار کج فهمی های دانش آموزان بسیار زیاد بوده است وبالغ بر90/. ازفارغ التحصیلان سوادعلمی را به دست نمی آورندوحتی ازمهم ترین هدف های مفروض درآموزش نیز مهجور مانده اند.وی معتقداست که برای داشتن نظام آموزشی سازنده ،نظام سنتی باید متحول شودوبه سوی آموزش خلاق هدایت گردد.
موالم(2010).درتحقیق خود بیان داشته است که دانش آموزن اغلب نمی توانند از دانش خود برای توضیح وپیش بینی پدیده ها استفاده کنندودر حل مسایل جدید ناتوان هستند،این مشکل ناشی از این واقعیت است که آموزش های داده شده فاقدراهبردهای کیفی مورد نیاز یرای استدلال آنها می باشد(امام قلی وند،1385).
سازه انگیزه تحصیلی درمحیط های آموزشی به رفتارهایی که به یادگیری وپیشرفت مربوط است اطلاق می -شود(کاستلو2008). انگیزه تحصیلی راتمایل یادگیرنده به مشغول ودرگیر شدن در فعالیت های یادگیری وتلاش مستمر در انجام دادن وپایان رساندن آن فعالیت می دانند.(بریانت2010).
پ‍ژوهش ها نشان مي دهد كه يادگيري مفاهيم ،در شرايطي رخ مي دهد كه دانش آموزان انگيزه پيدا كرده و به طرف مطلب جديد جذب شوند . شيوه هاي نوين تدربس در آموزش و پرورش كمك مي كند كه دانش آموزان به كارهاي نو دست بزنند و با هر موضوعي خلاقانه برخورد كنند.در نظامهاي آموزشي نيز تاكيد عمده بر پرورش خلاقيّت دانش آموزان است . خلاقيّت براي بقاي هر جامعه اي لازم است و براي ايجاد و تداوم آن در افراد ،بايستي عادت به تفكر را در آنها ايجاد كرد چرا كه خلاقیّت با تفكر به وجود مي آيد.
يكي از هدف هاي مهم در محيط پرتلاطم و متغير كنوني، آموختن شيوه هاي خلاقيّت و نوآوري است ويكي از الگوهاي تدريس كه باعث پرورش ظرفيت مشكل گشايي دانش آموزان و هدايت آنها به بيان خلاق مي شودالگوي بديعه پردازي است.روش تدریس بدیعه پردازی ازجمله روش های پرورش خلاقیت محسوب می شود که به وسیله ویلیام جی .جی .گوردون وهمکارانش(1961).ابداع گردید.
گوردون مطالعه موردی بر روی افرادی راآغاز کرد که به طور همزمان درپروژه مربوط به خلاقیت وروانکاوی درگیربودند.نتایج مصاحبه ها ،گویای علاقه فزاینده به تشابهات خلاق درعلوم بود واین تشابهات رویکرد خلاقیت رابرای هر دوی دانشمندان وهنرمندان آسان می کرد..
پرداختن به فعالیت های استعاری در روش بدیعه پردازی ساختی را به وجود می آورد تا اشخاص به وسیله آن بتوانند خود رابرای تخیل وایجادبصیرت درفعالیت های روزانه رهاسازند .گوردون به این شیوه "آشنایی سازی"می گوید،یعنی فرد تلاش می کند تا بادیدی تازه به چیزهای آشنا بنگرد.اساس تفکربدیعه پردازی فعالیت استعاری وتمثیلی است که براساس شباهت امور ومقایسه آن بایک چیز یایک فکربه جای یک چیز یافکر دیگرساخته می شود(حسینی وهمکاران،1387).
اوجی نژاد(1386).آلان وریچارد(2006).بیان داشته اند،هنگامی که دانش آموزان برخی چیزها رادر مورد توضیحات متوجه نمی شوند با این که بعضی از اطلاعات در توضیحات آن ها وبعضی ازمعلومات فرضی وجود نداردوهمچنین درمواردی که مفهوم خارج از تجربه دانش آموزان باشد راه مناسب استفاده ازیک قیاس بامدل است (شریفی،داوری1387).تأثیر الگوی بدیعه پردازی رابر پیشرفت تحصیلی در درس انشا وعلوم تجربی مورد تأیید قرار داده اند.روش بدیعه پردازی درپژوهش نوبی(2009).افزایش خلاقیت وحل مشکلات رابه دنبال می آورد.
اکنون پرسش اصلی این پژوهش آن است که تاچه حد تدریس به شیوه بدیعه پردازی که امروزه به عنوان یکی از روش های فعال معرفی شده است در مقایسه با روش آموزش رایج(سنتی) ،باعث افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان پایه ششم مدارس شهرستان سرپل ذهاب می شود؟
1-2-بیان مسأله :
در سال های اخیر، خلاقیت یکی از محورهای مورد بحث در آموزش وپرورش بوده است وهمچنین به این نکته توجه شده است که روند آموزش، باید برای دانش آموزان پویا باشدودانش آموزان ،خود در امر آموزش شرکت کنند،تفکر کنند،وایده های بکر ارایه نمایند.هدایت دانش آموزان دراین مسیر پرتلاطم مسئولیتی خطیر است .بی تردید فردی که توان همگام شدن با تحولات زمان ومکان وسازگاری با آنها راندارد محکوم به فناست. آموزش صحیح که درقلب آن یادگیری مطلوب ودرپی آن یادداری باثبات قرار دارد ازمباحث مهم وحساس می باشد که دراین تحقیق به طورمبسوط به آن تأکید شده است .شايان ذکر است معلم شکل دهنده جو کلاس است و مهمترين نقش را در پرورش خلاقيت دانش آموزان برعهده دارد و مي‌تواند اين نقش را از طريق روشهاي تدريس در کلاس به انجام رساند.
تدريس،تنها فعاليت معلم در کلاس درس نيست بلـــکه فعاليتي دو جانبه از طرف معلم و دانش آموزان مي باشد که در جريان آن،بين دانش آموزان با يکديگر و معلم تعامل وجود دارد.(اکبرزاده1383).
روش تدريس را مي توان به دو گروه عمده تقسيم کرد: روش هاي تدريس فعال و روشهاي تدريس غير فعال در روش تدريس غير فعــــال، فقط معلم نقش فعالي را در جريان تدريس به عهده دارد و مطالبي را که از قبل تعيين شده است به طور شفاهي در کلاس بيان مي کند و دانـــــش آموزان در اين ميان واکنش چنداني از خود نشان نمي دهند.بنابراين خلاقيت فقط جاى اندكى درآموزش سنتى دارد، زيرا در آموزش سنتي کسب مهارت خواندن و نوشتن مهم است و ارائه مفاهيم به صورت شفاهي ازطرف معلم و تكرار و حفظ كردن و پس دادن مطالب توسط شاگردان انجام مي شود..بدين ترتيب ذهن شاگردان با جزئيات شتاب زده و نامربوط انباشته مي شود و آنها از يادگيري مطالب مهم درسي و قابل فهم محروم مي گردند، و تلاشي براي پاسخ هاي چالش انگيز وجود ندارد.شيوه هاي آموزش سنتي دانش آموزان رابا روش هاي شناختي که مرتبط با دنياي فردا است همراه نمي کند و چنين تدريس نامناسبـــي همراه با عدم طرح موضوعات بحث برانگيز، محيط آموزشي ملالت‌آوري را ايجاد مي‌کند.درنتيجه باعث عدم کنجکاوي وسئوال و مشارکت از جانب کودک مي شود(بنی عقیل1387).
تاکنون متخصصان روش های مختلفی را برای پرورش تفکر خلاق پیشنهاد کرده اند که روش آموزش بدیعه پردازی یکی از آنهاست وهدف اصلی ما در این تحقیق قرار گرفته است . بدیعه پردازی یکی از روش های فعال یادگیری است که خلاقیت دانش آموزان را افزایش می دهد .
درس علوم تجربی باتمرکز برپرورش وتوسعه مهارت های یادگیری مادام العمر برآن است تاشاگردان خلاق تری تحویل جامعه دهدوآنان رابرای جهان همواره درحال تغییر آماده کند وبا مهیا شدن زمینه های بروز ایده های نو وبدیع ،توانایی خلاقیت وآفرینندگی را در خویش بارور کنند.ودر دوران تحصیل وزندگی به کارگیرند (احقر1383).با توجه به روند کنونی آموزش وپرورش که با بهره گیری از روش تعلیم وتربیت سنتی تأکیدفراوان بر فراگیرندگان مطالب درسی ،کسب نمرات عالی بدون هر گونه دخل وتصرف وعدل از موادومحدوده تعیین شده داردبه همین دلیل پژوهشگران سعی می نمایند با انجام تحقیقات به بررسی تاثیر به کارگیری الگوی تدریس بدیعه پردازی به عنوان یکی از روش های فعال تدریس بر پرورش خلاقیت دانش آموزان بپردازند.(سلسبیلی1386).باتوجه به موارد فوق الذکر هدف از طراحی واجرای تحقیق حاضر مقایسه میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی و روش رایج، بریادگیری- یاد داری وانگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه ششم در درس علوم تجربی شهرستان سرپل ذهاب می باشد وبرای رسیدن به هدف مورد نظر فرضیه های مورد نظر در این تحقیق باید مورد بحث وبررسی قرارگیرد.
1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق:
با توجه به پیشرفت تکنولوژی و تغییرات مداومی که به وجود می آید باید شرایط تغییر درهر جامعه ای ایجاد شود. شرط اولیه هر تغییری شناخت و آگاهی است که به دنبال آن باید کار با برنامه ریزی برای دست یابی به اهداف مطلوب صورت گیرد..
اهمیت و ثمر بخشی روشهای تدریس و یادگیری بهتر، همواره مورد نظر دانشمندان و محققین علوم تربیتی بوده است . از آغاز قرن بیستم توسط مومان و لای و سپس کلاپارد، ماریا منتسوری ، جان دیویی ، هربارت ثورندایک و همکارانش وهیلدا تاباو راجرز و ....در بسیاری از کشورها مطالعات زیادی به مدت چهل سال در مورد ثمر بخشی میزان روشهای آموزش در کلیه دروس انجام گرفت تاریخچه مطالعات نشان می دهد روشهای تدریس چه در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و چه در ایجاد انگیزه و رضایت خاطر ، پرورش شخصیت ، رشد خلاقیت آنان موثر است (سلسبیلی1386).
وظیفه معلمان در فرآیند تدریس تنها انتقال واقعیت های علمی به دانش آموزان نیست بلکه باید موقعیت و شرایط مطلوب یادگیری را فراهم نمایند و چگونه اندیشیدن و چگونه آموختن را به شاگردان بیاموزند. یعنی کار معلم نه تنها انتقال دانش ، بلکه پرورش توان تفکر منطقی و پرورش شخصیت سالم است(احقر1383).
معلم در ایجاد موقعیت مناسب یادگیری، قادر به تغییر و کنترل بسیاری از عوامل نیست اما تا حدی می‌تواند با تعیین هدف های صریح اجرایی و اتخاذ الگو و روش های مناسب تدریس و تهیه و به کارگیری تجهیزات لازم و ایجاد نوعی ارتباط سالم با شاگردانش ، کیفیت تدریس خود را دست خوش تغییر و تحول و پیشرفت کند(سیف1387) .با توجه به دیدگاه های مختلفی که در ارتباط با ضرورت تدریس علوم تجربی به ویژه در دوره ابتدایی وجود دارد،اهمیت پرداختن به بحث و پژوهش درباره روش های تدریس علوم تجربی در دوره ابتدایی و نقش آن در پرورش شناخت علمی کودکان آشکار می شود(تجری1386). اهمیت ثمربخشی روش های تدریس ویادگیری بهتر همواره مورد نظر دانشمندان ومحققین علوم تربیتی بوده است.تاریخچه مطالعات نشان می دهدروش های تدریس چه درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان وچه درایجاد انگیزه ورضایت خاطر ،پرورش شخصیت ورشدخلاقیت آنان وموثراست. روش های تدریس به منزله روشنایی های متفاوتی هستندکه هرکدام بردشان تا شعاع خاص رادربرمی گیرند.البته باید اذعان نمودکه هریک از روش هادرارتباط با موقعیت های مختلف ازکارایی ویژه ای برخوردار هستند ،به عبارت دیگرهریک درجای خویش مثمر ثمر هستند.(قورچیان،1377) .امروزه شیوه های نوین وفعال تدریس توجه مسئولان ودبیران رابه خودجلب کرده است .در این شیوه ها فراگیر وعلایق وتوانمندی های او در مرکز توجه قرار دارد ومعلم تلاش می کند تا توانایی های فراگیران رادرمهارت های گوش دادن گفتن ،خواندن ،نوشتن ،استدلال،مقایسه،تطبیق،تجزیه وتحلیل ،سازندگی وخلاقیت تقویت کندوباتوجه به این موضوع محتوای درسی رادرکلاس های درسی ارائه می دهد(شریفی وهمکاران1387). در بسیاری مواقع شاید این دور از واقعیت نباشد که نه معلم می‌داند محتوایی را چرا باید درس بدهد و نه دانش‌آموز چرایی را انتخاب محتوا را می‌داند نه معلم ‌می‌داند محتوا را به چه روش صحیح و سودمندی تدریس نماید و نه دانش‌آموز چگونه یادگرفتن را می‌داند، معلم صرفاً درس می‌دهد و فراگیران نیز به طور موقتی حفظ می‌کنند، ما فقط یادگرفته‌ایم درس بدهیم و دانش‌آموزان نیز آموخته‌اند که تنها حفظ نمایند و چون و چرا مطالب را از ما بپذیرند (سبحانی نژاد وهمکاران1385).آیا معلم به طور معمول ، پیش از تدریس ارزیابی می‌کند که هدف از تدریس این مطالب چیست ؟ و آیا از خود می‌پرسد این محتوا چگونه باید تدریس شود ؟ یا فقط به طور یکنواخت به روش حفظی به یادگیری طوطی وار می پردازد. متن آموزشی که در اختیار همه قرار دارد ، اما چگونگی تدریس مهم است . موفقیت معلم در استفاده از شیوه‌های فعال تدریس است . به اعتقاد محقق ،شیوه فرآیند یاددهی – یادگیری از خود موضوع درسی مهمتر است.کارائی روش ها یی نظیر : سخنرانی ، انتقال اطلاعات از معلم به دانش‌آموز و به یاد سپاری و تأکید بر محفوظات که شالوده روشهای سنتی تدریس است مدتهاست مورد ایراد و پرسش قرار گرفته است (حیدری وهمکاران1388). از نتایج پژوهش حاضرمی‌توان در دوره های ضمن خدمت آموزش معلمان ، درتدریس درس روش و فنون تدریس در دانشگاه ها و مراکزتربیت معلم استفاده نمود . به کارگیری این روش ها حتی به صورت کارگاهی در آموزش معلمان منجر به بهبود کیفیت تدریس می شود.
بنابراین،این تحقیق ضمن مشخص کردن میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و مقایسه آن با روش ها ی رایج یادگیری ویاد داری تدریس یاهمان روش های سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کوشش می‌نمایند تا شرایط فیزیکی و روانی انجام چنین روش هایی را تبیین کند تا معلمین بتوانند با استفاده مناسب از انواع روش تدریس فعال موجب رشد قوه تفکر ، خلاقیت ، اعتماد به نفس ، روحیه کاوشگری ذهن دانش‌آموز شوند و باتأکیدبر رویکردهای مبتنی برآموزش مناسب در راستای تحقق اهداف کلیدی این درس، گام های موثرتری بردارند .
1- 1-4-اهداف تحقیق
1-4-1- هدف اصلی:
تعیین میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی و روش رایج، بریادگیری و یاد داری وانگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه ششم در درس علوم تجربی شهرستان سرپل ذهاب
2-4-2-اهداف جزیی:
1-مقایسه تأثیرالگوی بدیعه پردازی با روش سنتی برمیزان یادگیری های دانش آموزان در درس علوم تجربی .
2- مقایسه تاثیرالگوی بدیعه پردازی با روش سنتی برمیزان یادداری های دانش آموزان در درس علوم تجربی.
3- مقایسه تاثیرالگوی بدیعه پردازی با روش سنتی برمیزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی.
1-5- فرضیات تحقیق:
1-بین دانش آموزان دوگروه(آموزش دیده بدیعه پردازی باسایرالگوهای سنتی )ازنظر میزان یادگیری تفاوت معناداروجود دارد.
2- بین دانش آموزان دوگروه(آموزش دیده بدیعه پردازی باسایرالگوهای سنتی) ازنظر میزان یادداری تفاوت معناداروجود دارد.
3- بین دانش آموزان دوگروه(آموزش دیده بدیعه پردازی باسایرالگوهای سنتی) ازنظر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی تفاوت معناداروجود دارد.
1-6- تعاریف نظری(مفهومی) واژگان به کار رفته در تحقیق:
یادگیری:
یادگیری، نتیجه و برآیند آموزش های برنامه ریزی شده یا تجربی که بر اثر تمرین یا برخورد مستمر در فرد نهادینه شده و نمود بیرونی در رفتار دارد . چنین یادگیری با استفاده از ابزارهای مناسب قابل سنجش و اندازه گیری است (مشایخ1386) .
یادگیری از تمرین یا کوشش تقویت‌شده به دست ‌می‌آید. به دیگر سخن، تنها رفتار تقویت‌شده آموخته می‌شود.در کل یادگیری را می توان از یک سو به تغيير رفتار نمايان و از سوی دیگر به استعداد يا توانمندي در پاسخ دادن تعریف نمود.(سیف1388) .
یادداری:
منظور از یادداری، توانایی به یادآوری اطلاعات از حافظه درازمدت می باشد. بدین معنی که یادگیری دانش آموزان تا چه حد معنی دار بوده است ،که آنها بتوانند بعد از گذشت چند مدت برای پرسش هایی که ازمتن مورد تدریس از آنها می شود جواب صحیح داشته باشند(مالکی1389) .
انگیزش پیشرفت تحصیلی:
انگیزش، به نیروی ایجادکننده ،نگهدارنده وهدایت کننده رفتار گفته میشود(یوسفی1388).منظور از انگیزش پیشرفت یا انگیزش موفقیت ،میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت وشرکت درفعالیت هایی است که موفقیت درآن هابه کوشش وتوانایی شخص بستگی دارد(سیف1388).با این انگیزه افراد تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف ،رسیدن به هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار خود دنبال می کنندتا بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری وپیشرفت تحصیلی کسب نمایند.
روش بدیعه پردازی:
روش تدریس بدیعه پردازی ،روشی است که یادگیرندگان رابرمی انگیزاندتا ایده ها یا افکار نو وخلاق را بپرورانندوارائه دهند.این روش به فرد فرصت ابتکارمی دهدتا امکانات موردنیاز برای ابراز خویشتن رابررسی کندودر رویارویی با مسائل از راه حل های نوین بهره گیرد(قوشلی،1384).درتعریف دیگری روش تدریس بدیعه پردازی روشی است که خلاقیت افرادراطوری پرورش دهدکه بتوانندبایکدیگر همیاری داشته باشند وبه حل مسائل بپردازندوبه طراحی محصولات اهتمام ورزند(آنجفی1387).بدیعه پردازی ،شامل رویه هایی برای توسعه وگسترش رفتارکارگروهی است.این روش برای تمام دانش آموزان فرصتی رافراهم می سازدتا درفرایند حل مسئله به طورکامل تری مشارکت داشته باشند. (به نقل ازهاپکینز دیوید،ترجمه مهر محمدی وعابدی1385).
روش تدریس رایج(متداول) :
اين روش که سابقه اي طولاني در نظام هاي آموزشي دارد به ارائه مفاهيم به طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش کردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد مي پردازد.(به نقل از فونتانا دیوید،ترجمه مهشید فروغان1389). در اين روش يک نوع يادگيري و رابطه ذهني بين معلم و شاگرد ايجاد مي شود در تعریفی دیگرروشهای سنتی به روش هایی گفته می شود که اکثر مدارس دنیا ، در طول تاریخ آموزش و پرورش از آن استفاده کرده اند و امروزه نیز یکی از متداول ترین روش های حاکم بر مدارس هستند. مهمترین این روشها ، روش حفظ و تکرار، سخنرانی ، پرسش و پاسخ می باشد. .
1-7-تعاریف عملیاتی واژگان به کار رفته در تحقیق:
یادگیری:
دراین تحقیق، منظورازیادگیری تغییر در رفتار است،به عبارت دیگر نتایج یادگیری همواره در رفتار فراگیر قابل مشاهده‌ می باشد یعنی یادگیرنده قادر به انجام کاری خواهد بود که پیش از یادگیری نمی‌توانست آن را انجام دهد .
یادداری:
منظوراز یادداری دراین تحقیق، دادن فهرستي از نام‏ها، ارقام، اشكال و تصاوير، موضوع‏ها و مانند آنها به دانش آموزان است که آن راحفظ کنند و پس از گذشت مدت مشخصي، آنها را به ياد آورند تعداد مطالب به ياد مانده مي‏تواند درجه حافظه را نشان دهد..
انگیزش پیشرفت تحصیلی:
در این تحقیق،گرایش همه جانبه به ارزیابی عملکرد خود باتوجه به عالی ترین معیارها وتلاش برای موفقیت در عملکرد وبرخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد توأم است .
روش تدریس بدیعه پردازی:
دراین تحقیق ،منظوراز روش بدیعه پردازی،روشی است که در آن فراگیران در جریان آموزش برانگیخته شده ودر امر یادگیری می کوشند.در واقع معلم، نقش راهنما وهدایت کننده را ایفاءمی کند ودانش آموز نقش فعالی درکلاس دارد ویک ارتباط متقابل بین معلم وفراگیر وجود دارد .
روش تدریس رایج(متداول):
منظور ازتدریس به روش سنتي همان آموزش رودرروي كلاسي است که در تعامل بين معلم و دانش آموز شكل مي گيرد و به اجرا در مي آيد در اين روش برنامه هاي کلاس درس توسط معلم طراحي و فعاليت هاي کلاسی معلم عمدتاً به کمك سخنراني توسط معلم انجام می پذیرد .

فصل دوم

ادبیات وپیشینه تحقیق
2-1- مبانی نظری تحقیق
2-1-1- مقدمه :
دانش بشری ناشی ازساخت اجتماع است ، سیستم اجتماعی تغییر می کندوهم زمان کهنه می شود . برای حل مسایل نو که ممکن است هر لحظه در زندگی با آن برخورد کنیم ،افرادی توانا لازم است، افرادی که از اندیشه های آزاد وخلاق ومهارت حل مسئله برخوردار باشند .با درنظر گرفتن این شرایط هدف نظام آموزشی بایدتربیت کردن دانش آموزانی توانمند،شهر وندانی مفید برای جامعه درحال تغییرباشد.افزون براین برنامه های مدارس باید بر روش هایی متمرکز گردند که دانش آموزان به جای آموختن وبه خاطر سپردن قابلیت های چگونه آموختن را ازطریق تفکر وبرخورد منظم بامسایل ومشکلات یادبگیرند،زیرا درچنین حالتی است که دانش رشد می کند ویادگیرنده احساس مفید بودن می کند(اکبرزاده1383).
به نظر می رسد درنظام برنامه ریزی درسی ایران ساز وکارهای لحاظ شده برای اشاعه تفکر خلاق ،به دلیل عدم آشنایی با الگویی برای افزایش خلاقیت وبه کارگیری الگوهای منفعل سنتی برای تدریس،کافی نباشد.بااین توصیف،پرداختن به دغدغه هایی(ازقبیل تاچه اندازه کاربرد الگوی آموزشی بدیعه پردازی برای پرورش خلاقیت مناسب است؟)ومعلمان باچه راهکارهایی می توانند شرایط را برای بروز خلاقیت محیا نمایند؟)اجتناب ناپذیر است. ازطرف دیگر اهداف آموزش وپرورش رسیدن یادگیرنده به یادگیری است. به رغم اهمیت حیاتی یادگیری در آموزش وپرورش ،مسئله تبیین نحوه وقوع یادگیری ویاد داری وتحلیل عوامل تأثیرگذاربر آن حوزه ای است که کم وبیش آشفته باقی مانده است یادگیری فعالیتی بی نهایت پیچیده است هر یک از ما جریان پیوسته ومتنوعی از تجربه را درسراسر لحظه های بیداری خود دریافت می کند که هرکدام ازآن ها بالقوه می توانند به یادگیری منجر شوند،اما بخش اعظم آن ها بدون آنکه ردی باقی بگذارند از حیات هشیار ما خارج می شوند.. چه چیز برخی از آنها را به یادسپردنی می کند وبرخی را نه؟ بررسی جنبه های عملی فرایند یادگیری ما را به مسئله روش ها وفنون آموزش می کشاند.به همین دلیل امروزه شیوه های یادگیری با تفکر وخلاق مورد توجه بسیار قرارگرفته است،تاکید این شیوه ها به جای ذخیره سازی انبوهی از مطالب غیر مرتبط در ذهن دانش آموز بر درگیر کردن دانش آموزان با مسایلی است که با زندگی واقعی آنان مرتبط استبه کارگیری این شیوه های بدیعه پردازی سبب می شود دانش آموزان به تفکر عمیق بپردازند،چگونه فکر کردن،چگونه خلق کردن،چگونه یادگرفتن رابیاموزندوبه یادگیرندگانی مادام العمر تبدیل شوند (فونتانا1995،ترجمه فروغان1389) .
برای سمت وسو دادن مدارس به سوی بهره گیری ازالگوهای جدید،باید استفاده از آن الگوها درفضای مدارس حاکم شود وتفکر وبازسازی وتجربه آموزی جانشین شیوه های سنتی گردد. البته این امر نیازمند انجام دادن تحقیقات ومطالعات متعددوبررسی همه جانبه مزایا ومحدودیت های الگوهای سنتی ومقایسه آن باروش های تدریس بدیعه پردازی است تا معلمان با آسودگی خاطر به گزینش واجرای الگوی مناسب اهداف ودرس مورد نظراقدام کنند(عارف نیا1385).
درتوضیح روش های تدریس سنتی باید بیان کرد که منظور از تدریس سنتی،کلیه فعالیت های آموزشی است که درکلاس انجام می شود ومعمولا معلم محور است واگر قرار باشد آزمایشی اجرا شود این معلم است که درگیر آزمایش می شود ودانش آموزان فقط مشاهده گر هستند یامعلم درسی راتوضیح می دهد ودانش آموزان شنونده هستند وبه بیان دیگر یادگیرندگان در فرایند آموزش وتدریس نقشی منفعل دارند .در حالی که الگوي بديعه پردازي بدان منظور طراحي شده است كه هم خلاقيّت فرد وهم خلاقيّت گروه را ارتقاء بخشد. مشاركت درتجربه بديعه پردازي مي تواند موجب پيدايش نوعي حس جمعي دربين شاگران گردد. شاگردان به هنگام ملاحظه نحوه واكنش همكلاسان خود به يك مطلب يا مسأله ، مطالبي را درباره آنان ياد مي گيرند. روش هاي بديعه پردازي به خلق جامعه اي از افراد برابركه درآن صرف داشتن يك انديشه ، تنها پايه ي منزلت اجتماعي است ، كمك مي كند وانديشه ها به خاطرسهم بالقوه اي كه در فرآيندهاي گروهي ايفا مي كنند، ارزشمند تلقي مي شوند اين هنجار ونيز حالت بازي گونه آن شرايط لازم مشاركت گروهي را حتي براي خجول ترين شركت كنندگان فراهم مي كند (میرشمشیری1390). حال در چنين فضايي كه آموزش وپرورش به سمت وسوی روش های فعال تدریس در حركت است ، چگونه يك شخص تحصيل كرده نيازمند اطلاعات، مي تواند اطلاعات جديد را به موقع كسب كرده و دانش خود را روزآمد نگاه دارد ؟ افراد جامعه چگونه می توانند یادگیری مادام العمر را در چرخه یادگیری خویش جای دهند؟ براي پاسخ به اين سئوال ها و ديگر سئوال هاي مشابه ابتدا بايد به اين سئوال پاسخ داد كه روش تدریس بدیعه پردازی چیست ؟ با به دست آوردن شناخت از تعاریف ونظریه های مربوط به تدریس ،انواع روش تدریس،الگوی تدریس بدیعه پردازی وروش های سنتی ومقایسه این دو روش مي توان تمامي مسائل مطرح شده را بهتر درك نمود و فهميد كه چرا دانش آموزان باید در یادگیری مطالب ومباحث علمی خود محور باشند . ما در این فصل ابتدا به بررسی مفهوم و کاربردهای روش تدریس بدیعه پردازی وروش های رایج خواهیم پرداخت ، در نهایت در پرتو این تعاریف و ضرورت ها رابطه و همپوشانی بین این دو واژه را به نمایش خواهیم کشید.
2-1-2-تعریف روش تدریس
برای روش تدریس تعاریف گوناگونی ارائه شده که به برخی ازآنها اشاره می کنیم:روش در مقابل واژه لاتینی « متد » به کار رفته است و واژه متد در فرهنگ فارسی معین و فرهنگ انگلیسی به فارسی آرایان پور به روش ، شیوه ، راه ، طریقه ، طرز و اسلوب معنی شده است .
روش عبارت است ازفرایند عقلانی یاغیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت ویاتوصیف واقعیت .درمعنای کلی تر روش هرگونه ابزار مناسب برای رسیدن به هدف می باشد
روش ممکن است به مجموعه راه هایی که انسان رابه کشف مجهولات هدایت می کندومجموعه قواعدی که هنگام بررسی وپژوهش به کار می روند ومجموعه ابزاروفنونی که آدمی راازمجهولات به معلومات راهبری می کنداطلاق می شود(مهرمحمدی،عابدی1389).
در یک نگاه کلی راه انجام هر کاری را روش گویند.اصطلاح تدريس اگر چه در متون علوم تربيتي مفهومي آشنا به نظر مي رسد ،اكثر معلمان و مجريان برنامه هاي درسي با معني و ماهيت درست آن آشنايي دارند . برداشتهاي مختلف معلمان از مفهوم تدريس مي تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ي كار كردن با آنها تأثيرمثبت يا منفي بر جاي گذارد . روش تدريس نيز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد . درتعریف دیگری آمده که: از مراحل مهم طراحي آموزشي، انتخاب روش تدريس است. معلم بعد از انتخاب محتوي و قبل از تعيين وسيله، بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابير منظمي که براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امکانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويندتدریس یک فعالیت است اما نه هر نوع فعالیتی ،بلکه فعالیتی که آگاهانه و براساس هدف خاصی انجام می گیرد عمل تدریس یک سلسله فعالیتهایی مرتب،منظم،هدفدار و از پیش طراحی شده است (پارسا1383).
درتعریف دیگری تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحی منظم و هدفدار برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد(سیف1387) .هر فعالیتی که از جانب یک فرد به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگر صورت پذیرد را تدریس گویند تدریس عبارت است ازتعامل یارفتارمتقابل معلم وشاگرد،براساس طراحی منظم مفاهیم مختلف مانند:گرایش ها،نگرش ها،باورها،عادت ها وشیوه های رفتاروبه طورکلی انواع تغییراتی که می خواهیم درشاگردان ایجادکنیم دربرمی گیرد(سیدمحمدی1388) .
درگذشته تدریس رادرس دادن یا انتقال معلومات و تجارب معین از ذهن معلم به ذهن دانش آموزان تعریف می کردند. بر اساس این تعریف، وقتی معلم وارد کلاس می شد به فعالیت و سخن گفتن می پرداخت و فراگیران جز گوش دادن و اجرای دستورها و یا انجام تکالیف تحمیلی او، وظیفه و نقشی نداشتند. .
لیکن امروزه تدریس را تحریک، راهنمایی، سازمان دادن یا درگیری فراگیران تعریف می کنند از این رو معلم درس را با سئوال شروع می کند مهمترین فرق این تعریف با تعریف قبلی، این است که در تعریف اخیر معلم فقط نقش محرک و راهنما و سازمان دهنده دارد و فراگیر است که باید فعالیت کند؛ زیرا یادگیری وقتی درست انجام می گیرد که با فعالیت یادگیرنده همراه باشد و یادگیری مطمئن و مؤثر، تنها هنگامی امکان پذیر است که یادگیرنده شخصاً فعالیت کند. (پرویزیان1384).زیرا یادگیری وقتی درست انجام می گیرد که با فعالیت یادگیرنده همراه باشد و یادگیری مطمئن و مؤثرتنها هنگامی امکان پذیر است که یادگیرنده شخصاً فعالیت کند. از طرف دیگر در تدریس به این معنا، معلم نقش ضبط صوت متحرک را ایفا نمی کند بلکه وظیفة سنگین تر راهنمایی و سازماندهی را به عهده دارد(بهرنگی1387).
تدریس اثر بخش، یادگیری معنادار را نتیجه می دهد؛ یعنی یادگیری، وقتی اتفاق می افتد که برای فراگیران کاملاً معنادار باشد و یادگیری در صورتی معنادار خواهد بود که فراگیران علاوه بر شناخت مفاهیم و ارزش آن شخصاً در امر یادگیری سهیم بوده و نسبت به آن موضوع احساس نیاز نمایند(مشایخ1386).
بنابر آنچه ذکر شد روش تدریس عبارت است از: راه منظم، قاعده مند و منطقی برای ارائه درس. به عبارت دیگر، روش تدریس مجموعه فعالیت های برنامه ریزی شده ای است که در نهایت نه برای ارائه تدریس بهتر، بلکه برای یادگیری بهتر به کار می رود.بنابراین هر الگوی تدریس در واقع یک الگوی یادگیری است که به توسعة سبک های برخورد فراگیران با مسایل، کمک می کند..
برداشت چند گانه از مفهوم تدريس مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد ؛از مهمترين آنها ضعف دانش پايه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از ديدگاههاي مختلف تربيتي است. گاهي آشفتگي و اغتشاش در درك مفاهيم تربيتي به حدي است كه بسياري از كارشناسان ، معلمان و دانشجويان اين رشته مفاهيمي چون پرورش ، آموزش ،تدريس و حرفه آموزي را يكي تصور مي كنند وبه جاي هم به كار مي برند . اين مفاهيم اگر چه ممكن است در برخي جهات وجوه مشترك و در هم تنيده داشته باشند ، اصولاً مفاهيم مستقلي هستند و معناي خاص خود را دارند (جعفری1390).پرورش يا تربيت «جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد جسماني شناختي ، اخلاقي و اجتماعي يا به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است » (سيف ،1387 ) .
بر اساس چنين تعاريفي، پرورش يك نظام است ، نظامي كه كاركرد اساسي اش شكوفا كردن استعداد و تربيت شهرونداني است كه هنجارهاي مورد پذيرش جامعه راكسب كنند و متعهد به ارزشهاي آن باشند .
2-1-3-اهمیت شناخت روش های تدریس :
معلم باید انواع روش های تدریس را به خوبی بشناسد.در زمان ها و مکان های مختلف از آنها به طور جداگانه یا ترکیبی استفاده نماید که بدون شک توفیق در این امر مستلزم تجربه و کارورزی آگاهانه می باشد که در این کار می توان از نظرات متخصصین تدریس ، تجربه همکاران استفاده لازم را کسب نمود (احدیان1388). امروز هدف نهائی آموزش و پرورش یادگیری دانش آموزان است و یادگیری،فعالیتی است که خود دانش آموزان انجام می دهند و معلم راهنمایی آنها می باشد .آنچه که دانش آموزان ضرورتاَ باید انجام دهند این است که بداند چه چیزی را باید یاد بگیرند و این کار را با آگاهی ومیل و با استفاده از انواع منبع و یا منابع آموزشی انجام خواهد داد .یادگیری و تدریس دو فرآیند جدا از هم می باشند . یادگیری در همه جا و همیشه و حتی بدون تدریس صورت خواهد گرفت و از طرف دگر هر تدریس نیز منجر به یادگیری نخوا هد شد یعنی شکست دانش آموزان به این معنی نیست که تدریس انجام نشده است (به نقل از بی آر .هگنام،ترجمه سیف2001).
2-1-4-تناسب سنجی روش های تدریس
1. تناسب روش ها با موضوع های درسی
موضوع های درسی را به روش های گوناگون می توان تدریس نمود. دانشمندان تعلیم و تربیت برای انجام این کار راه های مختلفی پیشنهاد نموده اند. هر یک از این شیوه ها به هدف آموزش، شرایط و مقتضیات کلاس، مطلب درس، تبحر و کارآیی استاد و... بستگی دارد.بنابراین نمی توان روشی به عنوان بهترین و مؤثرترین روش معرفی کرد. اما برخی دروس وگرایش های خاص نسبت به برخی الگوها سازگاری بیشتری دارند. درانتخاب الگوها، باید با مطالعة ماهیت هر الگو و نسبت سنجی آن با اهداف آموزشی، یک یا چند الگو را در یک درس بر سایر الگوها ترجیح داد(به نقل ازآناستازی آن،ترجمه طهوریان).
هر چند تصمیم گیری قاطع از آن جهت که یک الگو به عنوان الگویی کاملاً متناسب و سازگار با ماهیت درسی و اهداف آموزشی آن انتخاب شود، کاری مشکل خواهد بود؛ به طور مثال الگوی پرسش و پاسخ برای تدریس دروسی که بیشتر جنبة تحلیل و بررسی مسائل عمومی روز را دارند مناسب می باشد؛ درحالی که کاربرد همین الگو برای برخی دوره های تحصیلی مناسب نیست یا حتی برای دوره های تحصیلات تکمیلی، اگر موضوع درس، بررسی مسائل پیچیده عقلی باشد مناسب نمی باشد. هنگامی کار پیچیده تر می شود که در یک موضوع درسی چندین الگو قابل اجرا باشد. در چنین صورتی راه های مختلفی وجود دارد از جمله این که استاد در تصمیم گیری و ترجیح یک الگو، میزان و نوع اثرات آن را سنجیده و انتخاب نماید یا آنکه جهت تنوع کلاس و درس، الگوها را در صورت سازگاری با هم تلفیق نماید.(سلسبیلی،1388).
2-1-5-تناسب روش های تدریس با اهداف آموزشی
یکی از مهارت های لازم در انتخاب و به کارگیری روش ها مناسب توجه به اهداف آموزشی است. اهداف آموزشی را می توان به سه دسته کلی تقسیم نمود.

sdf206

روش تحقیق..........................................................................................................................................30
جامعه آماری.........................................................................................................................................31
نمونه آماری..........................................................................................................................................32
روش نمونه گیری..................................................................................................................................32
ابزار جمع آوری اطلاعات.....................................................................................................................33
روش تجزیه و تحلیل داده ها.................................................................................................................34
فصل چهارم
جدول شماره 1-4 : وضعيت پاسخگويان بر حسب جنسيت.................................................................36.
جدول شماره 2-4 : وضعيت پاسخگويان بر حسب میزان تحصیلات..................................................37
جدول شماره 3-4 : وضعيت پاسخگويان بر حسب سن......................................................................38
جدول شماره 4-4 : وضعيت پاسخگويان بر حسب سابقه خدمت.......................................................39
جدول شماره 5-4 : همبستگی پیرسون جهت رابطه بین فشار کار با فرسودگی شغلی کارکنان...........40
جدول شماره 6-4 : همبستگی پیرسون جهت رابطه بین بی خوابی با فرسودگی شغلی کارکنان..........40
جدول شماره 7-4 : همبستگی پیرسون جهت رابطه بین روابط خوب با فرسودگی شغلی کارکنان....41
جدول شماره 8-4 : همبستگی پیرسون جهت رابطه بین حقوق ومزایا با فرسودگی شغلی کارکنان...41
فصل پنجم
مقدمه................................................................................................................................................43
بحث و نتیجه گیری...........................................................................................................................43
محدودیتها.........................................................................................................................................44
پیشنهادات.......................................................................................................................................45
منابع ومآخذ ...................................................................................................................................48
ضمائم..............................................................................................................................................55

فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه :
پدیده اضطراب عمری به قدمت تاریخ حیات بشر دارد از آن زمان که اجداد ما در غارها زندگی می کردند وبرای بقا و امرار معاش مجبور بودند با انواع و اقسام چالش ها و خطرات رو به رو شوند تا به امروز که انسان اوج کهکشان ها و اعماق اقیانوس ها را در خود درنوردیده همواره با اضطراب دست به گریبان بوده است . و در طول تاریخ پر فراز ونشیب خود از طریق مختلف سعی در کسب آرامش و امنیت و رهائی از اضطراب داشته است . اما اکنون پس از گذشت بیش از دو میلیون سال از پیدایش انسان بر روی این کره خاکی و رسیدن به اوج پیشرفت و فناوری هنوز از احساس استرس و اضطراب نه تنها کم نشده بلکه زیادتر هم شده است . که این امر عوامل متعددی دارد که یکی از این ها فشار کار است . (تی.بک وکاری امری، 1381 )
هرکس حتی اگر یکبار کار و فشار زیاد و طولانی مدت را چه در خانه و چه در محل کار تجربه کرده باشد ، معنای کوفتگی جسمی و ذهنی را به خوبی درک می کند . در زمان آرامش شما به آسانی قادر به رویارویی با فراز و نشیب زندگی هستید ؛ اما وقتی فشار از حد آستانه تجاوز کند حتی یک مشکل کوچک هم می تواند به یک بحران روحی تبدیل شود .
حس از دست دادن کنترل و عدم توانایی برای غلبه بر واکنش های نابهنجار ، تجربه ی بسیار ناخوشایندی است. شما خود را می بینید که با وجود خستگی مفرط و نارضایتی هم چنان در محل کار، به کار خود ادامه می دهید و به ظاهر قادر به کنترل خود نیستید . (ورا . پیفر . 1388 )
با این وجود اگر چه استرس و عواقب آن که در همه ی زندگی ما از جمله در شغل وتبعات ناشی از آن مؤثر بوده ولی هنوز درک درستی از ماهیت آن نداریم ما اگر در علوم مادی و تکنولوژی و ساخت ماشین و ابراز به اوج پیشرفت نایل شده ایم و توانسته ایم تمدن عظیم به پا کنیم اما در شناخت خودمان هنوز موجوداتی ابتدایی هستیم . شاید واقعاً در این زمینه تلاش نکرده ایم و شاید آنقدر که وقت و انرژی صرف علوم مادی و فن آوری کرده ایم وقت و انرژی صرف شناخت ماهیت انسانی خویش نکرده ایم . ( تی . بک ، کاری امری ، 1381 )
بیان مسئله :
در دنیای پر شتاب امروز هرکس خواهان داشتن شغلی است و در واقع یکی از عوامل احساس امنیت و اعتماد به نفس ، داشتن شغل و فعالیت اجتماعی است . علاوه بر مزایایی که ذکر شد ؛ استرس شغلی یکی از تبعات شغل محسوب می شود که باعث بعضی بیماریهای جسمی ( آسم ، افسردگی ، سردرد ) می شود ، که این نوع بیماریهای جسمی و روانی نگرش های مختلفی را نسبت به شغل به وجود می آورد .
یکی از عارضه های که ارتباط مستقیمی با استرس شغلی دارد فرسودگی شغلی است ( حیدری 1379 )
کار یک منبع بسیار مهم برای امرار معاش و احراز موقعیت های اجتماعی است که در عین حال می تواند به استرس ، تحلیل رفتن قوای جسمی و روانی منجر شود ، محیط کار محرکهای فیزکی ، روانی و اجتماعی تشکیل شده است که هر کدام از این عوارض می تواند عامل ایجاد تنیدگی به حساب می آید ، فشار ناشی از انجام کار یکی از رایج ترین علل تنیدگی می باشد . (غروری ، 1381 )
افراد مقدار زیادی از وقت خود را صرف کارشان می کنند و چنانچه احساس اضطراب و عدم توانایی سازگاری با آن یا نارضایتی از آن بنمایند این امر به تنیدگی آن ها خواهد افزود . (همان منبع ، 1381 )
اضطراب و عصبیت های محیط شغلی یکی از مشکلات روز جهانی است که با آغاز انقلاب صنعتی و رواج تولید انبوه و شکل گیری نهاد های دولتی و سازمان های گسترده مورد نظر صاحب نظران مدیریت و روانشناسی قرار گرفته و مباحثی همچون سلامتی ، ارزش های انسانی ، ایمنی ، آرامش ، اضطراب ، ناکامی ، سر خوردگی ، بحران روحی ، سکون حرفه ای ، احساس عدم موفقیت و امثال آن طرح گردید . ( خنیفه. 1388 )
تحقیقات و مطالعات انجام شده در زمینه ی استرس و تأثیرات آن بر زندگی و از جمله شغل حاکی از آن است که باید تا آن جا که می توان میزان استرس را در محل کار با روش های مختلف کاهش داد . که این روش ها شامل : تغییر در محیط کاری و نحوه ی مدیریت مدیران و ایجاد فضای دوستانه در محیط کار، که هر کدام از آن ها می توان در بهبود کارکنان و افزایش راندمان ادارات مؤثر شود . که اگر چنین نشود باعث یأس و ناامیدی و بسزایی از کار و فرسودگی زود هنگام شاغلین در ادارات می شود . ( عزوری ، 1381 )
بنابراین : محقق در، صدد بررسی رابطه بین استرس شغلی با فر سودگان شغلی کارکنان ادارات .... می باشد .
ضرورت انجام تحقیق :
انسان عصر حاضر در جریان سازگاری با محیط اجتماعی و شغل ناچار است محدودیت و فشار های را متحمل شود . ( آنژلا ، 1382 )
فرسودگی شغلی به خستگی ناشی از فشار های موجود در محل کار و همچنین علایم و حالات تحلیل رفتگی قوا ، سر خوردگی و گوشه گیری در کارکنان گفته می شود . ( همان منبع، 1382 )
فرسودگی شغلی عواقب و هزینه هایی بسیار بر سازمان ها و کارکنان تحمیل می کند مانند : تعویض مکرر شغل و محل کار ( افزایش نقل و انتقالات ، غیبت ها و مر خصی های فراوان ، افت کیفیت کار تحت تأثیر قرار گرفتن سلامت روانی فرد ، کاهش کیفیت خدمت ارائه شده به ارباب رجوع ، رکورد و تاخیر در سلسله کار های اداری .... ( پور قاسمی . 1383 )
کسالت های ناشی از اضطراب و استرس های شغلی سالانه هزاران میلیارد دلار هزینه برداشته و ادارات بدون توجه به استرس شغلی و سلامت روانی و جسمی کارکنان نه تنها موفقیت به دست نمی آورند بلکه باعث خستگی مفرط و فرسودگی زود رس کار کنان می شوند . ( جیبیان ، 1382 )
برای کار در ادارات ما نیازمند به نیروی انسانی با انگیزه هستیم که وظایف خود را به درستی انجام دهند که نه تنها باعث پیشرفت خود بلکه در ارتقا سطح جامعه ی خود بکوشند و این مسیر نیست جز با ایجاد فضای مناسب در محیط کار . ( همان منبع، 1382 )
امروزه یکی از مشکلات سازمان ها عدم رضایت سازمانی مدیران و کارکنان از شغل و سازمانهایشان و رویا رویی آنان با عوامل استرس زای درون و برون سازمانی و عوامل به وجود آورنده ی فرسودگی شغلی می باشد که با توجه به اهمیت این متغییر ها در عملکرد افراد و سازمان ، لازم است که بیشتر مورد بررسی قرار گیرند و در این خصوص سازمان ها باید بتوانند میزان تحمل کارکنان را افزایش داده و تأثیر عواملی که باعث ایجاد استرس و فرسودگی شغلی می شوند کاهش دهند تا بهره وری فردی و سازمانی افزایش یابد ( آلیگار، 1379 )
از آن جا که تا کنون در این زمینه پژوهش های اندکی صورت گرفته لذا آگاهی از این که راه های کاهش استرس شغلی چیست و اینکه بدانیم آیا استرس شغلی در فرسودگی شغلی نقش دارد لازم و ضروری است . لذا اگر بتوانیم این راه ها را پیدا کنیم می توانیم افراد را با اعتماد به نفس و توانایی و آمادگی بهتر در سر مشاغل خود ببینم که این امر می تواند به پیشرفت جامعه کمک کند .

اهداف پژوهش :
بیان هدف یا اهداف پژوهش یکی از بخشهای مهم پژوهش است زیرا این بخش از تحقیقات مشخص می کند که محقق چه چیز را مورد نظر قرار داده است و اصولاً در جستجوی چه چیزی است بدون نیاز هدف ، امکان ارزشیابی از کار محقق وجود ندارد . نتیجه گیری پژوهش به یافته های آن بستگی دارد و این امر بدون هدف امکان پذیر نیست . ( دلاور ، 1380 )
هدف کلی : بررسی میزان تأثیر استرس شغلی در فرسودگی شغلی کارکنان ادارات شهرستان سرپل ذهاب
اهداف جزئی :
1-بررسی رابطه بین فشار کار با فرسودگی شغلی
2- بررسی رابطه بین روابط کار خوب با فرسودگی شغلی
3- بررسی تأثیر رابطه حقوق و مزایا با فرسودگی شغلی
4- بررسی تأثیر رابطه بی خوابی با فرسودگی شعلی
فرضیات تحقیق:
فرضیه کلی :بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی رابطه وجود دارد .
فرضیات جزئی :
1-بین فشار کار با فرسودگی شغلی رابطه وجود دارد .
2- بین بی خوابی و فرسودگی شغلی ارتباط وجود دارد .
3- بین روابط کاری خوب با فرسودگی شغلی رابطه وجود دارد .
4- بین حقوق و مزایا با فرسودگی شغلی رابطه وجود دارد .
متغیر های پژوهش :
متغییر مستقل : استرس شغلی
متغییر وابسته : فرسودگی در کار
متغییر مزاحم : شرایط اجتماعی
متغییرکنترل : اد ارات شهرستان سرپل ذهاب
متغییر تعدیل کننده : جنسیت کار کنان است .
تعاریف مفاهیم و اصطلاحات :
تعاریف نظری:
استرس : استرس حاصل نیاز ما به سازگاری فیزیکی ، ذهنی و احساسی در مقابل یک تغییر است . ( ورا. پینر ، 1388 )
استرس شغلی : پاسخ های فیزیکی و عاطفی زیان آور ی که شخص در زمانی که شرایط شغلی با توانایی ها ، امکانات در دسترس و نیاز های نیروی کار مطابقت نداشته باشد ( ساعتچی ، 1381 )
فرسودگی شغلی : رایج ترین تعریف فرسودگی از ( مازلاک جکسون ، 1993 ) است که آن را سندروم روانشناختی متشکل از سه بعد خستگی احساس یا هیجان و کاهش کفایت شخصی می دانست .
تعاریف عملیاتی :
استرس شغلی :نمره ای که از طریق پرسشنامه استرس شغلی بدست آید
فرسودگی شغلی : نمره ای که از طریق پرسشنامه فرسدگی شغلی بدست آید
فصل دوم :
ادبیات و پیشینه ی تحقیق
مقدمه :
مهم ترین عاملی که بر اساس نظریه تحلیل روانی علت تمام بیماری های روانی محسوب می شود اضطراب است. مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجسته ای دارد .
فروید اضطراب را درد روانی نامیده است . یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم التهاب و بیماری گردد اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر می شود ، اگر فرد از نظر روانی دچار مسئله و مشکل شود اولین نشانه آن به صورت اضطراب جلوه گر می شود . اضطراب هم علت است هم معلول . یعنی علت بسیاری از ناراحتی ها روانی اضطراب است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم تأثیر بر زندگی شخصی و اجتماعی فرد می گذارد ( دکتر حسین راد ، 1378 )
فروید معتقد است ، اضطراب بهائی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد . به نظر می رسد که در این عصر به اصطلاح متمدن ، مشکلات انسان همواره رو به تزاید بوده است . جنگها زندگی شخصی و خانوادگی بشر را به مخاطره انداخته اند و او را در اندوه و ناآرامی اجتماعی رها ساخته است . جزء روخدادهای اقتصادی و تغیرات تکنولوژی تأثیر خود را به صورت ، فرسودگی شغلی و از دست دادن موقعیت های شغلی ، فقر و تنگ دستی برای میلیون ها تن از افراد بشر نمایان ساخته است .
فقر فرساینده و تبعین در کنار در آمد های سر شار ، فشار روانی و اجتماعی بشر را افزایش داده است . آلودگی هوا و محیط زندگی و اجتماعی به طرز خطر ناک موجبات اصمخال ، فشار و فرسودگی بشر را فراهم ساخته ، امنیت روانی و اجتماعی و شغلی آن ها را به خطر انداخته است . و از طرف دیگر نبودن روابط خانوادگی و نداشتن شغلی مناسب و حقوق و مزایا ی خوب ، و بی خوابی های ناشی از فشار کار منجر به استرس می شوند و این استرس نیز تبعاتی دارد که یکی از آن ها که به شغل و کار و زندگی اجتماعی شخص مربوط می شوند فرسودگی شغلی است . ( کلمن ، 1972 )
استرس :
استرس فشاری است که در اثر تغییرات ایجاد شده در محیط بدن تحصیل می شود بعضی از استرس ها مفید هستند اما وقتی از کنترل خارج می شوند بدن به طرق مختلفی از آثار سوء آن رنج می برد استرس تحصیل شده انرژی بدنی و ذهنی را تحت تأثیر قرار می دهد به دنبال استرس کاهش انرژی ذهنی و بدنی خستگی ، بی خوابی تحریک پذیری و احساس فرسودگی ، افزایش ضربان قلب بالا رفتن فشار خون ، افت قند خون آسیب پذیری سیستم ایمنی و تغییردر وضعیت اشتها ایجاد می شوند . مجموعه موارد ذکر شده تأثیرات نامطلوبی بر فعالیت فرد سالم گذاشته و باعث تضعیف بدن می شود . در شرایط استرس تولید سلول های ایمنی نوعی لنفیوست آ افزایش می یابد و مقدار زیادی سم در بدن انسان جمع می شود .
افزایش تولید هورمونا ادر نالین در بدن به دنبال قرار گرفتن در استرس و در شرایط جدید ناموزون در بدن ایجاد می شود تولید بیشتر ادر نالین به بدن کمک می کند تا انرژی بیشتری برای مقابله با شرایط جدید داشته باشد از طرفی تولید ادر نالین ذخایر مواد قندی را تخلیه می کند تا افزایش ترشح بدن پاسخ طبیعی ، به استرس است . ( نیلیان ، 1371 )
تعریف استرس از نظر راجرز :
از نظر راجرز استرس واکنش ارگانیسم است که به ادراک نیمه هوشیار تجربه ای که می تواند هوشیار بشود با ساختار خویش نا همخوان گردد و بنابراین تغییر را بر خود پندارد تحمیل می کند نا همخوانی بین خویشتن و تجربه به عنوان یک منبع دائمی تنش و تهدید باقی می ماند .
استرس شغلی :
استرس شغلی نوعی استرس است که با محیط کار یا عوامل مرتبط با آن در ارتباط است و زمانی رخ می دهد که شرایط کار با اطلاعات توانایی ، نیاز ها و میل و رغبت فرد مطابقت ندارد و شامل استرس ناشی از ناراحتی شغلی ، امنیت شغلی ، مشاغل پرتنش و پر خطر است ( پور قاسمی ، 1383 )
از دیدگاه دیگر استرس شغلی می تواند به عنوان پاسخ های فیزیکی و احساس مضر تعریف شود و زمانی رخ می دهد که الزامات شغلی با توانایی ها ، منابع یا نیاز های کارمندان مطابقت نداشته باشد . استرس شغلی می تواند به ضعف سلامتی و حتی آسیب دیدن افراد منجر شود ( سید مهدی الوانی 1379 ) ......
و همچنین استرس شغلی به عنوان تنش متقابل بین شرایط و کار و ویژگی های فردی مشاغل و میزان پیش تر از حد خواست های محیط کار و در نتیجه فشار های مرتبط با آن است که بتوانند از عهده آن بر آید ( همان ، 1379 )
تقریباً همه معتقدند استرس شغلی نتیجه تعامل بین فرد شاغل و شرایط کاری است .
( لطف اله علی پور ، 1390 ) معتقد است درست است که کار منبع مالی و برخی از نیاز ها ی اساسی آدمی نظیر تحرک روانی و بدنی را ارضاء می کند با وجود این کار می تواند منبع فشار روانی نیز باشد . وی معتقد است استرس اثرات فراوانی بر عملکرد و فعالیت های اعضای سازمان دارد . مدیران ، کارکنان و ارباب رجوع سازمان تحت تأثیر فشار های عصبی دچار حالات روانی خاصی می شوند و دست به اعمالی می زنند که در فعالیت ها و باز دهی سازمان منعکس می شود .
ارتباط استرس شغلی با فشار کار
در دهه های اخیر موضوع استرس شغلی و آثار آن در سازمان ها مورد توجه واقع گردیده است . اگر چه در علم پزشکی مسأله فشار عصبی و علل و عوارض آن مدت هاست مورد بررسی و تحقیق قرار دارد اما بحث در رفتار سازمانی تازه گشوده شده است . ( معصومه فلاحی ، 1390 )
علیرغم این نظر که استرس های شغلی مفید نیز وجود دارد و مقداری از فشار برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است اما زمانی که بحث از استرس های شدید و فشار زیاد می شود بیشتر عوارض آن توجه شده و استرس های مضر و محل مورد توجه قرار می گیرد ( همان ، 1390 )
از دیدگاه بعضی از صاحب نظران از جمله ( راجرز ، 1979 ) فشار کار وقتی ایجاد می شود که بین توانایی فرد برای انجام کار ،کار خواسته شده از وی توازن وجود نداشته باشد فشار کار علاوه بر آثار روانی دارای آثار جسمانی و از طریق به سازمان ها لطمات شدید وارد می کند ( همان ، 1979 )
استرس های حاد نیروی انسانی سازمان را هم ضایع می کند و هدف سازمان را دستخوش تزلزل می کند ( الوانی ، 1388 )
تحقیقات نشان داده است فشار کاری می تواند کارای سیستم ایمنی را کج کرده و بدین سان آمادگی موجود زنده جهت ابتلا به بیماری های مختلف را افزایش دهید ( میلر ، راجرز ، دبی ، دیچ 1979 )
در تحقیقاتی که توسط ( یوشارانی روت سال 2000 ) انجام شده استرس پرستاران را در شمال غربی انگلستان بررسی کرده است تحلیل پاسخ ها ی پر سشنامه های استرس پنج عامل بزرگ را مشخص کرده که تقاضای زیاد و فشار بیش از حد از پرستاران یکی از این عامل ها بوده است .
( لاوس سال 2002 ) در پژوهش با عنوان بررسی روابط بین محیط کاری فشار زا با تناسب فیزیکی و سلامت کارکنان به این نتیجه رسید که تعامل اثر مشاغل با فشار بالای ( تقاضای شغلی بالا و کنترل پایین ) بر سلامت قلبی و عروقی تأثیر دارد .
( بن نوردن داسل 2008 ) در تحقیقی رابطه بین وضعیت کار یا فشار شغلی را با استرس بررسی کرد که این تحقیق در 698 انجمن کارگران خودرو در مالزی انجام شده که یافته ها نشان می دهد که رابطه ی مستقیمی بین فشار کار با استرس ناشی از شغل و سلامت جسمانی دارد .
ارتباط بی خوابی با استرس شغلی
بی خوابی یا ناتوانی در خواب رفتن به عنوان یک نشانه ی مرضی از بسیاری از اختلالات روانی مانند افسردگی و یا اضطراب توصیف شده است . امروزه مسئله بی خوابی ، شکایات بسیاری از افراد و یکی از موارد شدید استمرارهای روانی و بدنی آنان است . ( دکتر حسین راد 1387 )
هر انسانی در زمان ها و موقعیت های خاص نوعی از مشکلات خواب را تجربه کرده اند ولی اصطلاح بی خوابی زمانی باید به کار رود که مشکل خواب پایدار بوده ، و عملکردهای روزانه ی فرد را مختل سازد و موجب خستگی ، تحریک پذیری ، ناتوانی در تمرکز و استرس های ناشی از ناتوانی در انجام رساندن کار به خود را شامل می شود . (همان ، 1387 )
بی خوابی علاوه بر اینکه خود باعث به وجود آمدن اثراتی در زندگی فرد می شود خود علل زیادی داشته است مثلاً : دارو ، الکل ، اضطراب و استرس های شغلی ، بیماریهای بدنی که همه ی این ها موجب بی خوابی در فرد می شود . ( دکتر حسین راد 1387 )
دکتر نازنین زهرا لک معتقد است در افرادی که بی خوابی دارند احتمال بروز افسردگی و اضطراب شغلی دیده می شود و همچنین اختلال کارکرد روزانه از عوارض مهم بی خوابی است پس نتیجه می گیریم که بی خوابی واسترس شغلی با هم ارتباط دارند .
ارتباط روابط شغلی خوب با استرس شغلی
همان طورکه تغییر شغل ، نقل مکان به یک شهر جدید ، ازدواج و مرگ نزدیکان موجب استرس می شود ، حوادث شادی آفرین مثل انتخاب یا داشتن دوست نیز می تواند فشار زا باشد . ( ابراهیم نجفی ؛ 1390 )
بیشتر ما هنگام همراهی با دوستان احساس خوشایندی داریم و هنوز دوستی با دیگران علاوه بر ایجاد خوشحالی از اضطراب ما کم می کند . ( دکتر محمد حسین نجار ؛ 1383 )
اکثر ما همکارانی داریم که با آن ها از منابع مشترک استفاده و با هم همکاری می کنیم تا مسئله حاصل را حل کنیم در غیر این صورت کار ها انجام نخواهد شد و موجب تنش در اداره می شود و این تنش مشکلات جسمی و روانی را برای فرد به وجود می آورد و توانایی ما در انجام کار یکی از عوامل مهم موفقیت در کارهاست واقعیت این است خوب کار کردن شما خوب نخواهد بود اگر نتوانید با دیگران خوب کار کنید ( ابراهیم نجفی ،1390 )
کیفیت کاری شما و روابط خوب با همکاران بر زندگی شما تأثیر می گذارد و روابط خوب در کار می تواند بدترین شغل را برای شما قابل تحمل نماید و استرس و فشار های محیط را کاهش دهد . ( همان ، 1390 )
دوستان و همکاران و روابط شخصی در کار برای دوستی و حمایت متقابل مهم است و موجب کاهش تنش روانی فرد می شود . و فرد می تواند به راحتی و بدون استرس کار ها را سازمان دهد که اگر چنین شود محیطی گرم و صمیمی ایجاد می شود که همه ی همکاران می توانند با همکاری هم در پیشبرد اهداف سهیم باشند .
ما دو نوع رابطه در کار داریم یک نوع روابط شخصی و دوستانه و دیگری روابط حرفه ای است که هر دو می تواند با هم ادغام شود و کشمکش در ادارات را کاهش دهند .
در تحقیقی ( کونیز ، 1997 ) نشان می دهد که میزان استرس با روابط خوب کاری همکاران در ارتباط است و هر چه میزان ارتباط دوستانه در محیط کار بیشتر باشد از میزان استرس فرد کاسته می شود .
اگر در یک مجموعه کارکنان آن سازمان افرادی گرم و اجتماعی باشند و روابط خوب و صمیمی داشته باشند برای فرد نوعی دلگرمی را به دنبال دارد و افراد بهتر در آن مجموعه کار و تنش کمتری دارند . ( عبد ا لله شفیع آبادی ، 1392 )
ارتباط حقوق و مزایا با ا سترس شغلی
هر شخصی نیازی دارد و وقتی آن شخص نتواند نیازش را برآورده کند دچار ناراحتی می شود و اگر این نیاز ها برطرف شود ازکشش های عصبی خود کاسته می شود ( دکتر دایان سوکی نیک ، 1980 )
هر کدام از نظریه نیاز های را برای انسان بر شمرده اند که یکی از مشهور ترین آن ( ابراهم مزلو ، 1970 ) است ، او نیاز ها را از ساده ترین تا پیچیده ترین سطح طبقه بندی کرده است . طبق طبقه بندی مزلو از نیاز ها که سلسله مراتبی است که به طبقه ی دوم نیاز ها اختصاص دارد به شغل مناسب و امنیت شغلی که این شغل مناسب مستلزم حقوق و مزایا خوب که برای گذراندن فرد و رفع احتیاجات اولیه لازم است که اگر چنین نشود موجب به هم ریختن زندگی فرد و در روح و روان فرد تأثیر دارد و موجب استرس در فرد می شود .
طبق نظر یکی از نظریه پردازان ( فردیک هر ستبرگ ، 1996 )هر انسان برای انجام کار دو نوع محرک دارد که یکی داخلی و دیگری خارجی است که محرک اول شامل میزان مسئولیت و نوع انجام دادن کار و دیگری که محرک خارجی است شامل دستمزد مزایا می شود که این هم برای زندگی فرد مهم و نبود آن موجب استرس می شود می توان گفت یکی از ریشه های اصلی استرس های شغلی نگرفتن حقوق به اندازه میزان کار یا پایین بودن سطح درآمد نسبت به هزینه های زندگی می باشد . ( شفیع آبادی ، 1392 )
دقیقاً همین طور است ساعات کار طولانی و متناسب نبودن هزینه های زندگی فرد با میزان در آمدش باعث می شود وی دچار استرس شود . با استرس شغلی معمولاً به نارضایتی شغلی می انجامد و با توجه به اهمیت شغل تمام سیستم خانواده به هم می ریزد زیرا هم میزان در آمد پایین و هم ساعات کار طولانی را به اشتغال بپردازد و نمی تواند وقتی را با خانواده و پرداختن به فعالیت های زندگی در نظر بگیرید که این موضوع خود به استرس می انجامد . ( همان منبع ، 1392 )
اگر بالا بودن فشار و ساعات کاری همراه با حقوق و مزایا ی خوب باشد باز هم به استرس می انجامد . ساعات کار طولانی و حتی اگر هم با مزایا همراه باشد چون توازن بین زندگی و کار را به هم می زند باعث می شود فرد دچار استرس شود و ناآرامی شود پس نتیجه می گیریم که مزایا با استرس شغلی رابطه ی مستقیم دارد ( همان منبع ، 1392 )
فرسودگی :
معنای فرسودگی به اختصاصی ترین معنای آن : ارزش کاهش یافته و عمر کوتاه شده هر چیزی گفته می شود که ناشی از فرسایش است . ( بافر پرها هام ، 1996 )
فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی را تخریب تدریجی روحیه و اشتیاق در نتیجه گیری های روزانه و استرس های مزمنی که در کار و زندگی روزمره دیده می شود . ( رابینز ، 1380 )
فرسودگی شغلی نوعی اختلال است که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی ، در وی ایجاد می شود و نشانه های مرضی آن نیز فرسودگی هیجانی ، جسمی ، ذهنی است .ضمناً عزت نفس فرد مبتلا به این عارضه کم می شود و احساس ناسود مندی می کند . ( رضا علی اکبری ، 1388 )
فرسودگی کاری ، در حقیقت نوعی از فرسودگی روانی است که با فشار های روانی با استرس های مربوط به شغل و محیط کار توأم گشته است . ( همان ، 1388 )
این اختلال در میان انواع مشاغل مشاهده می شود و محرک های تنش زایی مانند داشتن مراجعان بیش از حد در یک زمان ، نداشتن وقت کافی و فقدان حمایت یا قدر دانی مرتبط است . ( همان ، 1388 )
اصطلاح فرسودگی شغلی اولین بار توسط ( هر برت در سال 1970 ) ابداع شده و او آن را برای توصیف عواقب ناشی از استرس شدید و آرمان های بالا تجربه شده توسط افراد شاغل بیان کرده است .
عوامل به وجود آورنده ی فرسودگی شغلی :
عواملی که سبب فرسودگی شغلی در کارکنان می شود عبارتند از :
1-نا آشنا بودن افراد با اهداف سازمان و قابل درک نبودن این اهداف برای آنان ،
2- سخت و غیر قابل انعطاف بودن برنامه ها ، قوانین ومقررات و آیین نامه ها ،
3- ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان و فقدان ارتباط های دو طرفه و از پایین به بالا در سازمان ،
4- بی توجهی مدیران به امور کارکنان و شیوه های مدیریت ،رهبری ،
5- عدم بهره گیری از تمام توان افراد در انجام وظایف شغلی ،
6- مهم بودن نقش فرد در سازمان و انتقادات و توقعات کاری از او ،
7- ناراضی بودن افراد از سازمان یا از شغل خود ،
8- فقدان امکانات و فرصت های لازم برای رشد و ارتقای افراد در سازمان ،
9- قرار گرفتن در شرایط کاری که لازم است در زمان محدود کاری بیش از حد توان خود کار انجام دهند ،
10- واگذاری مسئولیت های بیش از حد ظرفیت افراد در سازمان گرفتار شدن در شرایط تعدی نقش های متعارض که طی آن نقش های متعارض که به عهده ی افراد گذاشته می شود با هم در تعارض هستند ،
11- هماهنگ نبودن میزان پرداخت حقوق و مزایا با میزان کاری که افراد انجام می دهند ،
12- فقدان امکانات مناسب و اثر بخش آموزشی برای کارکنان ،
13- عدم به کارگیری روش های علمی برای آزمایش و انتخاب افراد ،
14- واگذاری پست های سازمان به افراد غیر واجد شرایط ،
15- آشنایی کامل افراد بر وظایف شغلی خود از همان آغاز ورود به سازمان ،
16- شرایط طاقت فرسا ی کاری ، فقدان باز خورد مثبت و پاداش دهنده . ( مازلاچ 2010 )
مراحل فرسودگی شغلی :
الف : مرحله ی ماه عسل ، زمانی است که ما در جایی استخدام می شویم ، با شور و شعف خاصی کار خود را شروع می کنیم اگر تشویق ورضایت به دنبال کار نباشد کاهش انرژی آغاز می شود و فرد بدون آنکه خود متوجه باشد به تدریج از انرژی جسمی و روانی تهی می شود.
ب : کمبود کارها به مرحله ی است که فرد احساس کم آوردن انرژی می کند و نارضایتی شغلی و خستگی شروع می شود و فرد سعی می کند از طریق پناه آوردن به مصرف زیاد سیگار و مواد مخدر و غیره به نوعی خود را فریب دهد .
ج : آغاز نشانه های مزمن فرسودگی شغلی ما، در این مرحله خستگی مزمن سر درد های دوره ای ، ترش کردن معده ، خشم و افسردگی شدید شدت پیدا می کند .
بحران در این مرحله بد بینی عمیق، شک به توانای های شخصی ناصحیح و بروز ذهنیت فرار از مشکلات ایجاد می شود .
ه : مرحله ی به بن بست رسیدن ، یعنی فرد مستعد خطر از دست دادن شغل می شود با همکاران و مدیر درگیر می شود و در خانه نیز با همسر و فرزندان برخورد های مکرر ی نشان می دهند . ( مازلاچ ، 2011 )
فرسودگی جسمانی :
منظور از مطرح کردن فرسودگی نیروی جسمانی شناخت مجموعه عواملی است که انسان را از مسیر اصلی فعالیت هایش باز می دارد و موجب یک جور ناتوانی در جسم افراد می شود . ( محمدی ، 1372 )
و به مجموعه حالاتی اطلاق می شود که انسان را از حالت طبیعی بدنی خود خارج کرده و او را منفعل ، افسرده و دل زده می کند . ( همان منبع ، 1372 )
کسی که دچار فرسایش جسمی می شود احساس ضعف بدنی می کند و کسی که تا چند وقت پیش انجام کار ها برایش آسان بوده اینک به دلیل فرسایش و تقلیل قوا قدرت بدنی خود را از دست داده همین امر موجب نوعی فرسودگی روانی در خود نیز می شود . ( محمدی ، 1372 )
فرسودگی روانی :
فرسودگی روانی در حقیقت نوعی از فرسودگی است که افراد در معرض فشار زیاد کار ، استرس های طولانی مدت ، مشکلات خانوادگی و فشار های محیط قرار می گیرند دچار آن می شوند ( فرنچ و کاپلان ، 2000 )
با این که فرد مبتلا به این عارصه از لحاظ جسمی هیچ مشکلی ندارد ولی به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در این فشار نیروی روانی یا توان ذهنی خود را برای انجام کار ، مقابله با مشکلات و ادامه ی زندگی از دست داده و دچار یک نوع یأس و نأمیدی شده که او را از ادامه ی کار ها و فعالیت های روز مره وا می دارد ( محمدیان ، 1391 )
ارتباط فرسودگی شغلی با حقوق و مزایا :
انگیزش را به عنوان فرایند ی تعریف می کنیم که شدت جهت گیری و تداوم تلاش افراد به منظور رسیدن به یک هدف را محاسبه می کند . در حالیکه انگیزش تداوم تلاش در مقابل هر نوع هدفی تعریف شده است . و آن را به اهداف سازمانی در جهت منعکس کردن تمایل خود در رفتار مرتبط با کار می شکنیم درجه انگیزش در بین افراد در شرایط مختلف متفاوت است . اما اکثر افراد با انگیزه ی حقوق و مزایا بر انگیخته می شوند که اگر این نیاز آن ها بر طرف نشود دچار نوعی یأس می شوند ( ابراهیم زاده ، 1381 )
یکی از عمده ترین بحث ها پیرامون موضوع مدیریت منابع انسانی بحث حقوق و دستمزد است هر چند که تا کنون یک قاعده کامل و خدشه نا پذیر در مورد نحوه ی پرداخت حقوق و دستمزد تدوین نشده است . یکی از ویژگی های نحوه ی پرداخت عدالت در پرداخت است
احساس عدم وجود عدالت در بین آنانی که در یافت کننده حقوق هستند زمینه ساز دلسردی ، ضعف انگیزه و یا حتی غلبه روحیه تخریب گری و به نوعی فرسودگی و نا توانی در افراد می شود ( وثوق ، 1372 )
بسیاری از کم کاری ها ، عدم انگیزش و ناراحتی های شغلی و ناتوانی ها در انجام کارها زائیده ی بی توجهی به انگیزه های مادی است . ( وثوق ، 1372 )
بحث حقوق و مزایا برای مدیران امروزی صرف نظر از اینکه در بخش دولتی یا خصوصی شاغل باشند اهمیت بسیاری دارد . با وجود اینکه در روانشناسی مطرح می شود که پول تنها تعداد محدودی از نیاز های متنوع و متعدد انسان را ارضاء می کند اما جای هیچ شک نیست که حقوق هنوز هم یکی از مهم ترین انگیزه هاست و اگر انسان از نظر مالی تأمین نشود دچار مشکلاتی عدیده ای می شود و از ادامه ی فعالیت باز می ماند . ( ابراهیم زاده ، 1372 )
ارتباط بین روابط شغلی خوب با فرسودگی شغلی
اگر در یک مجموعه کارکنان یک سازمان افرادی گرم و اجتماعی باشند و روابط حسنه و صمیمی داشته باشند برای فرد نوعی دلگرمی را به دنبال دارد و افراد، در آن مجموعه بهتر کار می کنند و باعث افزایش روحیه و کاهش فشار ذهنی و جسمی در فرد می شود . ( فرنچ و کاپلان ، 2000 )
برخی از دانشمندان علوم رفتاری مانند کوپر و مارشال این گونه گفته اند :که وجود روابط خوب میان همکاران در یک محیط ، عامل اساسی و محور سلامت روحی و آرامش فرد و سازمان است . و از خستگی زود رس و فرتودگی زود هنگام کارمندان جلوگیری می کند . فرنچ وهمکاران روابط ضعیف میان همکاران را با توجه به بی اعتمادی ضعف حماتین و بی علاقگی نسبت به گوش دادن ، به حرف دیگران و بی توجهی به حل و رفع مشکلات که برای اعضای سازمان پیش می آید که هر کدام از این ها موجب ضعف روانی و جسمی در فرد می شود و فرد قوای خود را برای روبه روی با مسائل از دست می دهد .
ارتباط فرسودگی شغلی با بی خوابی :
نخوابیدن به اندازه کافی و یا بد خوابیدن اصلاً خوب نیست . در حقیقت عوارض آن بسیار زیاد است . شاید عجیب باشد اما بی خوابی به هر دلیلی که باشد به طرز فوق العاده ای به سلامتی فعالیت های دستگاه ایمنی بدن شما آسیب می زند . ( دکتر حسین راد ، 1387 )
هر کس ممکن در طول زندگی خود با اختلال خواب مواجعه شود و نتواند در شب به راحتی بخوابد . طبق یک تحقیق از هر 10 نفر یک فرد دچار اختلال خواب است که برای مدت زمان طولانی دچار بی خوابی مزمن می -شود . اغلب بی خوابی ها در افراد پر تنش و پر استرس بروز می کند که این استرس و تنش در طولانی مدت ممکن باعث از کار افتادگی ذهنی و جسمی شود . ( دکتر رنجبر ، 1391 )
بروز مشکل برای خوابیدن بیشتر به دنبال بروز فشارهای عصبی و نگرانی ها به وجود می آید . دیگر عواملی که این عارضه را به دنبال دارند شامل بیماری فیزیکی و دردهای شدید و فعالیت های بدنی شدید می باشد که مشکلات عدیده ای را در خوابیدن به وجود می آورد . ( رنجبر ، 1391 )
زیاد خوابیدن و کم خوابیدن در شبانه روز می تواند علاوه بر خستگی ، کسلی و ملولی در طول ساعت کاری عوارض بسیاری منفی در طولانی مدت مثل فرسودگی مرگ زود رس و چاقی را به دنبال خواهد داشت . ( آرش نهاوندی ، 1390 )
ارتباط فرسودگی شغلی با فشار کاری
سر خوردگی ، احساس ناتوانی ، استرس حالتی است که انسان را از همه چیز حتی زنده بودن سیر می کند این وضعیت ناخوشایند حالتی است که گاهی اوقات آدمی تحت فشار کار زیاد و بیش از اندازه دچار آن می شود حالتی که باعث بیزاری و رنجودگی در انسان می شود به این حالت یا وضعیت اصطلاحاً بدبین یا bunout می گویند . ( هلن صدیق ، 1389 )
فشار کار زیاد و یا در واقع نوع شغل افراد سبب چنین وضعیتی در آن ها می شود . هنگامی که شما در حالت خستگی شدید قرار دارید مشکلات به نظرتان غیر قابل حل می رسند همه چیز دلگیر و تاریک و توان تصمیم گیری ندارید و از آن ها مهم تر ناتوانی در انجام کار هاست .
آدمی با تحمل بیش از اندازه فشار کاری و یا هر چیز دیگر ، دچار بدین حالتی می شود حالتی که در آن همه چیز برایش بی اهمیت است او در این حالت دچار افت شدید انگیزه کاری می شود و همه چیز را کنار می زند و شاید هم برای همیشه دچار کار زدگی یا فرسودگی می شود .
حالت کار زدگی یا فرسودگی که در اثر فشار کاری به وجود می آید به دو صورت است :
فرسودگی : ذهنی و جسمی
یعنی گاهی که شما توان فیزیکی و جسمی برای انجام کاری ندارید و گاهی ذهن آزرده و یا ، یارای کار و
تمر کز ندارد ( هلن صدیق ، 1389 )
پرداختن افراطی و شدید به فعالیت های مربوط به شغل و اهداف غیر واقعی و دست نیافتن به گفته بسیاری از محققان نخستین علامت فرسودگی شغل با آن در ارتباط است . ( فرچ و کاپلان ، 2000 )
مروری بر تحقیقات انجام شده :
تحقیقات انجام شده در زمینه ی استرس شغلی و فرسودگی شغلی در دو بخش داخلی و خارجی می باشند که عبارتند از :
الف : تحقیقات داخلی :
-مرضیه خانمی ، سعید خوئینها ، مریم ملا محسنی (1390 ) در تحقیقی تحت عنوان : بررسی استرس شغلی و عواملی مرتبط با آن در دانشگاه علوم پزشکی قزوین بیان می کنند که : استرس شغلی یک پاسخ مضر جسمی و روحی است و زمانی رخ می دهد که نیازهای شغلی با توانایی ها و حمایت ها و نیاز های فرد شاغل همخوانی نداشته باشد .
استرس شغلی علاوه بر اینکه می تواند بر سلامت جسمی و روانی فرد تأثیر منفی بگذارد و باعث کاهش کارایی آن ها شده و بهره وری را در سازمان ها کاهش می دهد بنا بر این مطالعه ی حاضر با هدف بررسی استرس و راههای کاهش آن است .
سید مهدی الوانی (1379 ) در پژوهشی تحت عنوان استرس شغلی و مدیریت آن بیان می کند :
در دهه ی اخیر موضوع استرس و آثار آن در سازمان ها مورد توجه بسیاری واقع شده است . وی در این تحقیق نشان می دهد که مقداری از استرس برای بدن و تحرک لازم است ولی منظور از استرس در این پژوهش آن دسته از استرس های مخل و مضر است که می تواند در انجام کارها ما را دچار گرفتگی می کند در این پژوهش، پژوهشگر سعی بر شناسایی عوامل ایجاد کننده ی استرس و راههای مقابله با آن را ذکر کرده است .
-کیوان امیری ( 1390 ) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه ی فرسودگی با سبک مدیریت بیان می کند :
فرسودگی شغلی عبارت است از حالتی از خستگی جسمانی و ذهنی و هیجانی که به دلیل فشار مداوم و مکرر در فرد بر اثر برخورد مکرر و دراز مدت با عوامل فیزیکی یا انسانی ایجاد می شود .
در این پژوهش علل عمده ی فرسودگی شغلی فرآیند و شیوه های عمده ی رفتاری و شناختی مقابله با فرسودگی اشاره می شود که می توان برای مدیریت سازمان مشکل ایجاد کند .
-طیبه مهرابی ، ندا پروین ، محسن یزدانی ، ناهید آسمانی رفعت ( 1389 ) در پژوهشی تحت عنوان بررسی شدت برخی عوامل استرس زای شغلی در پرستاری بیان می کنند که :

sdf205

ب) حقوق بشر انتقال ناپذيراست. افراد نه خودشان مي توانند به اختيار خود، اين حقوق را از خود سلب کنند و نه ديگران صلاحيت دارند که اين حقوق را از آنان سلب نمايند. مگر در موارد خاص مثل سلب آزادي از مجرم در صورتي که دریک محکمه عادلانه مجرم شناخته شود.
پ) حقوق بشر به هم وابسته و در هم تنيده است. از يک سو تحقق يک حق، کلا يا جزءا، وابسته به تحقق ساير حقوق مي باشد. مثلا ايفاي حق بهداشت و صحت در شرايط خاص، بر تحقق حقوق آموزش و اطلاعات وابسته است و از سوي ديگر نقض يک حقوق غالبا زمينه ساز تضييع چندين حق ديگر مي شود.
ج) حقوق بشر بخش ناپذير است. يعني حقوق بشر تفکيک ناپذير است و يکايک آن بايد احترام و رعايت شود. نمي شود بخشي از حقوق بشر را که مطابق سليقه و علاقه است گرفت و بقيه را رها کرد
د) از خصيصه هاي حقوق بشري برابري و عدم تبعيض است. در حقوق بشر هيچگونه تبعيض راه ندارد، بدون تبعيض از نظر نژاد، نسبت، قوميت، جنسيت، رنگ، زبان، سن، مذهب، عقايد سياسي و غير سياسي، منشأ ملي يا اجتماعي، معلوليت و معيوبيت، ثروت، تولد، يا ساير وضعيت ها آنگونه که اسناد حقوق بشر مي گويد از خصيصه هاي حقوق بشر مشارکت سياسي است. تمام مردم حق دارند در توسعه مدني، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي که حقوق بشر و آزادي هاي سياسي در قالب آن تحقق مي يابد، مشارکت و بهره مندي فعال، آزاد و معنا داري داشته باشد.
ه) از خصيصه هاي حقوق بشر مسئوليت پذيري است و دولت ها و ساير موظفين نسبت به رعايت حقوق بشر "مکلف و پاسخگو" مي باشند. دولت ها بايد خود را با نورم ها و استانداردهاي حقوق بشري منطبق سازند.
 از دیدگاه دین می‌توان گفت :«حقوق بشر، حقوق بنیادین و پایه‌ای است که هر انسان از آن جهت که انسان است، فارغ از رنگ، نژاد، زبان، ملیت، جغرافیا واوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز و فردی و هر عنوان عارضی دیگر بر او، از خداوند دریافت کرده است.»بنابراین:
اولا: حقوق بشر، حقوقی جهانی است، زیرا این حقوق، حق طبیعی و مسلم هر عضو خانواده بشری است و هر فرد بشر، در هر کجا با هر نژاد، زبان، جنس یا دین که باشد، از این حقوق بهره‌‌مند است و لازم نیست انسان این حقوق را کسب کند.
ثانیا: حقوق بشر هدیه الاهی است و هیچ مقام بشری از قبیل پادشاه، حکومت یا مقامات مذهبی یا سکولار این حقوق را اعطا نمی‌کنند. حقوق ناشی از قانون اساسی بر اثر رابطه شهروندی یا اقامت افراد در کشور خاصی به آن‌ها داده می‌شود، ولی حقوق بشر به معنایی که بیان شد، ذاتی است.
ثالثا: حقوق بشر بخشی از حقوق است که هر انسان از آن جهت‌که انسان است، آن‌ها را دارا می‌شود، در برابر بسیاری از حقوق که بر مبنای حکمت الاهی به انسان‌ها نه از آن جهت‌که انسان هستند، بلکه جهات حکیمانه دیگری اعطا می‌شود. بنابراین برداشت‌ها از حقوق بشر همواره برخاسته از نگرش‌ها در نظام حقوقی بوده و نمی‌تواند جدا از آن باشد.
اين باور جهان شمول وجود دارد كه انسانها داراي حقوق هستند، هرچند كه اين جهان شمولي بر مقوله اي تعريف و تشريح اين حقوق پراكندگي وسيع و گسترده دچار مي‌گردد. تمايزات تاريخ، تفاوتهاي فرهنگي، تعارضات اقتصادي، تنشهاي سياسي غير همگون و بنيان‌هاي فلسفي نامتقارن منجر به اين گشته اند كه نتوان از يك واژه نامه يكسان در حيطه حقوق بشر استفاده كرد.
هدف و غايت حقوق بشر تضمين حقوق اساسي افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد مي‌باشد و منظور از حقوق اساسي افراد، ‌همان حقوق و آزاديهاي فردي است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادي بيان و اجتماعات و مصونيت جان و مال و آزاديهاي ويژه اي چون حقوق اقتصادي ، مصونيت از تبعيض و حقوق بيگانگان با تمام زيرشاخه ها و چارچوبهاي منطقي اجراي وجود ضمانت اجراي آنهاست.
حقـوق بشـر توسط بسیـاری از جوامـع به رسمیت شنـاخته نشـده و نمی شــود.پرسش این است که آیا شناسـایی این حقـوق توسط جوامـع به آن ویژگی حق بودن و مشـروعیت می دهـد؟پاسـخ این پرسش بی گمان نه است. بشـر همیشـه علیه ستم به پا خاسته است. بنابراین بشر چه به طور صریح این حقــوق را بشناســد یا نه و دیگـران نیز چه آنها را تأیید کنند یا خیـر، بی نیاز از هـر استدلال و تعارف و توجیهـی آنها را خواستار است. لذا یک جنبه ی آن که خـواستن حقــوق برای خویشتـن است امری سـاده به نظـر می رسـد و از قضا بشـر هـر چه که ابتدایی تر بوده خواهان حقوق برای خویش و چه بسا ادعای انحصار را داشته است. جنبه ی دیگــر که خواستــن و پذیرفتــن حقــوق دیگـران است با دشـواری بیشتـری همـراه بوده است. این جنبه موانع متعددی را شاهد بوده است.تقسیم بشر به متمدن و وحشی ،دینـدار و بی دین،قبایل گوناگـون،رنگها و نـژادها و ... از جملـه موانع تحقـق این حقـوق بوده که با نگاهـی به پیشینـه ی بشـر به فراوانی دیـده می شــوند. بنابراین شناسایی و پذیرفتن حقوق دیگـران نیاز به تربیت، اندیشه ی والا،درک مفهوم بشریت،دادخواهی برای همه و نفی ستم نسبت به همه و نظایر آن است.
حقوق بشر واجد ویژگی اعلامی است، یعنی اعلامیه و مقررات حقوق بشر اعلام کننـده ی آن هستند بنابراین مانند هر مقـرره ی اعلامی دیگری علیـرغم عـدم اعلام صــریح آن نیز بشـر آن را خواسته و می خواهد، وجود راهکارهای اجرایی خاص در بسیاری کنوانسیونها با چنین نتیجه گیری تناقض ندارد.
اسناد بين المللي مهم حقوق بشر:
الف- معاهدات مهم بين المللي:
1 -   اعلاميه جهاني حقوق بشر
2-   ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي
3-   ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
4-   كنوانسيون ممنوعيت ومجازات جرم ژنو سايد
5-   كنوانسيون حذف همه اشكال تبعيض عليه زنان
6 -   كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان
7-   كنوانسيون منع شكنجه و ساير رفتارها يا مجازات خشن، غيرانساني و مومن
8-   كنوانسيون حقوق كودك
9-   كنوانسيون مربوط به وضعيت پناهندگان
ب- معاهدات مهم منطقه‌اي:
1- كنوانسيون اروپايي حمايت از حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي
2- كنوانسيون امريكايي حقوق بشر
3- منشور افريقايي حقوق بشر و مردم
4- اعلاميه حقوق بشر اسلامي – قاهره
مبحث دوم: ماهیت حقوق بشر
باید دانست که حقوق بدون دلیل و استدلال در مقابل نفی ،انکار ، نادیده انگاشتن و سوء استفاده فرمانروایان آسیب پذیر است . در این راستا درک ماهیت حقوق بشر می تواند به روشن شدن ملاحظه هر فرد از حقوق خاص، میزان حمایت قابل حصول، ماهیت عدول و استثنائات و اولویتهایی که می توان قائل شد و یا سلسله مراتبی که باید بین حقوق برقرار کرد، کمک نماید. پاسخ و تامل روی این مسائل به این موضوع برمی گردد که مبانی و بنیانهای نظری و منابع حقوق بشر کدامند؟ از کجا انسان توهمات و دلایلی را کسب می کند که می تواند وفق آنها له یا علیه قواعد ناظر بر حقوق بشر ادعایی داشته باشد و یا بین آنها تقدم و تاخر قائل شود و سلسله مراتب ایجاد کند. یا اینکه متعلق حقوق بشر کیست؟ چه کسانی واجد حقوق بشرند و چه کسانی صلاحیت برخورداری را ندارند؟ و به عبارت دقیق و ایجابی تر اینکه منبع حقوق بشر به عنوان حقوق غیر قابل سلب و ذاتا بدیهی که حقوق به رسمیت شناخته شده ای در سطح بین المللی است که هر کسی به صرف انسان بودن از آن برخوردار خواهد بود، چیست و از کجا سرچشمه می گیرد؟ با چه ملاک و معیاری تعیین می کنیم که برخی حقوق اساسی و بنیادی برخورداریم؟ پرسشهایی اند که پاسخ متفاوتی به آنها داده شده است.
حقوق طبیعی:اندیشه حقوق طبیعی این گونه تبیین می شود که مجموعه ای از قواعد دارای موضوعیت جهانی وجود دارد که کاملا معقول و منطقی است و از آنجا که نظرات و مفاهیم قانون طبیعت ریشه در شعور بشر دارد چنین نتیجه گیری می شود که این قواعد را نمی توان به یک گروه یا ملت خاص محدود ساخت . در این دیدگاه ،حقوق فردی به مثابه حقوق طبیعی از حقوق مسلمی است که هیچ قاعده و مقرره ای نمی تواند آن را از انسان جدا کند،مقرراتی والاتر و برتر از اراده قانون نگذار که غیر قابل نفی و انکار بوده و از ذات انسانی تفکیک ناپذیر است تا آن حد که هیچ کس نمی تواند از آنها صرف نظر و یا به دیگری منتقل کند. یک سلسله حقوق ازلی، ابدی و لاتغیر که مشمول مرور زمان نمی شود و عموم افراد بشر از هر نژاد و جنس را شامل می شود. این حقوق طبق قانون و ناموس طبیعت مقرر گردیده و بنابر این هیچ قانون موضوعه و قراردادی نمی تواند آنها را از انسان سلب کند . سیسرون بر این عقیده بود که قوانین موضوعه را نیز باید تا جایی رعایت کرد که با قانون طبیعی موافق باشد و گرنه در حکم زور است .
حقوق طبیعی نوین: مبنای نظریه حقوق طبیعی نوین در واقع همان اصول اخلاقی محکم « ایمانوئل کانت » است. به عقیده «کانت »«آزادی » از مفاهیمی است که عقل بی واسطه به آن می رسد و لزوم رعایت آزادی جسمی و فکری اشخاص از احکام عقل عملی است. آزادی فردی، قانون کلی نظام اجتماعی است. او اخلاق را فقط و فقط ناشی از آزادی می داند و آزادی است که اخلاق را میسر می سازد و آن را تعیین می کند. بنابراین نقطه مرکزی توجه اخلاق «شخص بودن » است یعنی توانایی قبول مسؤولیت به عنوان فاعلی آزاد و معقول در قبال نظام اهداف خویش. نتیجه طبیعی نظریه «کانت » این است که عالی ترین هدف زندگی انسان، اراده کردن بصورتی خود مختار و مستقل است. شخص را هماره باید به مثابه یک هدف نگریست و والاترین هدف دولت رونق بخشی به شرایطی است که به شکوفائی آزاد و خود مختار فرد کمک می کند. نظریه کانت، فرا تجربی (متعالی)، پیشینی و صریح و قاطع است و از اینرو بر تمام تمایزات خودسرانه نژادی، اعتقادی و عرفی برتری دارد و ماهیتا جهان شمول است. تئوریهای هسته ای نوین حقوق بشر در اشکال مختلف خود، در مفاهیمی که ضرورت طبیعی دارد، مشترکند. منظور از ضرورت این است که «انسان بودن در هر شکل از جامعه قابل تحمل » نیازمند چند عنصر اساسی و ضروری است که ماهیت انسان بدون آنها تحقق نمی یابد. از سوی دیگر موجودیت هر جامعه ای متکی به رفتارهای خاصی با افراد انسانی است و این نوع رفتارها اگر وجود نداشته باشد جامعه انسانی معنا نخواهد داشت. از این رو اساس و بنیاد هر جامعه رفتارهایی را ضروری می سازد که همین رفتارها اجزای تشکیل دهنده و عناصر مقوم زنان و مردان به عنوان موجوداتی اجتماعی است. به عبارت خلاصه، در این دیدگاه زندگی و حیات انسانی، آزادیها و حساسیتهایی را می طلبد که بدون آنها داشتن نام «بشر » بی معنا است. احیای نظریات حقوق طبیعی تعدیل یافته یا محدود در حقوق بشر تاثیری نیرومند بر هنجارهای قراردادی حقوق بشر بین المللی داشته است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در جمله آغازین خود بازتاب این تاثیر است . معاهدات اصلی حقوق بشر نیز بصورتی کاملا روشن، مبانی اخلاقی جهان شمول فوق را منعکس می سازند.
عدالت: بسیاری از نویسندگان بر این نکته اتفاق نظر دارند که اصول حقوق ملی و بین المللی از اصل عدالت که خود نیز از اصول حقوق طبیعی است نشات گرفته است. از نظر گروسیوس یک ویژگی و خصلت طبیعی انسانها تمایل جمعی به زندگی صلح جویانه و توام با آرامش و تفاهم با دیگران است. هر چیزی با طبیعت انسانها(زنان و مردان) به عنوان موجودات معقول و اجتماعی سازگار باشد، درست و عادلانه است. هر آنچه باعث از هم گسیختگی نظم و هماهنگی و توافق اجتماعی شود،با طبیعت انسانی سازگاری ندارد و خطا و ناعادلانه است . در این منظر،حقوق طبیعی به عنوان احکام عقلی که با الزامات اخلاقی هماهنگ است و مانع اوامر و دستورات خلاف اخلاق و عدالت می شود ،آنچنان بدیهی می نماید و ریشه در وجدان و عقل آدمی دارد که از سوی قضات دیوان بین المللی دادگستری نیز مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
رالز می گوید که عدالت اولین ویژگی نهادهای اجتماعی است . البته حقوق بشر یکی از اهداف عدالت است. بر این اساس، نقش عدالت در فهم حقوق بشر بسیار مهم است. از نظر رالز اصول ناشی از عدالت شیوه ای را در جهت حقوق و تکالیف نهادهای اساسی جامعه ارائه می دهند. این اصول منافع و مسئولیتهای ناشی از همکاری اجتماعی را به نحو مناسبی توزیع می کنند. وی می گوید که هر انسانی با ابتنا بر عدالت، حائز حرمت و مصونیت است تا آن حد که حتی سعادت و رفاه اجتماعی به عنوان یک کل نمی تواند نافی آن باشد... بنابر این در هر جامعه عادلانه، آزادیهای برابر شهروندی، ثابت و قطعی فرض می شوند. حقوقی که از رهگذر عدالت تضمین شده باشند،تابع و طفیلی چانه زنی سیاسی یا محاسبات ناظر بر منافع اجتماعی نیستند.
کرامت : خداوند انسان را موجودي ارزشمند معرفي مي‌كند. از اين رو، هر انساني كه به وجود مي‌آيد، في نفسه داراي احترام بوده و از منزلت و كرامت ذاتي برخوردار مي‌باشد و مطابق با همين شان و منزلت نيز بايد با او رفتار كرد. اعم از اينكه اين كرامت و حرمت را امري ذاتي و مربوط به طبيعت و سرشت خود آدمي بدانيم يا اينكه گفته شود اين ويژگي را خداوند به او عطا نموده است .انسان چون داراي اختيار و ارده است، هم مي‌تواند كرامت و منزلت خويش را گسترش و تعالي دهد و در جنبه‌هاي معنوي و انساني به اوج كمال نايل شود و هم آن را تنزل دهد و به پستي و خواري دچار گردد .در اسناد بين‌المللي حقوق بشراگرچه به صراحت از كرامت انساني سخني به ميان نيامده است، ‌اما از مفاد آن مي‌توان استفاده كرد كه حقوق بشر بر پايه كرامت انساني وضع شده است. اكنون در تمامي اسناد مربوط به حقوق بشر، اصطلاح كرامت و منزلت انساني وجود دارد. از اين رو، در متن و يا مقدمه اسنادي چون: اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي، ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي، كنوانسيون رفع تبعيض نژادي، كنوانسيون منع شكنجه، كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، كنوانسيون حقوق كودك، كنوانسيون چهارگانه ژنو و حقوق بشر دوستانه به موضوع كرامت انساني اشاره شده است .نكته جالب توجه در همه اين اسناد آن است كه به همراه ذكر عنوان كرامت يا منزلت انساني، به مسئله تساوي حقوق و آزادي انسان نيز پرداخته شده است. به بيان ديگر، انسان بما هو انسان، ‌آزاد آفريده شده و از حقوق، به نام حقوق اساسي برخوردار است كه بايد آن را براي همگان به رسميت شناخت. ضمن اينكه گوناگوني ظاهري و نژادي و تنوعات محيطي و منطقه‌اي، هيچ تاثيري در بهره‌مندي انسان از حقوق و آزادي‌هايش ندارد و همگان در اين زمينه يكسانند. به عنوان مثال، ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر مي‌گويد: تمام انسان‌ها آزاد متولد شده‌اند و در كرامت انساني و بهره‌مندي از حقوق با يكديگر مساوي‌اند و يا در كنوانسيون منع شكنجه، به اهميت كرامت انساني اشاره شده و بر اين امر تاكيد دارد كه توسل به شكنجه انسان براي اثبات يك موضوع، خلاف شان و منزلت آدمي است. در مقدمه اين كنوانسيون، بندي آمده كه مي‌گويد: تمامي حقوق اساسي انسان، از كرامت و منزلت او نشات مي‌گيرد و وجود همين احترام و كرامت باعث مي‌شود كه ما چنين حقوقي را براي انسان به رسميت بشناسيم.براين، ‌اصل آزاد بودن انسان‌ها و برابري آنان در برخورداري از گوهر انسانيت، اولين چيزي است كه در اسناد بين‌المللي حقوق بشر به آن اشاره شده و به تبع اين اصل، يكسري حقوق و آزادي‌ها نيز براي انسان وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد و به رسميت شناخته شود. انسان موجودي شريف و صاحب منزلت بود و به همين جهت، حق برخورداري از يك سلسله حقوق اوليه همچون: تساوي، آزادي و ممنوعيت بردگي را داراست; چنان كه عدم رعايت اين حقوق باعث بروز جنگ‌هاي ويرانگر شده و براي انكه انسان‌ها براي تامين حقوق خويش به خشونت و زور متوسل نشوند، بايد اين حقوق را به رسميت شناخت تا ديگر شاهد چنين مشكلاتي نبود. با توجه به تجربيات بشري و درك فارغ از همه ايده‌ها و نظرها و جدا از مباحث موجود در اديان، اجمالا مي‌توان گفت كه همه انسان‌ها در اين حقوق مشتركند. حقوق بشر نمي‌گويد: خدا وجود ندارد، هر چند ممكن است عده‌اي از آنها در عمل ملحد باشند; بلكه حقوق بشر بر اين نيست كه به اين موضوع بپردازند. آنچه حقوق بشر بدان پرداخته، اين است كه فارغ از نژاد و مذهب و عقيده انسان‌ها، يك سلسله اصولي كلي، در درون همه انسان‌ها وجود دارد كه بايد به رسميت شناخته شده و مورد توجه قرار گيردهمين بشري كه به اذعان اديان، ‌مخلوق خداوند است و در مكاتب الهي و آسماني، آفريده حق تعالي دانسته شده است، داراي يكسري مشتركات است كه مي‌توان آنها را مبنا قرار داد و آن را ميان همه انسان‌ها عموميت بخشيد. اگر درخصوص برخي موارد با هم اختلاف داشتيم، مي‌توانيم با يكديگر به بحث و گفت‌وگو نشست ولي به هر حال برخي مشتركات وجود دارند كه مي‌توان در مورد آنها به توافق جمعي رسيد، چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «قل يا اهل‌الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم»، يعني ما بايد يك كلمه يكساني را بيابيم و آن را ترويج كنيم. اگر چه ممكن است از نظر فلسفي و يا مذهبي نتوان به سادگي مرزبندي مشخصي را تعريف كرد و ملاك‌هاي معيني را ارائه دارد كه قابل اشكال و تشكيك باشد. اما قائلان حقوق بشر معتقدند كه ما مي‌توانيم به يك وجدان جمعي دست يابيم و بر سر برخي مشتركات به توافق نظر برسیم
مبحث سوم : تاریخچه ی حقوق بشردر آغاز شايد انسان متوجه حقوقي نشده باشد كه براي بشر جهان شمول باشد زيرا برداشت متفاوت اقوام با ويژگي‌هاي خاص زباني، عقيدتي و فرهنگي شان سبب مي‌شد كه هر قوم انساني، ديدگاه خاص و مقدسي از خود داشته باشد مانند فرهنگ و باور يهوديت، يوناني، عربي و... كه هر قوم، خود شان را موجود خاص انساني مي‌پنداشتند يعني فقط قوم خودشان را انسان مي‌پنداشتند و بس، تا اين كه تغييرات و تحولات اجتماعي و فرهنگي باعث توسعه بارفتارهاي اجتماعي شد و اقوام و ملل متوجه شدند كه با وصف تفاوت‌هاي روبنايي تمام اقوام و ملل جوامع انساني داراي نيازهاي اساسي بيولوژيك طبيعي يكسان مي‌باشد كه نخستين انگيزه‌هاي حقوق بشري در باور برخي از انسان‌ها خلق شد. با آن كه مقررات جديد حقوق بشر به بيش از سه قرن بر نمي‌گردد، اما تاريخ كرامت بشري به هزاران سال به گذشته بر مي‌گردد كه مورد سوال واقع شده است.
روي ستون بزرگي از تخت جمشید، كتيبه‌‌اي با چنين متن از داريوش (485- 521 پ.م) امپراتور ايران باستان حك شده است: «من اين چنين كه دوستدار حقيقت و راستي هستم. من دوستدار خطا و نادرستي نيستم. اين كه نسبت به انسان ضعيف به وسيله انسان توانمند بي‌عدالتي صورت گيرد، مطلوب من نيست. در حين حال مطلوب نيست كه به انسان توانمند توسط انسان ضعيف بي‌عدالتي شود. آنچه حق است مطلوب من است».اولين اعلاميه حقوقي، بر لوح گلي در زمان سلطنت سلف داريوش، كوروش كبير (529- 555 پ.م) نگاشته شده است. این اعلامیه که بيش از دوهزار و پانصدسال از عمر آن مى گذرد و در دورانى صادر شد كه جهان در تيرگى و بردگى و نقض حقوق انسان ها و نابرابرى آنان و خشونت مطلق اقويا بر ضعفا به سر مى برد.اين اعلاميه كه بر سنگ نوشته استوانه اى نقش شده، در سال ۱۸۷۹ به دست هرمزد رسام كه يكى از اعضاى باستان شناسى انگليسى بود، در حين كاوش هاى باستان شناسى در شهر «اور» بابل كه در جنوب غرب عراق قرار گرفته، كشف شد و اكنون زينت بخش موزه بزرگ بريتيش ميوزيوم در انگلستان است و بى شك تاكنون مورد بازديد ميليون ها گردشگرى كه از اطراف و اكناف جهان به انگلستان رفته اند، قرار گرفته و تحسين همگان را برانگيخته است.
اگر منشور آزادى كوروش را با اعلاميه حقوق بشر مصوب مجلس ملى فرانسه و همچنين با اعلاميه حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ مقايسه كنيم، اين منشور به مناسبت صراحت و قدمت و پشت پا زدن به رسوم خرافاتى دنياى قديم برتر و باارزش تر جلوه مى كند.
درقرون وسطی و پس ازقرن 5 میلادی دورانی بود که در آن حقوق بشر به فراموشی سپرده می شود و علاوه بر مجازات ها ،شکنجه ها ،قتل عامها و تفتیش عقاید زیادی بر روی انسان صورت می گیرد آزادی عقیده و در کل آزادی که ثمره تلاشها و مبارزات انسانهای آزاد اندیش و مباحثات بسیار فلاسفه و حاکمان یونان و مکتب حقوق طبیعی بود از بین می رود و بر بخشهای بزرگی از جهان اعتقادات دگم و غیر منصفانه روحانیون خشک مغز و بی روح مسیحیت سایه می افکند .
در دوران سده میانه انگلیسی ها نخستین کسانی بودند کهمتونی درباره حقوق بشر وضع کردند منشور کبیر 1251 ق.م واعلامیه حقوق سال 1628(فهرستی از آزادیها )قانون هانباس کورپوس (قانون احضار وبازداشت یا امنیت قضایی )وقانون حل وفصل سال 1701 اشاره کرد .
در قاره آمریکا نیزسیزده آمریکایی انگلیس در ابتدای قانون اساسی خود اعلامیه حقوق را گنجاندند نخستین این اعلامیه ،اعلامیه حقوق دولت ورجینیا مصوب سال 1776 (مواردی درباره آزادی ،برابری ،حاکمیت ملی ،انتخابات آزاد ،محاکمه با حضور هیات منصفه ،احترام به مالکیت و آزادی مطبوعات ) اعلامیه استقلال ایالات متحده آریکا 1776
در فرانسه نیز همین اندیشه ها چیرگی داشت اعلامیه حقوق بشر و شهروندی 1789 فرانسه شامل حقوق مدنی و سیاسی از جمله حق مشارکت مردم در زندگی سیاسی بود.و اعلامیه مردم زحمت کش و استثمار زده 1918 روسیه.
اگر چه هیچ کدام از این اسناد را نمی توان سر آغاز حقوق بشر به مفهوم امروزی آن دانست اما نقش بسزایی در پیدایش حقوق بشر مدون داشته اند وسازمان ملل متحد برای تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر از آنها الهام گرفته است .
در آغاز قرن 20 با پایان یافتن جنگ جهانی اول توجه خاصی به موضوع حقوق بشر در میثاق جامعه ملل نشان داده شد. دول عضو تمام کوشش خود را برای تساوی بین زنان و مرد ان و مساوات و برابری و حفظ کودکان و یک محیط عادلانه برای کار مردان و زنان و همچنان رفتار عادلانه با سکنه بومی مستعمرات کردند . و همچنین پذیرفتند مسئولیت بخش مربوط به نظام قیمومت در سیستم جامعه ملل ،مسئولیت رفاه و پیشرفت ملل تحت قیمومت را به عهده دولتها ی اداره کننده بگذارند به علاوه در رابطه با برخی از قسمتهای معاهدات صلح سال 1919 به برخی از دولتها تفکیک شد قبل از عضویت در جامعه ملل محدودیتهای عمیقی را نسبت به حاکمیت خود به نفع اقلیت های ملی کشور خود پذیرا شوند . در سال 1920 سیستم حقوق اقلیتها به موجب جامعه ملل ایجاد شد .
از دیگر اقدامات جامعه ملل تشکیل سازمان بین المللی کار بود تلاش سازمان بر این بود تا با اصلاح کار حقوق داخلی کشورها با توجه به این قوانین اصلاح شود . لازم به ذکر است که این اهداف مجددا در سال 1944 در اعلامیه معروف به اهداف و سازمان و سازمان بین المللی کار در اجلاس فیلادلفیا مورد تصدیق قرار گرفت و هنوز به عنوان یکی از سازمانهای تابعه سازمان ملل به فعالیت خود ادامه می دهد . میثاق جامعه توانست تا حدی از مشکلات و نقضهای حقوق بشر بکاهد و صلح و امنیت را تا حدی برقرار نماید و لیکن نتوانست موفق به تضمین اصول حقوق بین الملل گردد و توانست در راه حقوق بشر گام های خیلی موثر و ثابتی را بر جا گذارد و در آن بین گه گاه حقوق بشر نقض می شد و نتیجه آن جنگ جهانی دوم بود.دولتها به دنبال شکست جامعه ملل و حدوث جنگ جهانی اول ودوم بر آن آمدند تا راهکارهایی را ایجاد نمایند تا بتوانند برای همیشه از بروز این فجایع جلو گیری نمایند این تمایلات در منشور آتلانتیک 1941 اعلامیه ملل متحد در سال 1942 بروز کرد و نهایتا به دنبال اعلامیه ها و کنفرانسهای دیگر چون سانفرانسیسکو و تصویت منشور ملل متحد در سال 1945 و اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 حقوق بشر نوین ظهور کرد .
اندیشه حمایت از حقوق بنیادین بشر پس از جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید یکی از نخستین اقدامات سازمان ملل تصویب و انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر در دسامبر 1948 در اجلاس پاریس بود که با اتفاق نظر چشم گیری در میان اعضا روبرو شد . اعلامیه جهانی حقوق بشر را می توان در حقیقت همان اصول حمایتی منشور ملل متحد به حساب آورد. در مورد ارزش حقوقی اعلامیه به رغم اهمیت تاریخی و سیاسی استثنائی آن با سایر قطعنامه های اعلامی اصول مصوب مجمع عمومی تفاوتی ندارد بنابر این لازم می بود تا با تصویب متونی که خصوصیت الزام آور داشته باشد به اعلامیه قوام بخشیده شود و این عمل با تصویب میثاق های بین المللی حقوق بشر در سال 1966 صورت گرفت . یکی از این میثاق ها دارای دو پروتکل اختیاری ضمیمه می باشد که آیین دادخواهی فردی را معین می کند و دیگری در مورد لغو مجازات اعدام است که در 1989 به تصویب رسیده . امروز اکثریت قابل توجهی از کشور ها به اصل میثاق ها ملحق شده اند .
علاوه بر منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی ، معاهدات حمایت کننده متعددی در زمینه حقوق بشر در سطح عام و جهانی از سوی سازمان ملل یا تحت لوای آن سازمان تصویب شده اند که مهمترین آنهاعبارتند از:
عهد نامه مربوط به بردگی 1962 و مقاوله نامه اصلاحی آن1953
عهدنامه مربوط به پیشگیری و مجازات جنایت کشتار عام یا جمعی (ژنوساید)1948
عهدنامه ژنو در زمینه بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران نیروهای مسلح به هنگام ماموریت جنگی 1949
عهدنامه ژنو در زمینه بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران و غریقان نیروهای مسلح در دریا 1949
عهدنامه ژنو در زمیته رفتار با اسیران جنگی 1949
عهدنامه ژنو در زمینه حمایت از افراد غیر نظامی در زمان جنگ 1949
عهدنامه مربوط به مجازات خرید و فروش موجودات انسانی و بهره کشی از روسپیگری دیگران 1950
عهدنامه تکمیلی درباره الغای بردگی و خرید وفروش بردگان و نهادها و اعمال مشابه بردگی 1956
عهدنامه مربوط به الغای کلیه اشکال تبعیض نژادی 1966
عهدنامه مربوط به امحاء مجازات جنایت آپارتاید 1973
پروتکل شماره 1 و2 الحاقی به عهدنامه ژنو1949و 1977
عهدنامه منع شکنجه و دیگر مجازات ها یا رفتار وحشیانه وغیر انسانی یا تحقیر کننده 1984
عهدنامه آپارتاید در ورزش 1985
مبحث چهارم : ادیان و حقوق بشراديان الهي، اولين قدم براي دعوت انسان به توحيد و نيز هدايت او براي زندگي سعادتمندانه را ارزش بخشيدن به شخصيت انساني او دانسته ‏اند. اين ارزشمداري بي ‏جهت و بي ‏اساس نيست، زيرا همانگونه كه از تورات نقل شد، ماهيت معنوي آدم،  الهي است، ولي اين كه او خود بداند كه «به شكل معنوي خد.اوند» آفريده شده ‏است، رابطه او با خالق و همنوعان را تنظيم مي‏كند و اين را مي‏توان سنگ بناي قوانين حقوق بشر دانست.
در بررسي ديدگاه (سنتي) اديان به موضوع حقوق انسان‏ها، بايد ظرف زماني و مكاني آنها را در نظر داشت كه با توجه به شرايط زمانه و  واقع‎نگري ( و نه آرمانگرايي محض) زندگي عادلانه را براي مخاطبان خود ترسيم كرده ‎اند.
 در روايات يهود گفته شده كه: خداوند در ابتدا تنها حضرت آدم (يك انسان) را آفريد تا فردي به ديگري نگويد پدر من از تو بزرگ‎تر و ارجح است.  اين امر بيانگر اين موضوع است كه يك فرد به خاطر نژاد، رنگ پوست و ...بر ديگري ‎برتري ندارد.نگاهي به رفتار پيامبران و انبيا در تورات و  عهد عتيق، اهميت ارزش جان و حق انسانها  را از هر تيره و مسلكي كه باشند روشن مي‏سازد.
حضرت ابراهيم كه به پدر توحيد معروف است ، دعوت به توحيد را منحصر به هيچ قيدي ننمود و مشهور است كه خيمه او چهار در  ورودي در چهار جهت داشت تا هر رهگذري در صحرا، دعوت پذيرايي او را قبول كند و فرصت بهره ‏مندي از تعاليم وي را بيابد.
«ربي عقيوا ( عالم يهودي) فرموده است: انسان از اين جهت كه با ساختار و جوهره الهي آفريده شده است ، شريف است. آگاهي او از اين موضوع، ارزش او را بيشتر مي‏كند، زيرا در تورات (سفر برشيت، فصل اول-آيه 27) گفته‏ شده: خداوند آدم را به شكل معنوي خدا آفريد» تلمود- ميشناي آووت
موضوع رعايت حقوق غلام و كنيزكه جزء جدايي ناپذير تاريخ قديم بود از نكات برجسته فرمان‎هاي خد.اوند در تورات است. در دوراني كه با غلامان در حد حيوانات رفتار مي‏شد.
يهوديان با همه فراز و نشيب‎هاي زندگي در تاريخ طولاني خود همواره باديگر اقوام و اديان دررابطه بوده و اصل تبادل نظر و گفتگو مورد قبول آنها بوده است و  اين خود نشانگر رعايت حقوق ساير انسان‎هاست .
آیات الهی، جهان و انسان را مخلوق خداي واحد و اقدام بشر را ناشي از ارادة الهي دانسته‌اند. اما شگفت آنکه با وجود همه اين آيات الهي و تأکيد پيامبران خدا بر فضيلت خدمتگزاري به خلق خدا، پيروان اديان الهي در طول تاريخ جنگهاي خانمان سوز فراواني را رقم زده‌اند که حتي از منکران توحيد نيز نظاير آن مشاهده نشده است.
مسيحيان حقوق بشر را با اين آيه از انجيل موافق يافته‌اند که مي‌گويد: «با ديگران کاري مکن که دوست نداري آنان دربارة تو چنان کنند» .از دید مسیحیت انسان جایگاه ویژه ای در خلقت دارد و تنها اوست که صورت خدا است و دارای روح نامی است. انسان فارغ از عرضیات مسیحیت با وجود آنکه صورت خداست از دید برخی از مفسران مسیحی طبیعتی عصیانگر دارد. خوشبختانه ديگر مکاتب الهي و غيرالهي نيز در اصل اين معنا که بشر برترين موجود کره خاکي و داراي رسالتي ارجمند مي‌باشد و هر فرد انساني بايد در خدمت انسان‌هاي ديگر و بلکه همه موجودات ديگر باشد، با پيروان قرآن و تورات نظر موافق و يکسان دارند. به عنوان مثال در آيين زردشت نيز که به اعتقاد بسياري شريعتي الهي است و يا ريشه الهي دارد، علي‌رغم آن که متاسفانه در منابع ديني اين آيين موجودات به اهورايي و اهريمني تقسيم شده و موجودات بسياري حکم اهريمني و مستحق فنا و نابودي معرفي شده‌اند، خوشبختانه اين آيين نيز انسان را يکي از برترين موجودات اهورايي دانسته و ارادة جهان و مبارزه با همه آلودگي‌ها را به عهده او گذاشته است تا با عمل به سه اصل بس ارجمند و هميشه جاويد رفتار نيک، گفتار نيک و پندار نيک بهترين شرايط را بر جهان حاکم سازد.
از ديدگاه اسلام، انسان موجودي ارزشمند است كه بايد به عنوان يك موجود با شعور و داراي اراده و اختيار وبه ديده احترام به او نگريست . حداقل حقوقي كه خداوند به انسان از آن جهت كه انسان است و فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مليت، جغرافيا، اوضاع و احوال متغيراجتماعي يا ميزان قابليت و صلاحيت ممتاز و فردي او اعطا كرده است. مصادیق حقوق بشر در اسلام حق حیات ، ازادی،عدل است . حقوق اسلامي بر خلاف قوانين موضوعه، تنها از عقل و وجدان انسان سرچشمه نمي گيرد، سرچشمه قوانين اسلامي، خداي جهان آفرين است، اوست كه از مصالح و مفاسد كارها و روابط و پيوستگي هاي امور آگاهي درستي دارد و زمان قانون گذاري، سعادت جامعه را در نظر میگيرد، نه منافع شخصي يا گروهي و جانبداري بيجا از اين و آن پس مقام قانو نگذاري منحصر به اوست. قرآن كريم، خداوند را به لحاظ افریدن انسان احسن الخالقین (مؤمنون14) نام نهاده است و هنگام بيان نقشه خلقت انسان به فرشتگان از او به عنوان خليفه و جانشين خود ياد مي كند( بقره30) و فرشتگان را به سجده و خشوع در برابر او امر مي نمايد (بقره34)،و به كرامت وبزرگداشت انسان تصريح مي نمايد( اسراء70) .
قرآن در اصل همه انسا نها را در گوهر انسانيت، فضيلت، ارزش و حيثيت ذات انساني، يكي مي داند و رنگ، نژاد، قوميت و مليت را به عنوان وسيله تشخيص حساب مي كند، نه امتياز و برتري (حجرات، 13).
اسلام دو جنس زن و مرد را نيز دو گوهر انساني مي داند و در شرافت و كرامت بشري تفاوتي بين آنها قائل نيست؛ به تعبير قرآن،هر دو از يك منشأ بشري به وجود آمدند و خطابات مربوط به ارزش ذاتي انسان، شامل زن و مرد م يشود. در بعضي از آيات تصريح شده كه براي ارتقاء و كمال انساني در سايه كار نيك و ايمان و اعتقاد صحيح مرد و زن يكسانند.
اساساً مبارزه پيامبران و بزرگان ديني در طول تاريخ، در جهت در هم شكستن امتيازهاي طبقاتي و تفاخرها و برتر يجويي هاي ناشي از قوميت، نژاد، ثروت و غيره و ارزش دادن به شخصيت ذاتي انسان و آزادي او بوده است. عبارت معروف علي بن ابيطالب(ع) که بنده ديگري مباش، در حالي كه خدا تو را آزاد آفريده است تأكيد بر توجه دادن انسان به ارزش ذاتي خود و نفي اسارت وبردگي او، به هر شكلي است.
يكي از بارزترين امتيازات حقوق بشر اسلامي، اين است كه بر خلاف ديگر نظام هاي خواهان حقوق بشر، در محدوده كتاب ها ومقالات باقي نمي ماند و ضمانت اجراي آن به همراهش پيش بيني شده است؛ چرا كه ضمانت اجراي هر قاعده حقوقي و قانوني بر دوبنيان استوار است: يكي، ترس از شرمندگي نزد ديگران و ديگري، بيم از كيفر. ولي اگر در برخي موارد هيچ يك از اين دو يافت نگردد، انگيزه اي براي بشر جهت اجراي قوانين باقي نمي ماند. اگر قانون شكني در پنهان رخ دهد، قانون شكن خود را از نگاه نقدآميزجامعه و شرمندگي عمومي رها مي كند و همچنين اگر قانو نشكن، صاحب منصب و فردي بانفوذ باشد، مي تواند از كيفر و مجازات مصون بماند و طبعاً قانون شكني از ديدگاه انسان سودمند است؛ چرا كه به منافع، غرايز و لذايذ شخصي خود مي رسد.تنها راه حفظ جامعه در چنين زماني، داشتن ضمانت اجرايي قانوني است و از اينجا افتخار و امتياز نظام حقوق بشر در اسلام كاملاًجلوه گر مي نمايد؛ چرا كه اسلام به انسان مسلمان آموخته كه اجراي قانون كاري مطلوب است كه تنها با نيت تقرب به خدا صورت مي گيرد؛ بنابراين، بايد همواره به آن وفادار بود، چرا كه انسان در صورت قانون شكني، شرمندة درگاه خداوند است، او همواره بر كارهاي انسان نظاره دارد،. پس براي اجراي قانون همه افراد انگيزه دارند .
بنيان دوم نيز در نظام حقوق بشر در اسلام استوار است. از ديدگاه اسلام، هيچ كس نيست كه بتواند قدرت جلوه نمايي در برابرقانون الهي داشته باشد يا خود را از كيفر قانون شكني برهاند و به اين ترتيب، زمينه سركشي و قانون شكني از ميان مي رود و كسي به گمان رهايي از كيفر به قانون شكني روي نمي آورد و همواره به ياد دارد كه: به راستي پروردگارت بر كنارهكمينگاه است( فجر، 14) .
از سوي ديگر، حقوق بشر در اسلام به علت پا يبندي به اخلاق برترين ضمانت اجرا را به همراه خود دارد .
فصل دوم
حقوق بنیادین بشر
مبحث اول :حقوق بنیادین بشر به موجب میثاق های بین المللی حقوق بشر
گفتار اول : میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی
   منزلت فردی همیشه درجوامع طبیعی وهمچنان جوامع فاقد حاکمیت قانون ازناحیه دستگاه قدرت و وابستگان آن مورد تهدید بوده و تاریخ سیاسی بشر بدترین حادثه های پایمال شدن، خورد شدن و تحقیر منزلت انسانی را گزارش میدهد.حقوق مدنی و سیاسی دقیقاهمان حقوق و آزادیهای اند که تامین حریم آزادی و منزلت فردی را، تضمین می نماید. فرد و زندگی وی را از مداخله قدرت عمومی نگهداری میکند. بنابراین خورداری ازاین حقوق از یکسو متضمن آزادی و مصونیت فرد در برابرقدرت عمومی بوده و ازسوی هم تکلیف دولت برای حمایت و پاسداری ازآن در برابر متجاوزان میباشد.
نکته برجسته ی نسل نخست حقوق بشر توجه به اصالت فرد است. هدف این نسل توجه به فرد در برابر قدرت سیاسی و پشتیبانی از او در برابر حکومت است .
«هنری شو»حقهای نسل اول را به «حقهای منفی» نامگذاری میکند. این حقها که لازمهاش عدم مداخله دولتها است وجز، آزادیهای مدنی می باشند لذا، دولتها را وا میدارند تا از دخالت در آزادیهای فردی خودداری ورزند. و در برابر آن، متعهد به پاسخگویی باشند.از ویژگی مندرج در این نسل از حقوق، همان تاکید بر اصالت فرد است. این نسل ماهیتی «فردگرایانه» دارد و ریشه های آن رامیتوان در ارزشهای لیبرالیسم کلاسیک دید. از ویژگی مهم این نسل در سلبی بودن این حقوق است که کشورها را از یک سری اقدامات که حقوق افراد به ایجاد ساز و کارهای قانونی توسط دستگاههای دولتی و اشخاص حقیقی و حقوقی بپردازند را نفع می کند باز میدارد.در عین حال، دولت ها را موظف میکند تا برای اطمینان از عدم نقض این حقوق.
حقوق مدنی و سیاسی در ماده 3 تا ماده 21 مطرح شده است.ماده 3 حق حیات، حق آزادی و امنیت فردی را به عنوان سرلوحه حقوق و آزادی های انسان بیان می کند.در موارد دیگر از ماده 4 تا 21، دیگر حقوق و آزادی های سیاسی را مانند آزادی از بردگی (ماده 40)، ممنوعیت شکنجه (ماده 50)، ، ممنوعیت توقیف یا تبعید خودسرانه (ماده 9)، حق محاکمه عادلانه (ماده 10)، اصل برائت و عطف با سبق نشدن قوانین جزایی (ماده 11)، حق زندگی خصوصی (ماده 12)، حق مالکیت (ماده 17)، حق آزادی عقیده، بیان، مذهب و تغییر مذهب (ماده 18)، آزادی اجتماعات (ماده 20)، حق داشتن تابعیت (ماده 15)، حق تشکیل خانواده و ازدواج بر اساس تراضی زوجین و تساوی زن و شوهر در کلیه امور ازدواج (ماده 16) مورد تصریح قرار گرفته است.ماده 21 حقوق سیاسی مهمی را اعلام می کند که عبارت است از حق مشارکت هر فرد در اداره امور عمومی کشور به صورت مستقیم یا از طریق نمایندگانی که به طور آزاد انتخاب می شوند. این ماده همچنین اعلام می دارد که منشا قدرت حکومت، اراده مردم است و این اراده باید به وسیله انتخابات دوره ای صحیح و قابل قبول ارائه گردد.
ارکان نظارتی داخلی رعایت و تحقق حقوق مدنی و سیاسی عبارتند از :دادگاه یا شورای قانون اساسی برای جلوگیری از تعرض قوه مقننه از راه قانون عادی ،دادگاه های اداری و در راس آنها شورای دولتی (مانند فرانسه )یا دیوان عدالت اداری (مانند ایران )برای جلوگیری از تجاوز قوه مجریه از راه مقررات دولتی و تصمیمات و اقدامات ماموران دولت و دادگاه های عمومی دادگستری برای جلوگیری از تعدیات اشخاص عمومی و خصوصی به این حقوق .
رکن نظارتی بین المللی احترام به حقوق مدنی و سیاسی شامل شورای حقوق بشر ،کمیساریای عالی حقوق بشر ،کمیته رفع تبعیض نژاد ی،کمیته رفع تبعیض علیه زنان، کمیته حقوق کودک ،کمیته کارگران مهاجر و... است .
در باره پشتیبانی بین المللی از حقوق مدنی و سیاسی همچنین می توان به رویه ی قضایی بین المللی و آرای دیوان بین المللی دادگستری نیز توجه نمود .
بند اول : حق حیات
زندگی از حقوق فطری و طبیعی انسان و پایه ی همه ی حقوق انسانی به شمار می رود زیرا همه ی حقوق قائم به وجود خود انسان هستند و بدون آن هیچ حقی برای شخص معنا و مفهومی ندارد.
حق حيات عبارت است از اينكه انسان حق بنيادي براي زندگي كردن دارد. از آنجايي كه حقوق بشر منوط به زنده بودن بشر است، حق زندگي بر حقوق ديگر اولويت دارد؛ زيرا بدون حيات، ديگر حقوق، ارزش يا  كاربرد ندارد. مفهوم حق حيات در مركز مباحث راجع به مجازات اعدام، مرگ آسان، دفاع مشروع، سقط جنين و جنگ قرار دارد. به عنوان مثال در مجازات اعدام اين سوال مطرح است كه آيا اين مجازات به معناي نقض حق حيات فرد تلقي مي‌گردد يا خير؟ هم‌چنين در بحث مرگ آسان اين مسئله مطرح است كه آيا تجويز اين امر در تعارض با حق حيات فرد قرار دارد؟ و وظيفه دولتها در حمايت و حفاظت از حيات شهروندي چيست؟ يا در سقط جنين به اين موضوع پرداخته مي‌شود كه چگونه مي‌توان ميان حق حيات جنين و حق تعيين سرنوشت زن در زمينه‌ي بارداري دست به انتخاب زد اصل اساسي در حقوق بشر اين است كه هيچ كس را نمي‌توان به صورت خودسرانه از حق حيات محروم نمود. اين اصل اين نتيجه را در بردارد كه دولت‌ها مي‌توانند حق حيات را مشروط به رعايت قوانين و رويه‌هاي قضايي سلب كنند. در اين موارد حقوق بشر بين‌المللي مخالفتي نشان نداده است. استفاده از مجازات اعدام يكي از اينگونه موارد است. قوانين عمده‌ي حقوق بشري هر چند استفاده از اين مجازات را ممنوع ننموده‌اند اما فسخ آن را ترغيب نموده‌اند و به دنبال محدود نمودن آن هستند و در ارتباط با حق حيات براي دولت، تعهدات منفي و مثبت در نظر گرفته شده است، به اين معني كه در جزء منفي، دولت و كارگزاران آن حق سلب حيات به نحو خود سرانه و غيرقانوني را ندارند و در جزء مثبت آن، دولت بايد اقدامات لازم را نه تنها براي جلوگيري و مجازات سالب حيات بوسيله قوانين جزايي فراهم كند بلكه بايد از كشتن خودسرانه توسط نيروهاي امنيتي جلوگيري نمايد. بنابراين دولت‌ها طبق ماده 2 ميثاق مكلف‌اند چه در وجه سلبي و چه در وجه ايجابي به پاسداري از حق حيات شهروندان اقدام نمايند. در ارتباط با نحوه‌ي برخورد اسناد بين‌المللي حقوق بشر با حق حيات، حالت مطلق وجود ندارد. نه اعلامیه جهانی حقوق بشر و نه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی وجود مجازات اعدام را در مقررات کشورها به معنای نقض حق حیات تلقی نکرده اند.در ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي، كنوانسيون اروپايي حقوق بشر و كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر نكاتي درج شده است كه گوياي شروط حق مزبور است و اجازه داده مي‌شود كه تحت شرايطي به حق حيات خاتمه بدهند. در منشور آفريقايي حقوق بشر و ملل نيز سلب خودسرانه‌ي حق حيات منع شده است. بنابراين حق حيات  چنانچه ذكر شد داراي تفاوت‌هايي با برخي حقوق حمايت شده‌ي ديگر است. مثل حق عدم شكنجه و حق عدم بردگي كه هر دو اينها حالت مطلق دارند و طبق ماده‌ي 4 ميثاق حقوق مدني و سياسي تابع هيج استثنائي نيستند. ماده‌ي (4) منشور آفريقايي حقوق بشر و ملل، تاكيد بر احترام به اين حق را ذكر كرده است. در اسناد مزبور لزوم احتراز از مجازات اعدام به طور صريح ذكر شده است كنوانسيون اروپايي حقوق بشر در ماده‌ي (1)2 به حمايت از حق حيات پرداخته است و سه استثناء براي حق حيات در نظر گرفته است كه شامل دفاع مشروع، بازداشت يك مظنون فراري و سركوب شورش است. سپس در پروتكل شماره 6 از ملت‌ها خواسته شده كه مجازات اعدام را منحصر در زمان جنگ و شرايط اضطراري نمايند و اين شامل تمام كشورهاي عضو شوراي اروپا به جز روسيه است. پروتكل شماره 13 براي فسخ كلي مجازات اعدام تهيه گرديده و در بيشتر كشورهاي عضو شوراي اروپا اجرا شده است. ماده‌(1)2 مراجع اقتدار عمومي را موظف به اقدامات معقول براي حفظ حيات از خطرات ناشي از جانب اشخاص ثالث مي‌نمايد. در ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي و كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر، مجازات مرگ به جدي‌ترين جرايم محدود شده است و ضرورت دارد كه اين مجازات فقط براساس حكم قطعي دادگاه ذي‌صلاح و طبق قوانيني كه عطف بماسبق ‌نشده و با امكان تقاضاي برخورداري از بخشش يا تخفيف مجازات اعمال گردد. اسناد مزبور همچنين اعمال مجازات مزبور را براي افراد زير 18 سال در زمان ارتكاب جرم و زنان حامله منع كرده‌اند. در ماده‌ي (4) كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر اعمال مجازات اعدام براي جرائم سياسي يا جرايم عادي مرتبط با آنها منع شده است. ماده‌ي (2)6 ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي خواستار الغاي اين مجازات شده است. بر اساس تفسیر کمیته حقوق بشر این مجازات به هیچ وجه برای جرائم راجع به اموال ،جرایم اقتصادی ،جرایم سیاسی و یا به طور کلی جرایمی که متضمن توسل به زور و اجبار نیستند نباید مورد استفاده قرار گیرد .در مجموع جهت گیری اسناد بین المللی حقوق بشر به سمت لغو حکم اعدام از فهرست مجازات های نظام های کیفری کشورها است وجود پروتکل های الحاقی به این اسناد که در خصوص لغو مجازات اعدام تدوین شده موید این مدعا است :
1-دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی به منظور لغو مجازات اعدام
2-ششمین پروتکل الحاقی به کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در ارتباط با لغو مجازات اعدام
3-پروتکل 1990 الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر
جواز سقط جنین در موارد بارداری های ناشی از تجاوز یا زنای با محارم ،سقط جنین در موارد نارسایی یا نقص جنین و نیز سقط به دلایل اجتماعی– اقتصادی از جمله مسائلی است که در مورد آن اظهارنظرهای مختلفی در سطح بین المللی و منطقه ای مطرح است
به جز پروتکل زنان آفریقایی، هیچ معاهده حقوق بشری منطقه ای یا بین المللی، صراحتاً حق سقط جنین را به زنانی که از تجاوز یا زنای با محارم باردار شده اند، اعطا نکرده است. کمیته حقوق بشر، در نظریه تفسیری شماره 28 در مورد برابری حقوق زنان و مردان، دولت های عضو میثاق حقوق مدنی و سیاسی را ملزم می کند که در مورد دسترسی ایمن به سقط جنین برای زنان باردار ناشی از تجاوز گزارش دهند، تا کمیته این مسئله را در ذیل ماده 7 میثاق منع شکنجه مورد بررسی قرار داده و میزان پای بندی دولت به تعهداتش را احراز نماید. کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دسترسی زنان قربانی تجاوز به سقط جنین قانونی را به منزله یک راهکار مطرح کرده و البته برای تحقق آن اجرای خدمات سلامت باروری و برنامه های آموزشی



قیمت: 10000 تومان

sdf204

ب) حقوق بشر انتقال ناپذيراست. افراد نه خودشان مي توانند به اختيار خود، اين حقوق را از خود سلب کنند و نه ديگران صلاحيت دارند که اين حقوق را از آنان سلب نمايند. مگر در موارد خاص مثل سلب آزادي از مجرم در صورتي که دریک محکمه عادلانه مجرم شناخته شود.
پ) حقوق بشر به هم وابسته و در هم تنيده است. از يک سو تحقق يک حق، کلا يا جزءا، وابسته به تحقق ساير حقوق مي باشد. مثلا ايفاي حق بهداشت و صحت در شرايط خاص، بر تحقق حقوق آموزش و اطلاعات وابسته است و از سوي ديگر نقض يک حقوق غالبا زمينه ساز تضييع چندين حق ديگر مي شود.
ج) حقوق بشر بخش ناپذير است. يعني حقوق بشر تفکيک ناپذير است و يکايک آن بايد احترام و رعايت شود. نمي شود بخشي از حقوق بشر را که مطابق سليقه و علاقه است گرفت و بقيه را رها کرد
د) از خصيصه هاي حقوق بشري برابري و عدم تبعيض است. در حقوق بشر هيچگونه تبعيض راه ندارد، بدون تبعيض از نظر نژاد، نسبت، قوميت، جنسيت، رنگ، زبان، سن، مذهب، عقايد سياسي و غير سياسي، منشأ ملي يا اجتماعي، معلوليت و معيوبيت، ثروت، تولد، يا ساير وضعيت ها آنگونه که اسناد حقوق بشر مي گويد از خصيصه هاي حقوق بشر مشارکت سياسي است. تمام مردم حق دارند در توسعه مدني، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي که حقوق بشر و آزادي هاي سياسي در قالب آن تحقق مي يابد، مشارکت و بهره مندي فعال، آزاد و معنا داري داشته باشد.
ه) از خصيصه هاي حقوق بشر مسئوليت پذيري است و دولت ها و ساير موظفين نسبت به رعايت حقوق بشر "مکلف و پاسخگو" مي باشند. دولت ها بايد خود را با نورم ها و استانداردهاي حقوق بشري منطبق سازند.
 از دیدگاه دین می‌توان گفت :«حقوق بشر، حقوق بنیادین و پایه‌ای است که هر انسان از آن جهت که انسان است، فارغ از رنگ، نژاد، زبان، ملیت، جغرافیا واوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز و فردی و هر عنوان عارضی دیگر بر او، از خداوند دریافت کرده است.»بنابراین:
اولا: حقوق بشر، حقوقی جهانی است، زیرا این حقوق، حق طبیعی و مسلم هر عضو خانواده بشری است و هر فرد بشر، در هر کجا با هر نژاد، زبان، جنس یا دین که باشد، از این حقوق بهره‌‌مند است و لازم نیست انسان این حقوق را کسب کند.
ثانیا: حقوق بشر هدیه الاهی است و هیچ مقام بشری از قبیل پادشاه، حکومت یا مقامات مذهبی یا سکولار این حقوق را اعطا نمی‌کنند. حقوق ناشی از قانون اساسی بر اثر رابطه شهروندی یا اقامت افراد در کشور خاصی به آن‌ها داده می‌شود، ولی حقوق بشر به معنایی که بیان شد، ذاتی است.
ثالثا: حقوق بشر بخشی از حقوق است که هر انسان از آن جهت‌که انسان است، آن‌ها را دارا می‌شود، در برابر بسیاری از حقوق که بر مبنای حکمت الاهی به انسان‌ها نه از آن جهت‌که انسان هستند، بلکه جهات حکیمانه دیگری اعطا می‌شود. بنابراین برداشت‌ها از حقوق بشر همواره برخاسته از نگرش‌ها در نظام حقوقی بوده و نمی‌تواند جدا از آن باشد.
اين باور جهان شمول وجود دارد كه انسانها داراي حقوق هستند، هرچند كه اين جهان شمولي بر مقوله اي تعريف و تشريح اين حقوق پراكندگي وسيع و گسترده دچار مي‌گردد. تمايزات تاريخ، تفاوتهاي فرهنگي، تعارضات اقتصادي، تنشهاي سياسي غير همگون و بنيان‌هاي فلسفي نامتقارن منجر به اين گشته اند كه نتوان از يك واژه نامه يكسان در حيطه حقوق بشر استفاده كرد.
هدف و غايت حقوق بشر تضمين حقوق اساسي افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد مي‌باشد و منظور از حقوق اساسي افراد، ‌همان حقوق و آزاديهاي فردي است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادي بيان و اجتماعات و مصونيت جان و مال و آزاديهاي ويژه اي چون حقوق اقتصادي ، مصونيت از تبعيض و حقوق بيگانگان با تمام زيرشاخه ها و چارچوبهاي منطقي اجراي وجود ضمانت اجراي آنهاست.
حقـوق بشـر توسط بسیـاری از جوامـع به رسمیت شنـاخته نشـده و نمی شــود.پرسش این است که آیا شناسـایی این حقـوق توسط جوامـع به آن ویژگی حق بودن و مشـروعیت می دهـد؟پاسـخ این پرسش بی گمان نه است. بشـر همیشـه علیه ستم به پا خاسته است. بنابراین بشر چه به طور صریح این حقــوق را بشناســد یا نه و دیگـران نیز چه آنها را تأیید کنند یا خیـر، بی نیاز از هـر استدلال و تعارف و توجیهـی آنها را خواستار است. لذا یک جنبه ی آن که خـواستن حقــوق برای خویشتـن است امری سـاده به نظـر می رسـد و از قضا بشـر هـر چه که ابتدایی تر بوده خواهان حقوق برای خویش و چه بسا ادعای انحصار را داشته است. جنبه ی دیگــر که خواستــن و پذیرفتــن حقــوق دیگـران است با دشـواری بیشتـری همـراه بوده است. این جنبه موانع متعددی را شاهد بوده است.تقسیم بشر به متمدن و وحشی ،دینـدار و بی دین،قبایل گوناگـون،رنگها و نـژادها و ... از جملـه موانع تحقـق این حقـوق بوده که با نگاهـی به پیشینـه ی بشـر به فراوانی دیـده می شــوند. بنابراین شناسایی و پذیرفتن حقوق دیگـران نیاز به تربیت، اندیشه ی والا،درک مفهوم بشریت،دادخواهی برای همه و نفی ستم نسبت به همه و نظایر آن است.
حقوق بشر واجد ویژگی اعلامی است، یعنی اعلامیه و مقررات حقوق بشر اعلام کننـده ی آن هستند بنابراین مانند هر مقـرره ی اعلامی دیگری علیـرغم عـدم اعلام صــریح آن نیز بشـر آن را خواسته و می خواهد، وجود راهکارهای اجرایی خاص در بسیاری کنوانسیونها با چنین نتیجه گیری تناقض ندارد.
اسناد بين المللي مهم حقوق بشر:
الف- معاهدات مهم بين المللي:
1 -   اعلاميه جهاني حقوق بشر
2-   ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي
3-   ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
4-   كنوانسيون ممنوعيت ومجازات جرم ژنو سايد
5-   كنوانسيون حذف همه اشكال تبعيض عليه زنان
6 -   كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان
7-   كنوانسيون منع شكنجه و ساير رفتارها يا مجازات خشن، غيرانساني و مومن
8-   كنوانسيون حقوق كودك
9-   كنوانسيون مربوط به وضعيت پناهندگان
ب- معاهدات مهم منطقه‌اي:
1- كنوانسيون اروپايي حمايت از حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي
2- كنوانسيون امريكايي حقوق بشر
3- منشور افريقايي حقوق بشر و مردم
4- اعلاميه حقوق بشر اسلامي – قاهره
مبحث دوم: ماهیت حقوق بشر
باید دانست که حقوق بدون دلیل و استدلال در مقابل نفی ،انکار ، نادیده انگاشتن و سوء استفاده فرمانروایان آسیب پذیر است . در این راستا درک ماهیت حقوق بشر می تواند به روشن شدن ملاحظه هر فرد از حقوق خاص، میزان حمایت قابل حصول، ماهیت عدول و استثنائات و اولویتهایی که می توان قائل شد و یا سلسله مراتبی که باید بین حقوق برقرار کرد، کمک نماید. پاسخ و تامل روی این مسائل به این موضوع برمی گردد که مبانی و بنیانهای نظری و منابع حقوق بشر کدامند؟ از کجا انسان توهمات و دلایلی را کسب می کند که می تواند وفق آنها له یا علیه قواعد ناظر بر حقوق بشر ادعایی داشته باشد و یا بین آنها تقدم و تاخر قائل شود و سلسله مراتب ایجاد کند. یا اینکه متعلق حقوق بشر کیست؟ چه کسانی واجد حقوق بشرند و چه کسانی صلاحیت برخورداری را ندارند؟ و به عبارت دقیق و ایجابی تر اینکه منبع حقوق بشر به عنوان حقوق غیر قابل سلب و ذاتا بدیهی که حقوق به رسمیت شناخته شده ای در سطح بین المللی است که هر کسی به صرف انسان بودن از آن برخوردار خواهد بود، چیست و از کجا سرچشمه می گیرد؟ با چه ملاک و معیاری تعیین می کنیم که برخی حقوق اساسی و بنیادی برخورداریم؟ پرسشهایی اند که پاسخ متفاوتی به آنها داده شده است.
حقوق طبیعی:اندیشه حقوق طبیعی این گونه تبیین می شود که مجموعه ای از قواعد دارای موضوعیت جهانی وجود دارد که کاملا معقول و منطقی است و از آنجا که نظرات و مفاهیم قانون طبیعت ریشه در شعور بشر دارد چنین نتیجه گیری می شود که این قواعد را نمی توان به یک گروه یا ملت خاص محدود ساخت . در این دیدگاه ،حقوق فردی به مثابه حقوق طبیعی از حقوق مسلمی است که هیچ قاعده و مقرره ای نمی تواند آن را از انسان جدا کند،مقرراتی والاتر و برتر از اراده قانون نگذار که غیر قابل نفی و انکار بوده و از ذات انسانی تفکیک ناپذیر است تا آن حد که هیچ کس نمی تواند از آنها صرف نظر و یا به دیگری منتقل کند. یک سلسله حقوق ازلی، ابدی و لاتغیر که مشمول مرور زمان نمی شود و عموم افراد بشر از هر نژاد و جنس را شامل می شود. این حقوق طبق قانون و ناموس طبیعت مقرر گردیده و بنابر این هیچ قانون موضوعه و قراردادی نمی تواند آنها را از انسان سلب کند . سیسرون بر این عقیده بود که قوانین موضوعه را نیز باید تا جایی رعایت کرد که با قانون طبیعی موافق باشد و گرنه در حکم زور است .
حقوق طبیعی نوین: مبنای نظریه حقوق طبیعی نوین در واقع همان اصول اخلاقی محکم « ایمانوئل کانت » است. به عقیده «کانت »«آزادی » از مفاهیمی است که عقل بی واسطه به آن می رسد و لزوم رعایت آزادی جسمی و فکری اشخاص از احکام عقل عملی است. آزادی فردی، قانون کلی نظام اجتماعی است. او اخلاق را فقط و فقط ناشی از آزادی می داند و آزادی است که اخلاق را میسر می سازد و آن را تعیین می کند. بنابراین نقطه مرکزی توجه اخلاق «شخص بودن » است یعنی توانایی قبول مسؤولیت به عنوان فاعلی آزاد و معقول در قبال نظام اهداف خویش. نتیجه طبیعی نظریه «کانت » این است که عالی ترین هدف زندگی انسان، اراده کردن بصورتی خود مختار و مستقل است. شخص را هماره باید به مثابه یک هدف نگریست و والاترین هدف دولت رونق بخشی به شرایطی است که به شکوفائی آزاد و خود مختار فرد کمک می کند. نظریه کانت، فرا تجربی (متعالی)، پیشینی و صریح و قاطع است و از اینرو بر تمام تمایزات خودسرانه نژادی، اعتقادی و عرفی برتری دارد و ماهیتا جهان شمول است. تئوریهای هسته ای نوین حقوق بشر در اشکال مختلف خود، در مفاهیمی که ضرورت طبیعی دارد، مشترکند. منظور از ضرورت این است که «انسان بودن در هر شکل از جامعه قابل تحمل » نیازمند چند عنصر اساسی و ضروری است که ماهیت انسان بدون آنها تحقق نمی یابد. از سوی دیگر موجودیت هر جامعه ای متکی به رفتارهای خاصی با افراد انسانی است و این نوع رفتارها اگر وجود نداشته باشد جامعه انسانی معنا نخواهد داشت. از این رو اساس و بنیاد هر جامعه رفتارهایی را ضروری می سازد که همین رفتارها اجزای تشکیل دهنده و عناصر مقوم زنان و مردان به عنوان موجوداتی اجتماعی است. به عبارت خلاصه، در این دیدگاه زندگی و حیات انسانی، آزادیها و حساسیتهایی را می طلبد که بدون آنها داشتن نام «بشر » بی معنا است. احیای نظریات حقوق طبیعی تعدیل یافته یا محدود در حقوق بشر تاثیری نیرومند بر هنجارهای قراردادی حقوق بشر بین المللی داشته است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در جمله آغازین خود بازتاب این تاثیر است . معاهدات اصلی حقوق بشر نیز بصورتی کاملا روشن، مبانی اخلاقی جهان شمول فوق را منعکس می سازند.
عدالت: بسیاری از نویسندگان بر این نکته اتفاق نظر دارند که اصول حقوق ملی و بین المللی از اصل عدالت که خود نیز از اصول حقوق طبیعی است نشات گرفته است. از نظر گروسیوس یک ویژگی و خصلت طبیعی انسانها تمایل جمعی به زندگی صلح جویانه و توام با آرامش و تفاهم با دیگران است. هر چیزی با طبیعت انسانها(زنان و مردان) به عنوان موجودات معقول و اجتماعی سازگار باشد، درست و عادلانه است. هر آنچه باعث از هم گسیختگی نظم و هماهنگی و توافق اجتماعی شود،با طبیعت انسانی سازگاری ندارد و خطا و ناعادلانه است . در این منظر،حقوق طبیعی به عنوان احکام عقلی که با الزامات اخلاقی هماهنگ است و مانع اوامر و دستورات خلاف اخلاق و عدالت می شود ،آنچنان بدیهی می نماید و ریشه در وجدان و عقل آدمی دارد که از سوی قضات دیوان بین المللی دادگستری نیز مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
رالز می گوید که عدالت اولین ویژگی نهادهای اجتماعی است . البته حقوق بشر یکی از اهداف عدالت است. بر این اساس، نقش عدالت در فهم حقوق بشر بسیار مهم است. از نظر رالز اصول ناشی از عدالت شیوه ای را در جهت حقوق و تکالیف نهادهای اساسی جامعه ارائه می دهند. این اصول منافع و مسئولیتهای ناشی از همکاری اجتماعی را به نحو مناسبی توزیع می کنند. وی می گوید که هر انسانی با ابتنا بر عدالت، حائز حرمت و مصونیت است تا آن حد که حتی سعادت و رفاه اجتماعی به عنوان یک کل نمی تواند نافی آن باشد... بنابر این در هر جامعه عادلانه، آزادیهای برابر شهروندی، ثابت و قطعی فرض می شوند. حقوقی که از رهگذر عدالت تضمین شده باشند،تابع و طفیلی چانه زنی سیاسی یا محاسبات ناظر بر منافع اجتماعی نیستند.
کرامت : خداوند انسان را موجودي ارزشمند معرفي مي‌كند. از اين رو، هر انساني كه به وجود مي‌آيد، في نفسه داراي احترام بوده و از منزلت و كرامت ذاتي برخوردار مي‌باشد و مطابق با همين شان و منزلت نيز بايد با او رفتار كرد. اعم از اينكه اين كرامت و حرمت را امري ذاتي و مربوط به طبيعت و سرشت خود آدمي بدانيم يا اينكه گفته شود اين ويژگي را خداوند به او عطا نموده است .انسان چون داراي اختيار و ارده است، هم مي‌تواند كرامت و منزلت خويش را گسترش و تعالي دهد و در جنبه‌هاي معنوي و انساني به اوج كمال نايل شود و هم آن را تنزل دهد و به پستي و خواري دچار گردد .در اسناد بين‌المللي حقوق بشراگرچه به صراحت از كرامت انساني سخني به ميان نيامده است، ‌اما از مفاد آن مي‌توان استفاده كرد كه حقوق بشر بر پايه كرامت انساني وضع شده است. اكنون در تمامي اسناد مربوط به حقوق بشر، اصطلاح كرامت و منزلت انساني وجود دارد. از اين رو، در متن و يا مقدمه اسنادي چون: اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي، ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي، كنوانسيون رفع تبعيض نژادي، كنوانسيون منع شكنجه، كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، كنوانسيون حقوق كودك، كنوانسيون چهارگانه ژنو و حقوق بشر دوستانه به موضوع كرامت انساني اشاره شده است .نكته جالب توجه در همه اين اسناد آن است كه به همراه ذكر عنوان كرامت يا منزلت انساني، به مسئله تساوي حقوق و آزادي انسان نيز پرداخته شده است. به بيان ديگر، انسان بما هو انسان، ‌آزاد آفريده شده و از حقوق، به نام حقوق اساسي برخوردار است كه بايد آن را براي همگان به رسميت شناخت. ضمن اينكه گوناگوني ظاهري و نژادي و تنوعات محيطي و منطقه‌اي، هيچ تاثيري در بهره‌مندي انسان از حقوق و آزادي‌هايش ندارد و همگان در اين زمينه يكسانند. به عنوان مثال، ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر مي‌گويد: تمام انسان‌ها آزاد متولد شده‌اند و در كرامت انساني و بهره‌مندي از حقوق با يكديگر مساوي‌اند و يا در كنوانسيون منع شكنجه، به اهميت كرامت انساني اشاره شده و بر اين امر تاكيد دارد كه توسل به شكنجه انسان براي اثبات يك موضوع، خلاف شان و منزلت آدمي است. در مقدمه اين كنوانسيون، بندي آمده كه مي‌گويد: تمامي حقوق اساسي انسان، از كرامت و منزلت او نشات مي‌گيرد و وجود همين احترام و كرامت باعث مي‌شود كه ما چنين حقوقي را براي انسان به رسميت بشناسيم.براين، ‌اصل آزاد بودن انسان‌ها و برابري آنان در برخورداري از گوهر انسانيت، اولين چيزي است كه در اسناد بين‌المللي حقوق بشر به آن اشاره شده و به تبع اين اصل، يكسري حقوق و آزادي‌ها نيز براي انسان وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد و به رسميت شناخته شود. انسان موجودي شريف و صاحب منزلت بود و به همين جهت، حق برخورداري از يك سلسله حقوق اوليه همچون: تساوي، آزادي و ممنوعيت بردگي را داراست; چنان كه عدم رعايت اين حقوق باعث بروز جنگ‌هاي ويرانگر شده و براي انكه انسان‌ها براي تامين حقوق خويش به خشونت و زور متوسل نشوند، بايد اين حقوق را به رسميت شناخت تا ديگر شاهد چنين مشكلاتي نبود. با توجه به تجربيات بشري و درك فارغ از همه ايده‌ها و نظرها و جدا از مباحث موجود در اديان، اجمالا مي‌توان گفت كه همه انسان‌ها در اين حقوق مشتركند. حقوق بشر نمي‌گويد: خدا وجود ندارد، هر چند ممكن است عده‌اي از آنها در عمل ملحد باشند; بلكه حقوق بشر بر اين نيست كه به اين موضوع بپردازند. آنچه حقوق بشر بدان پرداخته، اين است كه فارغ از نژاد و مذهب و عقيده انسان‌ها، يك سلسله اصولي كلي، در درون همه انسان‌ها وجود دارد كه بايد به رسميت شناخته شده و مورد توجه قرار گيردهمين بشري كه به اذعان اديان، ‌مخلوق خداوند است و در مكاتب الهي و آسماني، آفريده حق تعالي دانسته شده است، داراي يكسري مشتركات است كه مي‌توان آنها را مبنا قرار داد و آن را ميان همه انسان‌ها عموميت بخشيد. اگر درخصوص برخي موارد با هم اختلاف داشتيم، مي‌توانيم با يكديگر به بحث و گفت‌وگو نشست ولي به هر حال برخي مشتركات وجود دارند كه مي‌توان در مورد آنها به توافق جمعي رسيد، چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «قل يا اهل‌الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم»، يعني ما بايد يك كلمه يكساني را بيابيم و آن را ترويج كنيم. اگر چه ممكن است از نظر فلسفي و يا مذهبي نتوان به سادگي مرزبندي مشخصي را تعريف كرد و ملاك‌هاي معيني را ارائه دارد كه قابل اشكال و تشكيك باشد. اما قائلان حقوق بشر معتقدند كه ما مي‌توانيم به يك وجدان جمعي دست يابيم و بر سر برخي مشتركات به توافق نظر برسیم
مبحث سوم : تاریخچه ی حقوق بشردر آغاز شايد انسان متوجه حقوقي نشده باشد كه براي بشر جهان شمول باشد زيرا برداشت متفاوت اقوام با ويژگي‌هاي خاص زباني، عقيدتي و فرهنگي شان سبب مي‌شد كه هر قوم انساني، ديدگاه خاص و مقدسي از خود داشته باشد مانند فرهنگ و باور يهوديت، يوناني، عربي و... كه هر قوم، خود شان را موجود خاص انساني مي‌پنداشتند يعني فقط قوم خودشان را انسان مي‌پنداشتند و بس، تا اين كه تغييرات و تحولات اجتماعي و فرهنگي باعث توسعه بارفتارهاي اجتماعي شد و اقوام و ملل متوجه شدند كه با وصف تفاوت‌هاي روبنايي تمام اقوام و ملل جوامع انساني داراي نيازهاي اساسي بيولوژيك طبيعي يكسان مي‌باشد كه نخستين انگيزه‌هاي حقوق بشري در باور برخي از انسان‌ها خلق شد. با آن كه مقررات جديد حقوق بشر به بيش از سه قرن بر نمي‌گردد، اما تاريخ كرامت بشري به هزاران سال به گذشته بر مي‌گردد كه مورد سوال واقع شده است.
روي ستون بزرگي از تخت جمشید، كتيبه‌‌اي با چنين متن از داريوش (485- 521 پ.م) امپراتور ايران باستان حك شده است: «من اين چنين كه دوستدار حقيقت و راستي هستم. من دوستدار خطا و نادرستي نيستم. اين كه نسبت به انسان ضعيف به وسيله انسان توانمند بي‌عدالتي صورت گيرد، مطلوب من نيست. در حين حال مطلوب نيست كه به انسان توانمند توسط انسان ضعيف بي‌عدالتي شود. آنچه حق است مطلوب من است».اولين اعلاميه حقوقي، بر لوح گلي در زمان سلطنت سلف داريوش، كوروش كبير (529- 555 پ.م) نگاشته شده است. این اعلامیه که بيش از دوهزار و پانصدسال از عمر آن مى گذرد و در دورانى صادر شد كه جهان در تيرگى و بردگى و نقض حقوق انسان ها و نابرابرى آنان و خشونت مطلق اقويا بر ضعفا به سر مى برد.اين اعلاميه كه بر سنگ نوشته استوانه اى نقش شده، در سال ۱۸۷۹ به دست هرمزد رسام كه يكى از اعضاى باستان شناسى انگليسى بود، در حين كاوش هاى باستان شناسى در شهر «اور» بابل كه در جنوب غرب عراق قرار گرفته، كشف شد و اكنون زينت بخش موزه بزرگ بريتيش ميوزيوم در انگلستان است و بى شك تاكنون مورد بازديد ميليون ها گردشگرى كه از اطراف و اكناف جهان به انگلستان رفته اند، قرار گرفته و تحسين همگان را برانگيخته است.
اگر منشور آزادى كوروش را با اعلاميه حقوق بشر مصوب مجلس ملى فرانسه و همچنين با اعلاميه حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ مقايسه كنيم، اين منشور به مناسبت صراحت و قدمت و پشت پا زدن به رسوم خرافاتى دنياى قديم برتر و باارزش تر جلوه مى كند.
درقرون وسطی و پس ازقرن 5 میلادی دورانی بود که در آن حقوق بشر به فراموشی سپرده می شود و علاوه بر مجازات ها ،شکنجه ها ،قتل عامها و تفتیش عقاید زیادی بر روی انسان صورت می گیرد آزادی عقیده و در کل آزادی که ثمره تلاشها و مبارزات انسانهای آزاد اندیش و مباحثات بسیار فلاسفه و حاکمان یونان و مکتب حقوق طبیعی بود از بین می رود و بر بخشهای بزرگی از جهان اعتقادات دگم و غیر منصفانه روحانیون خشک مغز و بی روح مسیحیت سایه می افکند .
در دوران سده میانه انگلیسی ها نخستین کسانی بودند کهمتونی درباره حقوق بشر وضع کردند منشور کبیر 1251 ق.م واعلامیه حقوق سال 1628(فهرستی از آزادیها )قانون هانباس کورپوس (قانون احضار وبازداشت یا امنیت قضایی )وقانون حل وفصل سال 1701 اشاره کرد .
در قاره آمریکا نیزسیزده آمریکایی انگلیس در ابتدای قانون اساسی خود اعلامیه حقوق را گنجاندند نخستین این اعلامیه ،اعلامیه حقوق دولت ورجینیا مصوب سال 1776 (مواردی درباره آزادی ،برابری ،حاکمیت ملی ،انتخابات آزاد ،محاکمه با حضور هیات منصفه ،احترام به مالکیت و آزادی مطبوعات ) اعلامیه استقلال ایالات متحده آریکا 1776
در فرانسه نیز همین اندیشه ها چیرگی داشت اعلامیه حقوق بشر و شهروندی 1789 فرانسه شامل حقوق مدنی و سیاسی از جمله حق مشارکت مردم در زندگی سیاسی بود.و اعلامیه مردم زحمت کش و استثمار زده 1918 روسیه.
اگر چه هیچ کدام از این اسناد را نمی توان سر آغاز حقوق بشر به مفهوم امروزی آن دانست اما نقش بسزایی در پیدایش حقوق بشر مدون داشته اند وسازمان ملل متحد برای تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر از آنها الهام گرفته است .
در آغاز قرن 20 با پایان یافتن جنگ جهانی اول توجه خاصی به موضوع حقوق بشر در میثاق جامعه ملل نشان داده شد. دول عضو تمام کوشش خود را برای تساوی بین زنان و مرد ان و مساوات و برابری و حفظ کودکان و یک محیط عادلانه برای کار مردان و زنان و همچنان رفتار عادلانه با سکنه بومی مستعمرات کردند . و همچنین پذیرفتند مسئولیت بخش مربوط به نظام قیمومت در سیستم جامعه ملل ،مسئولیت رفاه و پیشرفت ملل تحت قیمومت را به عهده دولتها ی اداره کننده بگذارند به علاوه در رابطه با برخی از قسمتهای معاهدات صلح سال 1919 به برخی از دولتها تفکیک شد قبل از عضویت در جامعه ملل محدودیتهای عمیقی را نسبت به حاکمیت خود به نفع اقلیت های ملی کشور خود پذیرا شوند . در سال 1920 سیستم حقوق اقلیتها به موجب جامعه ملل ایجاد شد .
از دیگر اقدامات جامعه ملل تشکیل سازمان بین المللی کار بود تلاش سازمان بر این بود تا با اصلاح کار حقوق داخلی کشورها با توجه به این قوانین اصلاح شود . لازم به ذکر است که این اهداف مجددا در سال 1944 در اعلامیه معروف به اهداف و سازمان و سازمان بین المللی کار در اجلاس فیلادلفیا مورد تصدیق قرار گرفت و هنوز به عنوان یکی از سازمانهای تابعه سازمان ملل به فعالیت خود ادامه می دهد . میثاق جامعه توانست تا حدی از مشکلات و نقضهای حقوق بشر بکاهد و صلح و امنیت را تا حدی برقرار نماید و لیکن نتوانست موفق به تضمین اصول حقوق بین الملل گردد و توانست در راه حقوق بشر گام های خیلی موثر و ثابتی را بر جا گذارد و در آن بین گه گاه حقوق بشر نقض می شد و نتیجه آن جنگ جهانی دوم بود.دولتها به دنبال شکست جامعه ملل و حدوث جنگ جهانی اول ودوم بر آن آمدند تا راهکارهایی را ایجاد نمایند تا بتوانند برای همیشه از بروز این فجایع جلو گیری نمایند این تمایلات در منشور آتلانتیک 1941 اعلامیه ملل متحد در سال 1942 بروز کرد و نهایتا به دنبال اعلامیه ها و کنفرانسهای دیگر چون سانفرانسیسکو و تصویت منشور ملل متحد در سال 1945 و اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 حقوق بشر نوین ظهور کرد .
اندیشه حمایت از حقوق بنیادین بشر پس از جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید یکی از نخستین اقدامات سازمان ملل تصویب و انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر در دسامبر 1948 در اجلاس پاریس بود که با اتفاق نظر چشم گیری در میان اعضا روبرو شد . اعلامیه جهانی حقوق بشر را می توان در حقیقت همان اصول حمایتی منشور ملل متحد به حساب آورد. در مورد ارزش حقوقی اعلامیه به رغم اهمیت تاریخی و سیاسی استثنائی آن با سایر قطعنامه های اعلامی اصول مصوب مجمع عمومی تفاوتی ندارد بنابر این لازم می بود تا با تصویب متونی که خصوصیت الزام آور داشته باشد به اعلامیه قوام بخشیده شود و این عمل با تصویب میثاق های بین المللی حقوق بشر در سال 1966 صورت گرفت . یکی از این میثاق ها دارای دو پروتکل اختیاری ضمیمه می باشد که آیین دادخواهی فردی را معین می کند و دیگری در مورد لغو مجازات اعدام است که در 1989 به تصویب رسیده . امروز اکثریت قابل توجهی از کشور ها به اصل میثاق ها ملحق شده اند .
علاوه بر منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی ، معاهدات حمایت کننده متعددی در زمینه حقوق بشر در سطح عام و جهانی از سوی سازمان ملل یا تحت لوای آن سازمان تصویب شده اند که مهمترین آنهاعبارتند از:
عهد نامه مربوط به بردگی 1962 و مقاوله نامه اصلاحی آن1953
عهدنامه مربوط به پیشگیری و مجازات جنایت کشتار عام یا جمعی (ژنوساید)1948
عهدنامه ژنو در زمینه بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران نیروهای مسلح به هنگام ماموریت جنگی 1949
عهدنامه ژنو در زمینه بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران و غریقان نیروهای مسلح در دریا 1949
عهدنامه ژنو در زمیته رفتار با اسیران جنگی 1949
عهدنامه ژنو در زمینه حمایت از افراد غیر نظامی در زمان جنگ 1949
عهدنامه مربوط به مجازات خرید و فروش موجودات انسانی و بهره کشی از روسپیگری دیگران 1950
عهدنامه تکمیلی درباره الغای بردگی و خرید وفروش بردگان و نهادها و اعمال مشابه بردگی 1956
عهدنامه مربوط به الغای کلیه اشکال تبعیض نژادی 1966
عهدنامه مربوط به امحاء مجازات جنایت آپارتاید 1973
پروتکل شماره 1 و2 الحاقی به عهدنامه ژنو1949و 1977
عهدنامه منع شکنجه و دیگر مجازات ها یا رفتار وحشیانه وغیر انسانی یا تحقیر کننده 1984
عهدنامه آپارتاید در ورزش 1985
مبحث چهارم : ادیان و حقوق بشراديان الهي، اولين قدم براي دعوت انسان به توحيد و نيز هدايت او براي زندگي سعادتمندانه را ارزش بخشيدن به شخصيت انساني او دانسته ‏اند. اين ارزشمداري بي ‏جهت و بي ‏اساس نيست، زيرا همانگونه كه از تورات نقل شد، ماهيت معنوي آدم،  الهي است، ولي اين كه او خود بداند كه «به شكل معنوي خد.اوند» آفريده شده ‏است، رابطه او با خالق و همنوعان را تنظيم مي‏كند و اين را مي‏توان سنگ بناي قوانين حقوق بشر دانست.
در بررسي ديدگاه (سنتي) اديان به موضوع حقوق انسان‏ها، بايد ظرف زماني و مكاني آنها را در نظر داشت كه با توجه به شرايط زمانه و  واقع‎نگري ( و نه آرمانگرايي محض) زندگي عادلانه را براي مخاطبان خود ترسيم كرده ‎اند.
 در روايات يهود گفته شده كه: خداوند در ابتدا تنها حضرت آدم (يك انسان) را آفريد تا فردي به ديگري نگويد پدر من از تو بزرگ‎تر و ارجح است.  اين امر بيانگر اين موضوع است كه يك فرد به خاطر نژاد، رنگ پوست و ...بر ديگري ‎برتري ندارد.نگاهي به رفتار پيامبران و انبيا در تورات و  عهد عتيق، اهميت ارزش جان و حق انسانها  را از هر تيره و مسلكي كه باشند روشن مي‏سازد.
حضرت ابراهيم كه به پدر توحيد معروف است ، دعوت به توحيد را منحصر به هيچ قيدي ننمود و مشهور است كه خيمه او چهار در  ورودي در چهار جهت داشت تا هر رهگذري در صحرا، دعوت پذيرايي او را قبول كند و فرصت بهره ‏مندي از تعاليم وي را بيابد.
«ربي عقيوا ( عالم يهودي) فرموده است: انسان از اين جهت كه با ساختار و جوهره الهي آفريده شده است ، شريف است. آگاهي او از اين موضوع، ارزش او را بيشتر مي‏كند، زيرا در تورات (سفر برشيت، فصل اول-آيه 27) گفته‏ شده: خداوند آدم را به شكل معنوي خدا آفريد» تلمود- ميشناي آووت
موضوع رعايت حقوق غلام و كنيزكه جزء جدايي ناپذير تاريخ قديم بود از نكات برجسته فرمان‎هاي خد.اوند در تورات است. در دوراني كه با غلامان در حد حيوانات رفتار مي‏شد.
يهوديان با همه فراز و نشيب‎هاي زندگي در تاريخ طولاني خود همواره باديگر اقوام و اديان دررابطه بوده و اصل تبادل نظر و گفتگو مورد قبول آنها بوده است و  اين خود نشانگر رعايت حقوق ساير انسان‎هاست .
آیات الهی، جهان و انسان را مخلوق خداي واحد و اقدام بشر را ناشي از ارادة الهي دانسته‌اند. اما شگفت آنکه با وجود همه اين آيات الهي و تأکيد پيامبران خدا بر فضيلت خدمتگزاري به خلق خدا، پيروان اديان الهي در طول تاريخ جنگهاي خانمان سوز فراواني را رقم زده‌اند که حتي از منکران توحيد نيز نظاير آن مشاهده نشده است.

sdf199

ابزار جمع آوری اطلاعات .....................................................................................................................................................44
جامعه آماری ..........................................................................................................................................................................45
نمونه آماری ............................................................................................................................................................................45
روش نمونه گیری آماری.......................................................................................................................................................45
شیوه اجرا و مراحل پژوهش ................................................................................................................................................46
تجزیه وتحلیل داده ها..........................................................................................................................................................46
ضریب همبستگی پیرسون .................................................................................................................................................47
روایی پرسشنامه ....................................................................................................................................................................48
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل اطلاعات
مقدمه ......................................................................................................................................................................................50
آمار توصیفی ...........................................................................................................................................................................51
آمار استنباطی .....................................................................................................................................................................102
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری............................................................................................................................................................107
تحلیل فرضیه ها ...............................................................................................................................................................110
تفسیر نتایج ........................................................................................................................................................................111
نتیجه گیری براساس یافته های تحقیق.........................................................................................................................112
پیشنهادات برای محققین آینده ......................................................................................................................................113
محدودیت ها .......................................................................................................................................................................113
منابع ......................................................................................................................................................................................114
پيوست (ضمائم ) ................................................................................................................................................................116
پرسشنامه..............................................................................................................................................................................117
فهرست جداول صفحه
جدول 1-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « جنسیت ».........................................................................................51
جدول 2-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « سن »................................................................................................52
جدول 3-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « تحصیلات ».......................................................................................53
جدول 4-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « شغل »..............................................................................................54
جدول 5-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « سن همسر ».....................................................................................55
جدول 6-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « تحصیلات همسر )) ........................................................................56
جدول 7-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « شغل همسر »...................................................................................57
جدول 8-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « سن ازدواج خود »..........................................................................58
جدول 9-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « سن ازدواج همسر ».......................................................................59
جدول 10-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « فرزند چندم خانواده »................................................................60
جدول 11-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « همسر فرزند چندم خانواده ».....................................................61
جدول 12-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « داشتن فرزند »..............................................................................62
جدول 13-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « زندگی والدین با هم »..............................................................63
جدول 14-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « زندگی با والدین »........................................................................64
جدول 15-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « موافقت با ازدواج »........................................................................65
جدول 16-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « موافقت خانواده با همسر))..........................................................66
جدول 17-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « دخالت خانواده در زندگی »........................................................67
جدول 18-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « دخالت خانواده همسر »..............................................................68
جدول 19-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « آشنایی قبل ازدواج »...................................................................69
جدول 20-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « نسبت فامیلی داشتن »................................................................70
جدول 21-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ازدواج از روی خواسته ».............................................................71
جدول 22-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « یکسان بودن فرهنگی »...............................................................72
جدول 23-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « تجربه ازدواج »..............................................................................73
جدول 24-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « درک نشدن از طرف همسر»......................................................74
جدول 25-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « درک نشدن خلق و خو از طرف همسر »................................75
جدول 26-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « رضایت نداشتن از ویژگی های شخصیتی همسر »................76
جدول 27-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ایفا نشدن مسئولیت ها در زندگی مشترک »........................77
جدول 28-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « رضایت بخش نبودن روابط با همسر ».....................................78
جدول 29-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « خشنودی نبودن از نحوه تصمیم گیری »................................79
جدول 30-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « رضایت نداشتن از وضعیت اقتصادی ».....................................80
جدول 31-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « رضایت نداشتن از نحوه اوقات فراغت »...................................81
جدول 32-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « خشنود نبودن از نحوه ابراز عشق »..........................................82
جدول 33-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « رضایت نداشتن از نقش والدین »..............................................83
جدول 34-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « قابل اطمینان نبودن همسر »....................................................84
جدول 35-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « تحقیر شدن از طرف همسر »....................................................85
جدول 36-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « در میان گذاشتن مشکلات با همسر »......................................86
جدول 37-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « تصمیم گیری مالی »...................................................................87
جدول 38-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « خرج کردن پول بدون اجازه همسر ».......................................88
جدول 39-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ناراحتی از نزدیکی غیر منصفانه »............................................89
جدول 40-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « اختلاف نظر در رسیدگی به فرزندان »....................................90
جدول 41-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « بوجود نیامدن مشکلات از طرف والدین »....................................91
جدول 42-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « اختلاف نداشتن در اعتقادات مذهبی »...................................92
جدول 43-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « کله شق بودن همسر »................................................................93
جدول 44-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ترس از درخواست نیاز از همسر »............................................94
جدول 45-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « جر و بحث نداشتن »...................................................................95
جدول46-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « رضایت نداشتن از میزان پس انداز »..........................................96
جدول 47-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ارضا نشدن از لحاظ جنسی »....................................................97
جدول 48-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « عصبانی نشدن از همسر »...........................................................98
جدول 49-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « باعث خجالت نشدن از طرف همسر »....................................99
جدول 50-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « تحت نظر بودن ».......................................................................100
جدول 51-1-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ضعیف نبودن زنان در مقابل مردان »....................................101
جدول 1-2-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « عوامل اجتماعی و گرایش به طلاق».........................................102
جدول 2-2-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « عوامل فرهنگی و گرایش به طلاق»..........................................103
جدول 3-2-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « افسردگی و گرایش به طلاق»....................................................103
جدول 4-2-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « ازدواج مجدد و گرایش به طلاق»..............................................104
جدول 5-2-4 مربوط به توزيع فراواني متغير « استفاده از دارو و آرابخش و گرایش به طلاق».......................105
152400634365فصل اول:
کلیات پژوهش
00فصل اول:
کلیات پژوهش

(1-1)مقدمه:
چند سالی است که اختلافات زندگی زناشویی در جامعة ما بیشتر شده و بدنبال آن, درصد طلاق رو به افزایش است. بنابراین, طلاق به مفهوم دورکیمی (1987) به یک پدیدة اجتماعی تبدیل شده است. بدین معنی که از سویی, قشر یا طبقه و یا گروهی را نمی توان در جامعة امروز یافت که از اِپیدمی طلاق در امان باشد. از سطح تحصیلکرده ها تا بی سوادها, از سطح ثروتمند ها تا فقیر ها و یا از دیندارها تا بی دین های افراد جامعه از عارضة طلاق مصون نمانده اند. از سوی دیگر, طلاق یک پدیدة چند بعدی و چند علتی است. بنابراین محدود به یک علت خاص نظیر اقتصاد نمی باشد.چرا طلاق در جامعة ما رو به افزایش است؟ چه عواملی در رشد طلاق دخالت داشته اند؟ مسئلة طلاق هم فکر مسئولین جامعه را بخود مشغول کرده و آنها را نگران کرده است, هم دل مشغولی تعدادی از دانشگاهی ها و پژوهشگران حوزۀ خانواده شده است. و همه در صدد یافتن پاسخی برای این پرسش ها و ارائة راه حل هایی برای خروج از این مقولة آسیب زا هستند. در طی چند سال پژوهش پیرامون خانواده به صورت غیر مستقیم و از زاویه ای دیگر یعنی مطالعه پیرامون عوامل رضایت از زندگی زناشویی (منادی, 1383) به این امر علاقه مند شده اند یقینا نه ادعای پاسخگویی کامل به این پرسش ها را داشته و نه علل مختلفة این موضوع را کاملا شناسایی کرده است. ولی در پی نتایج پژوهش های کیفی (منادی, 1385) صورت گرفته پیرامون خانواده می توان بخشی خاص را از دیدگاهی خاص در سطح طرح مسئله عنوان کرد.بدین منظور به کمک طرح یک نظریة جامعه شناسی تلاش می کنیم تا حدودی مسئلة طلاق را کالبد شکافی کرده و توضیح دهیم.پیر بوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره می باشد. (بوردیو,1989 )منظور از عادت واره, مجموعة طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود بر اساس برخورد با محیط های مختلف مانند : خانواده, رسانه ها, نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می کند. این طرح واره ها مانند : چگونه غذاخوردن, چگونه پوشیدن, چگونگی ارتباطات اجتماعی, ذوقیات, مشغولیات انسان می باشند.طبق نظریة بوردیو عادت وارة هر فرد، نیروی محرکة اعمال و رفتار روزمرة اوست که در مرکز سرمایه های فرهنگی اش جای دارد. منظور از سرمایه های فرهنگی, طبق نظر بوردیو, ترکیبی از عادت واره, شناخت ها, آگاهی ها, آموزش ها و مدارک تحصیلی می باشد. (بوردیو, 1989) این شناخت ها و آگاهی ها می توانند به صورت کلاسیک و آکادمیک در آموزشگاه ها کسب شده باشند و یا به صورت خود آموزی و یا غیر کلاسیک آموخته شده باشند.
در هر صورت به زعم بوردیو, سرمایه های فرهنگی و عناصر سازندۀ آنها مقوله هایی اکتسابی و آموختنی هستند. ولی به باور وی عادت واره ها نقش مهمتر و جدی تری در هدایت و کنترل رفتارها و اعمال انسان ها دارند.
ضعف بنيه فرهنگي و عدم آگاهي و پايبندي به ايمان و تقيدات مذهبي خانواده‌ها، بخصوص در ميان والدين؛ به عنوان مهمترين عامل سستي روابط خانوادگي و در نتيجه افزايش طلاق در ايران اعلام شد.
معضلات اجتماعي مانند افزايش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در ميان جوانان، اين روزها مورد بحث رسانه هاي همگاني و موضوع بسياري از همايش ها و سمينارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسياري از آنها حاوي آمارهاي بسيار تکان دهنده اي است. بي ترديد افزايش دامنه آفت هاي جامعه که بايد دست اندرکاران امور تعليم و تربيت و فرهنگ سازي کشور را به تامل و چاره انديشي اساسي وادارد، معلولي بيش نيست. براي تجهيز و مقابله با اين پديده هاي ناهنجار، ابتدا بايد علل و ريشه هاي بروز اين مساله مهم را شناسايي کنيم، در غير اين صورت هر راه حلي اگرچه با صرف هزينه هاي زياد، بي تاثير خواهد ماند. به اين ترتيب، درخواست طلاق هنگامي صادر مي شود که هرگونه اميد و تلاش براي دستيابي به کانون گرم زندگي مشترک بي پاسخ مي ماند و واقعيتهايي رخ مي دهد که دستيابي به آرزوها را ناممکن مي سازد و آنگاه تنها راه رهايي به جدايي ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگي مجموعه اي از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامي ها، خواب ها و بيداري هاي هدفدار است، اين که تصور کنيم همه امور بايد موافق ميل و خواسته ما تحقق پذيرد، تصويري اشتباه است. اصولاً خانواده اي را نمي توان سراغ گرفت که در آن به هيچ وجه اختلاف فکر و سليقه وجود نداشته باشد، هر انساني ذوق و سليقه اي مخصوص به خود دارد. اما براي دستيابي به آرامش بايد اين ذوق و سليقه را به هم نزديک کرد، زيرا انسان ها تنها در سايه توافق ها مي توانند در کنار هم زندگي کنند نه اختلاف ها. از سوي ديگر، در زندگي مشترک بي اعتنايي به پيمان زندگي، خودخواهي ها و تنگ نظري ها، بي حوصلگي و بي توجهي به سرنوشت يکديگر، اختلاف در سليقه ها، فزون طلبي ها، تنوع جويي ها، عدم رعايت وظايف فرد است که "طلاق" را مي آفريند و اين پايان مشکلات نيست، بلکه سرآغاز ويراني است و معضلات جديد را به وجود مي آورد. تحقیقات نشان داده که طلاق یکی از ده رویداد اولیه و مهم در زندگی انسان می باشد. عده ای از محققان اعتقاد دارند که طلاق به عنوان یکی از حوادث زندگی نقش اولیه و حساسی در ایجاد افسردگی دارد. فابل انکار ترین یافته ها در زمینه ی فقدان یکی از والدین در سنین قبل از 11 سالگلی می باشد.(پیکل و همکاران، 1917)
در تحقیق ها و تحلیل های زیادی که در رابطه با پدیده ی روز افزون طلاق در دنیای کنونی صورت گرفته، به حقیقت وجود کودکان کمتر توجه شده است. این کودکان نمی دانند پس از جدایی پدر و مادر چگونه افکار و احساسات خود را کنترل کنند و از همه مهم تر چگونه با پدر و مادر خود رفتار منصفانه ای داشته باشند.(سینتیا مک گرگور 1386)
عمیق ترین ترس ما این نیست که به قدر لازم با کفایت نیستیم. عمیق ترین ترس ما این است که قدرتمندتر از آنیم که بتوان تصور کرد. آنچه بیشتر موجب وحشت ما می گردد روشنایی ماست. نه تاریکی ما. از خود می پرسیم من کیستم که چنین درخشان، تباناک، با استعداد و شگفت آورم؟در واقع نبا نیست که چه کسی باشی، تو فرزند خدایی. پس بازی حقیر تو شایسته دنیا نیست.
هیچ چیز روشنگری در باب کاستن این نیرو نیست طوری که دیگران، در اطراف تو احساس نا امنی نکنند.متولد شده ایم تا شکوه و جلال خداوندی را که در ماست به نمایش بگذاریم این شکوه و جلال تنها در بعضی از ما نیست، بلکه در تمامی ابنای بشر است و اگر بگذاریم نورمان بدرخشد.ناخود آگاه به دیگران نیز فرصت درخشش نورشان را خواهیم داد. اگر ما از ترس هایمان رها شویم.
حضورمان، خود به خود باعث رهایی دیگران نیز خواهد شد.(نلسون مانلا)
(2-1)بیان مسئله:
طلاق؛ نامي ساده و مفهومي پيچيده؛ پديده‌اي منفور و نكوهش شده، اما رو به افزايش. فروپاشي نظام كوچكي كه تبعات زيادي دربر دارد و تاثيرهاي منفي‌اش بر جامعه بويژه زنان و بچه‌هاي طلاق غيرقابل انكار است؛ پديده‌اي كه كمابيش از كنترل و پيش‌بيني خارج شده و جامعه‌شناسان را نگران كرده است.در حقيقت همانگونه که پيوند بين افراد طبق آيين و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي شود. چنانچه طرفين نتوانند به دلايل گوناگون شخصيتي، محيطي و اجتماعي و … بايکديگر زندگي کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطي از هم جدا مي شوند . از اين نظر خانواده همچون عمارتي است که زن و شوهر ستون هاي آن را تشکيل مي دهند و فروريختن هرستون استحکام و استواري عمارت را دچار تزلزل و گسستگي مي کند. طلاق با اين ديد، يکي از غامض ترين پديده هاي اجتماعي، ارکان خانواده را در هم ريخته و بيشتر اثرات مخرب خود را بر روي فرزندان برجاي مي گذارد. طلاق گسستن و فروپاشيدن و نابودي کانون گرم و آرامبخش زندگي است که اثرات جبران ناپذيري بر اعضاي خانواده مي گذارد. در تحقيقي که توسط "جي هبر" (1990) صورت گرفت مشخص گرديد ازدواج هايي که به طلاق منجر شده اند، کاهش شديدي در اعتماد به نفس اعضاي خانواده به وجود مي آورد. چنين کمبودي مي تواند ماهيتي اجتماعي، رواني يا جسمي باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتيجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضاي خانواده در حين و بعد از طلاق مي باشد. در اين تحقيق همچنين مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضاي خانواده را کاهش مي دهد، بلکه باعث مي گردد يکي از طرفین يا هر دو به طور قابل ملاحظه اي احساس پوچي کنند. در این تحقیق ما به بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق در شهرستان سرپل ذهاب می پردازیم . گذشته از اين طلاق پديده اي است که بر تمامي جوانب جمعيت يک جامعه اثر مي گذارد، زيرا از طرفي بر کميت جمعيت اثر مي نهد، يعني واحد مشروع و اساسي توليد مثل يعني خانواده را از هم مي پاشد، از طرف ديگر بر کيفيت جمعيت نيز اثر مي گذارد، زيرا موجب مي شود فرزنداني محروم از نعمت هاي خانواده تحويل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافي رواني در احراز مقام شهروندي يک جامعه اند. بنابراين آسيب اجتماعي ناشي از اين اقدام نه تنها متوجه اعضاي خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آينده مي باشد.
هر چند گسترش نرخ طلاق به عنوان یکی از مصادیق آسیب های اجتماعی موجبات نگرانی مسئولین و برنامه ریزان نظام را در پی داشته است، لیکن توجه به این مسئله ضروری است که در بسیاری از موارد به رغم وجود اختلافات و ناسازگاری های مداوم و طویل المدت زوجین و به دنبال آن ظهور پیامدهای منفی و گسترده این ناسازگاری ها در سطح خانواده و جامعه (که حتی می تواند گسترده تر از پیامدهای طلاق باشد همچون همسرکشی) طلاق رخ نمی دهد و در این شرایط بر خلاف واقعیت های لازم التوجه به واسطه عدم وجود آمار و ارقام دقیق، ناسازگاری های زناشویی نمود واقعی نداشته لذا بررسی میزان شدت، علل و مکانیزم های کنترل ناسازگاری های خانوادگی پیش از بررسی راهکارهای کنترل طلاق یکی از ضروریات دارای اولویت است.
در بررسی علل طلاق توجه به حقوق موضوعه نیز حایز اهمیت است چرا که در بررسی مواردی که یا زن متقاضی طلاق باشد نشانگر تفاوت و اختلافات اساسی در علل طلاق ضروری است تا اختیارات گسترده و فراوان در حق طلاق کنترل شود و از سوی دیگر موضوع طلاق برای زن یک موضوع غیر ممکن و لا ینحل (که دارای پیامدهای منفی در صورت وقوع می باشد) نگردد.
با عنایت به لزوم شناخت دقیق و همه جانبه میزان علل و عوامل بروز پدیده طلاق خاصه دلایل مورد پذیرش دادگاهها به عنوان پیش شرط ارائه مکانیزم های مؤثر و دقیق ویژگی های افراد مطلقه که نتایج آن نیز قابل تعمیم و استناد باشد ضروری است و بدون انجام چنین تحقیقی ارائه مکانیزم پیشگیرانه امکانپذیر نیست.
طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی منبعث از مجموعه علل و عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خاصه مباحث فرهنگی می باشد و تعیین یک عامل اصلی و قطعی بروز طلاق امکانپذیر نیست. بنابراین همچنان که در بسیاری از مطالعات بیان گردیده است، عواملی همچون تعارضات فرهنگی، ناهماهنگی های طبقاتی، گسترش شهرنشینی، خشونت های خانگی، گسترش سطح آگاهی و ارتباطات اجتماعی افراد خاصه در زنان، دخالت های بی مورد دیگران، ازدواج های اجباری، تعدد زوجات، اعتیاد، فقر و بیکاری، محکومیت های درازمدت، بدآموزی وسایل ارتباط جمعی، نارسایی های جسمی ـ روانی هر یک می توانند به نوعی گسترش وقوع و یا احتمال طلاق را افزایش دهد. لیکن تعیین عامل اصلی بروز طلاق همان گونه که ذکر گردید امکانپذیر نیست. بنابراین می بایست علل واقعی طلاق را با استناد به موضوعات مطرح شده در طی شکایات خانوادگی مورد بررسی قرار داده و سپس به ارائه مکانیزم پرداخت.
(3-1 )اهمیت ضرورت تحقیق:
اهمیت و ضرورت این تحقیق زمانی پیدا می شود که بر اساس آمارهای بدست آمده میزان طلاق در میان زوج های تحصیل کرده بسیار بالاتر از میزان طلاق در سطوح دیگر است و این باعث بروز یک بحران اجتماعی در جامعه خواهد شد ، بنابراین تحقیق و پژوهش در زمینه این مشکل اجتماعی امری ضروری و اجتناب ناپذیر میباشد . معضلات اجتماعي مانند افزايش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در ميان جوانان، اين روزها مورد بحث رسانه هاي همگاني و موضوع بسياري از همايش ها و سمينارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسياري از آنها حاوي آمارهاي بسيار تکان دهنده اي است. بي ترديد افزايش دامنه آفت هاي جامعه که بايد دست اندرکاران امور تعليم و تربيت و فرهنگ سازي کشور را به تامل و چاره انديشي اساسي وادارد، معلولي بيش نيست. براي تجهيز و مقابله با اين پديده هاي ناهنجار، ابتدا بايد علل و ريشه هاي بروز اين مساله مهم را شناسايي کنيم، در غير اين صورت هر راه حلي اگرچه با صرف هزينه هاي زياد، بي تاثير خواهد ماند. به اين ترتيب، درخواست طلاق هنگامي صادر مي شود که هرگونه اميد و تلاش براي دستيابي به کانون گرم زندگي مشترک بي پاسخ مي ماند و واقعيتهايي رخ مي دهد که دستيابي به آرزوها را ناممکن مي سازد و آنگاه تنها راه رهايي به جدايي ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگي مجموعه اي از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامي ها، خواب ها و بيداري هاي هدفدار است، اين که تصور کنيم همه امور بايد موافق ميل و خواسته ما تحقق پذيرد، تصويري اشتباه است. اصولاً خانواده اي را نمي توان سراغ گرفت که در آن به هيچ وجه اختلاف فکر و سليقه وجود نداشته باشد، هر انساني ذوق و سليقه اي مخصوص به خود دارد. اما براي دستيابي به آرامش بايد اين ذوق و سليقه را به هم نزديک کرد، زيرا انسان ها تنها در سايه توافق ها مي توانند در کنار هم زندگي کنند نه اختلاف ها. از سوي ديگر، در زندگي مشترک بي اعتنايي به پيمان زندگي، خودخواهي ها و تنگ نظري ها، بي حوصلگي و بي توجهي به سرنوشت يکديگر، اختلاف در سليقه ها، فزون طلبي ها، تنوع جويي ها، عدم رعايت وظايف فرد است که "طلاق" را مي آفريند و اين پايان مشکلات نيست، بلکه سرآغاز ويراني است و معضلات جديد را به وجود مي آورد.
(4-1)اهداف تحقیق:
در گذشته کمتر در باره طلاق و عوارض سوء آن و علل پیدایش و افزایش آن و راه جلوگیری از وقوع آن فکر می کردند ، در عین حال کمتر طلاق صورت می گرفت و کمتر آشیانه ها بهم میخورد .مسلما تفاوت دیروز و امروز در این است که امروز علل طلاق فزونی یافته است . زندگی اجتماعی شکلی پیدا نموده است که موجبات جدائی و تفرقه و از هم گسستن پیوند های خانوادگی بیشتر شده است و از همین جهت مساعی دانشمندان و خیر خواهان تا کنون بجائی نرسیده است و متاسفانه آینده خطر ناکتری در پیش است .
(4-1-1)هدف کلی تحقیق :
بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق در شهرستان سرپل ذهاب .
(4-2-1)اهداف جزئی تحقیق:
الف  - شناخت عوامل تأثیر گذار بر طلاق در شهرستان سرپل ذهاب
ب- میزان طلاق در دو سال گذشته در شهرستان سرپل ذهاب
ج- بدست آوردن راهکار اساسی برای حل این مشکل.
د- ریشه یابی مشکل و بدست آوردن نقطه نظرات و ایده آلهای طرفین.
(5-1)حدود مطالعاتی
پدیده ی طلاق « راه حل » رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر، فرو ریختن ساختمان خانواده، قطع پیوند زنا شویی و اختلال ارتباط پدر و مادر با فرزند است.
تحقیقات نشان داده که طلاق یکی از ده رویداد اولیه و مهم در زندگی انسان می باشد. عده ای از محققان اعتقاد دارند که طلاق به عنوان یکی از حوادث زندگی نقش اولیه و حساسی در ایجاد افسردگی دارد
از لحاظ زمانی و مکانی این پژوهش در مقطع زمانی پاییز سال 1390 در شهرستان سرپل ذهاب با موضوع بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق می پردازد.
(6-1)تعاریف مفاهیم و اصطلاحات:
(6-1-1) طلاق چيست؟
«طلاق » در لغت، به معنای رها کردن و آزاد کردن و در اصطلاح، به معنای «ازالة قیدالنکاح بصیغة مخصوصة » است; یعنی گسستن پیوند ازدواج با لفظی مخصوص.
بنابراین، می توان گفت: «طلاق نوعی گسست و جدایی و اخلال در بنیان های اساسی خانواده است که منجر به جدایی همیشگی - هم راه لوازم آن - می شود. » البته ممکن است هر نوع اخلال و گسستی منجر به جدایی ( طلاق) نشود، گرچه در این حالت نیز خانواده کارکرد خود را از دست می دهد و آسیب های اساسی به آن وارد می شود، ولی این بخش از مسائل آسیب شناختی خانواده مورد توجه این مقاله نیست، بلکه آن نوع گسستی که منجر به «جدایی » بشود مورد بررسی است.
حال به تعريف اصطلاحات از ديدگاه هاي مختلف مي پردازيم.
تعريف طلاق از ديدگاه مدني: از اين ديدگاه طلاق عبارت است از انحلال رابطه زناشويي در عقد نكاح دائم خواه به قصد و رضاي زوج باشد خواه بوسيله ي نماينده ي قانوني زوج مانند طلاق زوجه ي مجنون بوسيله ي ولي او و يا مانند موردي كه زوجه با وكالت از زوج خود را مطلقه سازد حال ممكن است طلاق بوسيله دادگاه واقع شود يا با جاري ساختن صيغه طلاق صورت گيرد.
تعريف طلاق از ديدگاه فقه اسلامي: عبارت است از انحلال عقد نكاح دائم
تعريف طلاق از نظر حقوق دانان:
عبارت است از قطع رابطه زوجيت يا زناشويي به حكم دادگاه در زمان حيات زوجين به درخواست يكي
ازآنها يا هر دو
تعريف طلاق در حقوق ايران:
در حقوق ايران طلاق انحلال نكاح دائم است با شرايط و تشريفاتي خاص از جانب مرد يا نماينده قانوني او
تعريف طلاق از نظر جامعه شناسان
طلاق به عنوان پديده اي اجتماعي حدود و اشكالي بسيار دارد اهم وجوه آن به قرار زير است:

sdf195

محمد جعفر جعفری لنگرودی ،ترمینولوژیِ حقوق، انتشارات بنیاد راستاد،چاپ اول،تهران،1363.
محمد جعفر جعفری لنگرودی،دانشنامه حقوقی،جلد اول،انتشارات امیرکبیر،چاپ اول،تهران،1358.



قیمت: 10000 تومان

sdf192

از آنجا که تقریبا تمام مفاد حقوقی ،اخلاقی هستند ویا به شکلی ، غایت آن ها به اخلاق می رسد و از طرف دیگر حقوق می تواند حامی اخلاق و عامل حفظ آن گردد؛ لذا استفاده بجا و حمایتی از هریک در مقابل دیگری می تواند در پیشبرد اهداف کاربردی ، موثر باشد .
اخلاق وحقوق ارتباط تنگاتنگ و غیر قابل اجتنابی با هم دارند . برخلاف نظر بعضی از فلاسفه حقوق در باب جدایی قانون از اخلاق ، به طور واضحی حقوق رسوب تاریخی اخلاق است. اخلاق پزشکی و حقوق پزشکی نیز ازجمله مقوله هایی اند که از این ارتباط بهره برده و خواهند برد . شناخت صحیح این ارتباط و استفاده بجا از لطافت اخلاق و اجبار حقوق می تواند بسیاری از مسائل نو ظهور در حوزه سلامت را که مسائلی حساس اند ، مراقبت کند .
2-1-2- مسئولیت اخلاقی
مسئولیت اخلاقی عبارتست از مسئولیتی که قانونگذار به بیان و ایجاد آن نپرداخته و به معنی مسئولیت عرفی، اخلاقی و اجتماعی پزشک، از دیدگاه دین و هنجارهای دورنی وی است.در مسئولیت قانونی، انجام فعل و ورود ضرر، شرط تحقق مسئولیت است برخلاف مسئولیت، مسئولیت حقوقی آن است که مواردی در قانون اپیش بینی شده و ضمانت اجرای قانونی (کیفری و مدنی) دارد در کیفری و مدنی وجهه مشترک آن نقض قرارداد است و می‌توان آن را از دادگاه درخواست نمود.
یکی از تفاوتهای مسؤولیت اخلاقی و حقوقی، ضمانت اجرای آن دو است. زیرا، هر چند مسؤولیت اخلاقی، ضمانت اجرای قواعد اخلاق است، اما اعمال آن در خارج و مطالبه آن از دادگاه غیر ممکن است. به علاوه، ممکن است حدود خصوصیات موضوعات قوانین، با حدود و ویژگی های موضوعات اخلاقی متفاوت باشد.
در معني مسؤوليت اخلاقي مي گويند: «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته.» در صورتي كه مسؤوليت قانوني هر نوع مسؤوليتي است كه در قانون پيش بيني شده و كيفر قانوني براي آن معين شده باشد. اين دو نوع
مسؤوليت با يكديگر متفاوت مي باشد. چرا كه مقامات صلاحيت دار قضايي ممكن است فردي را محكوم سازند، در حالي كه وجدان او خود را بي گناه بداند؛ برعكس شايد آن مقامات فردي را بي گناه تشخيص دهند، در صورتي كه او نزد وجدان خويش خود را گناهكار بشناسد. علت اين امر اين است كه:
اولاً ـ مسؤوليت در مقابل اجراي قوانين مستلزم علم به قانون نيست و هرگاه كسي مرتكب عمل مجرمانه اي شود كه قانون آن را منع كرده، اگر جاهل به حكم قانون هم باشد، در مقابل دادگاه مسؤول است.
ثانياً ـ مسؤوليت به اعمال و افعال تعلق دارند نه به مقاصد و نيات.
ثالثاً ـ مسؤوليت قانوني تنها شامل اعمالي مي شود كه بطور صريح و آشكار صورت گرفته و جرم كشف شده باشد بنابراين هر عمل زشتي كه به صورت پنهاني صورت گيرد؛ در دادگاه قابل تعقيب و بالمآل مجازات نيست.
در صورتي كه در مسؤوليت اخلاقي:
اولاً ـ مسؤوليت مستلزم علم به قانون اخلاقي است؛
ثانياً ـ نيت شرط عمده مسؤوليت اخلاقي است چنانچه مي گويند «الاعمال بالنيات»؛
ثالثاً ـ مسؤوليت اخلاقي بر كليه اعمال از آشكار و پنهان تعلق مي گيرد؛
رابعاً ـ مسؤوليت اخلاقي به دنبال خود مكافات اخلاقي دارد و آن عبارت است از رضايت خاطر يا پشيماني يا ندامتي كه بر اثر اطاعت امر وجدان يعني اجراي تكليف يا تخطي از آن به انسان دست مي دهد.
2-2- فقه پزشکی
1-2-2- تاثير فقه بر علم حقوق
سابقه 1400 ساله ارتباط حقوق با فقه اسلام، رابطه قهري فقه و حقوق را در بلاد اسلامي توجيه مي‌کند؛ هر چند که طبع حقوق جديد بسياري از مباحث موجود در کتب فقهي را قبول نمي کند اما بسياري از مسايل طرح شده در فقه که از عرف و عادات الهام مي‌گيرند، مي‌تواند نهال حقوق جديد را بارور نمايند و در غني ساختن حقوق جديد سهم به سزا داشته باشند.
حقوق اسلامي از ديرباز يكي از منابع مهم نظم حقوقي در ايران بوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي, قانون اساسي جمهوري اسلامي به طور رسمي حقوقي اسلامي را به صحنه زندگي آورد و ساير نهادهاي حقوقي را در خدمت اين آرمان قرارداد (اصل چهارم قانون اساسي). به علاوه, اصل ۱۶۷ قانون اساسي حقوق اسلامي را در زمره منابع رسمي و تكميل كننده قوانين آورد و قاضي را موظف به اجراي آن ساخت. بدين ترتيب, حقوق اسلامي نه تنها معايار وضع قانوني عادلانه است, نظام حقوقي كشور را نيز اداره مي كند, در دادگاه به عنوان متمم قانون مورد استناد قرار مي گيرد و در زمره منابع حقوقي است. هدف قانون اساسي جمهوري اسلامي اين است كه اتحاد حقوقي و مذهب را تحقق بخشد .
2-2-2- پزشکی از منظر اسلام
پزشكي يك وظيفه‌اي شرعي محسوب مي‌شود و واجب كفايي است. همه از تركش مجازات مي‌شوند و با عمل بعضي به آن, از ديگران ساقط مي‌گردد .
علاوه بر اينكه پزشكي يك مسؤوليت ديني است, يك ضرورت اجتماعي و انساني و رسالت اخلاقي و مسؤوليت عقلي نيز مي‌باشد.
اجرت پزشک
از نظر اسلام, پزشكي حرفه‌اي نيست كه به وسيله آن ثروت اندوزي كرد و به خاكستر دنيا دست يافت. بلكه رسالتي است انساني و مسؤوليتي شرعي در درجه اول است, چون هر حرفه‌اي كه صاحبش قصد دارد از آن به پول برسد, مختار است كه با اين يا آن معامله كند, اگر قانع شود كه اين معامله‌اش او را به پول قانع كننده‌اي مي‌رساند. واگر دريافت كه اين معامله نمي‌تواند گرسنگي و احتياجش را برآورده سازد, مي‌تواند با او معامله نكند. قطعا اين ها شامل حال پزشك نمي‌شود, چون كسي كه از درمان مجروحي دست بكشد - همانطور كه قبلاً ذكر شد - قطعاً شريك زخم زننده است. و براي گرفتن مزد يا زيادي آن يا به هر علتي ديگر, حق آن را ندارد كه در درمان تعلل كند.
آنچه ذكر كرديم به معناي اين نيست كه پزشك اصلا نبايد مزد خود را بگيرد, چون در اين صورت بيشتر پزشكان سربار ديگران خواهند بودو ديگر اين كه باعث مي‌شود بيشتر مردم به فراگيري اين علم روي نياورند. جداي از نبوغ و ابداع كه در آن به وجود نمي‌آورند, در نهايت انسانيت را از يك عنصري مهم, بلكه مي‌توان گفت از مهمترين عناصر آسايش و سعادت بخش انسانيت و پيش برنده آن به پله‌هاي مختلف كمال و عظمت, محروم خواهد كرد. براي همين مي‌بينيم امام حسن عسكري (عليه‌السلام) به پزشكي كه حضرت نزد او حجامت كرده بود, يك كمد لباس و پنجاه دينار مي‌دهد.
زنداني ساختن پزشكان نادان
از امام علي (عليه‌السلام) نقل شده است كه فرمودند: «بر امام  واجب است دانشمندان فاسد و پزشكان نادان را زنداني نمايد.»
بله واجب است, زيرا اشتغال نادان در امر پزشكي, بيشتر به افزايش درد و رنج‌هاي مريض منجر مي‌شود و آسايش و آينده‌اش را (اگر نگويي زندگي بسياري را) به خطرات زيادي مي‌كشاند. و همان طور كه علماي فاسد, دين را به فساد مي‌كشانند, پزشكان نادان نيز بدن‌ها را فاسد مي‌كنند و آسايش و سعادت انسان را در دنيا مي‌ربايند, پس جلوگيري از آنان و ايستادگي در مقابل آنان با تمام قدرت, واجب است.
ضمانت پزشك نادان
علاوه بر آنچه گفته شد, اگر نادانان به مداواي مريض بپردازند و آنچه را بايد اصلاح كنند, فاسد نمايند, عقلاً, عرفاً و شرعاً مسؤولند 0 بنا به قاعده ضمانت بر هر تلف شده‌اي) كه اگر اين كار منجر به مرگ شد, همانطور كه معلوم است, بايد ديه خطا را ضمانت كرد. و اين امر بين فقها (بدون خلاف در آن) متداول است, بلكه در تنقيح آمده است: «پزشكي كه دانش كمي دارد, به اجماع فقها ضامن فساد در درمان خود است.» در اين امر, علماي غير شيعه اهل بيت (عليهم السلام)  نير به طور اجماع بر آن متفق القولند.
اگر كسي به پزشكي آگاه باشد و در اداي كاري كه بر عهده اوست كوتاهي كند, افزون بر مسؤوليت شرعي, چه برائت از مريض يا وليش گرفته باشد يا نگرفته باشد, ضامن است واگر پزشك در انجام وظيفه‌اش كوتاهي نكند و پزشك با هوش و ماهري باشد و به سبب او مريض تلف شود يا يكي از اعضاي بدنش از كار بيفتد, اگر مريض كوچك يا ديوانه باشد و پزشك از ولي امرش اجازه گرفته باشد, يا مريض بالغ باشد و پزشك از او اجازه برائت از ضمانت گرفته باشد, در اين صورت او ضامن نيست.
از ابي عبدالله روايت شده است كه فرمودند: «اميرمؤمنان علي (عليه‌السلام) فرمود: كسي كه به پزشكي يا دامپزشكي اشتغال يافت, بايد از ولي اجازه بگيرد و گر نه او ضامن است.» البته ضعف اين روايت به خاطر عمل مشهور, جبران شده است, بلكه ادعاي اجماع بر اين روايت شده است و اين به معناي برائت قبل از اثبات حق نيست, بلكه اين به معناي اجازه گرفتن در چيزي تلقي مي‌شود كه اقتضا مي‌كند عدم اثبات حق را, علاوه بر اين كه اگر اجازه داده نشود, پزشك به درمان مريض اقدام نمي‌كند.
3-2-2- تفاوت حقوق و مذهب
منشا قوانین مذهبی احکام الهی است.فقه امامیه از چهار منبع قران وسنت و اجماع وعقل سرچشمه می گیردولی منبع اصلی حقوق قانون است و دادرس باید در مرحله نخست به متن و مفاد قوانین پای بند باشد.
با وجود این در جایی که قانون ناقص یا مجمل است ، دادگاه می تواند به طور مستقیم به قواعد مذهبی استناد کند. وانگهی، چون مجلس شورا نباید قانونی برخلاف احکام مذهب امامیه وضع کند ( اصل 72 قانون اساسی) و فرض این است که قوه مقننه این دستور را به کار بندد و هیچ گاه از قواعد مسلم این مذهب تجاوز نمی کند ، در مواردی که قانون هیچ حکمی ندارد و از مواد موجود در قانون نیز نمی توان استنباط دیگری کرد ، دادرس اختیار دارد و باید قواعد مذهبی را به عنوان روح قانون مورد استناد قرار دهد.
قانون از عقل ناقص بشری سرچشمه می گیرد : به همین جهت نمی تواند به پایداری احکام شرع باشد . وانگهی، از دیدگاه مذهبی ، اجتماع باید خود را متناسب با قواعد الهی سازد؛ در حالی که حقوق یا بخش مهمی از آن نتیجه اوضاع اجتماعی ملت هاست و قانونگذار عاقل ودلسوز آن است که در دستور های خود نیازمندی های کنونی جامعه را هرچه بیشتر مراعات کند.
به بیان دیگر ، با اینکه حقوق های مذهبی یکسره تابع ضرورت های اجتماعی نمی شود وتنها در چهارچوب معینی امکان تحول و تغییر دارد ، چون شیوه زندگی دایم در حال دگرگونی است ، قواعد حاکم بر آن نیز خواه و ناخواه تغییر می یابد. حقوق نقش هدایت کننده خود را از دست نمی دهد ، ولی از حرکت نیز باز نمی ایستد و اجتهادهای نو بستر این حرکت را در میان امور مباح شرعی و « حوادث واقعه » می گشاید.
ب- حقوق پزشکی درایران باستان ودوران معاصر
1- قوانین وضمانت اجراهای حقوق پزشکی در ایران باستان
1-1 - پزشکی در ایران باستان

sdf191

زن حقوق مالی و غیر مالی دارد. یکی از حقوق مالی که زن دارد و تامین آن به عهده مرد است بحث نفقه است. بعد از ازدواج و در عقد دائم مرد موظف است که نفقه زن را بپردازد. این که به کلمه عقد دائم اشاره کردم بیانگر این موضوع است که عقد موقت نفقه ندارد مگر آن که دو طرف قبل از عقد با هم شرط کنند که زن نفقه بگیرد.
یکی دیگر از حقوق مالی که به عهده مرد است پرداخت اجرت المثل است. بابت کار هایی که زن شرعا بر عهده نداشته و درخانه انجام داده، مطابق ماده 336 قانون مدنی و ماده 29 قانون حمایت از خانواده مرد باید این حقوق را بپردازد.
یکی دیگر از حقوق مالی بحث مهریه است. اگر دو طرف مهریه مشخص کردند، مطابق عقدنامه،در صورت عندالمطالبه بودن مهریه،هر زمانی که زن مهریه اش را درخواست کند مرد موظف است آن را بپردازد و اما موارد و حقوقی وجود دارد که غیر مالی هستند. در حقوق معنوی زن و مرد مکلف هستند به حسن رفتار با یکدیگر، به این منظور که مرد در خانه به حسن معاشرت و حسن رفتار و کمک به همسرش مکلف است که همه این موارد مطابق قانون است و در صورت انجام نشدن دارای ضمانت اجراست.
یکسری از وظایف و حقوق هم بر عهده زن است و زن باید آنها را در مقابل همسر خود انجام دهد. یکی از این حقوق مطابق ماده 1105 پذیرفتن ریاست مرد در خانواده است. به دلیل فضیلت هایی که برای مرد قرار می دهند ریاست خانواده به عهده مرد است و مرد هم مسئولیت هایی را در قبال این ریاست دارد، زن هم باید این ریاست را بپذیرد.
وظیفه دیگر زن تمکین از شوهر است. این تمکین می تواند تمکین عام باشد یا خاص که بین زوجین مقرر می شود.
به طور کلی این موارد تکالیفی است که زوجین نسبت به همدیگر دارند. البته 12 شرط در عقدنامه وجود دارد که حتی طرفین می توانند شروطی را هم اضافه کنند. در ماده 1119 قانون مدنی هم شروطی ذکر شده که اگر خلاف مقتضیات عقل نباشد طرفین موظف هستند به آن شروط هم عمل کنند و در غیر این صورت ضمانت های اجرایی وجود دارد که طرفین را مجبور به اجرای شروط می کند.
زمان تعلق نفقه: همان طور که گفتم، مطابق ماده 1112 قانون مدنی بعد از این که عقد درست انجام شد، حقوق و تکالیفی برای طرفین مشخص می شود.عده ای معتقدند در صورتی به زن نفقه تعلق می گیرد که زن تمکین کند. عده ای از استادان هم معتقدند مطابق ماده 1102 بلافاصله بعد از این که نکاح واقع شد نفقه بر عهده مرد است و باید نفقه زن را بپردازد. ولی رویه به این صورت است که مطابق احکام دادگاه در صورتی که زن تمکین نکند و مرد عدم تمکین همسر خود را اثبات کند،از لحظه عدم تمکین نفقه ای به زن تعلق نخواهد گرفت. البته ایامی که زن مانعی برای تمکین خود دارد، این عذر شرعی و قانونی است و مانعی برای پرداخت نفقه نخواهد بود.
در قانون و فقه به زنی که تمکین نمی کند ناشزه می گویند. در صورتی که زن بدون عذر شرعی و قانونی تمکین نکند ناشزه محسوب می شود.به زن ناشزه نفقه تعلق نمی گیرد. البته در ماده 1085 و1086 قانون مدنی موردی وجود دارد مبنی بر این که زنی که ازدواج می کند و مهر او عندالمطالبه است می تواند مطابق قانون تمکین نکند و به رغم این که تمکین نمی کند و ناشزه است باز هم به او نفقه تعلق می گیرد. این مورد اصطلاحاً به حق حبس معروف است که می توان به آن مراجعه کرد.در صورتی که زن تمکین نکندمرد می تواند به دادگاه اظهارنامه دهد. اظهارنامه قانونی که زن را به ادای وظایفش دعوت کند و از لحظه ارسال اظهارنامه دیگر به زن نفقه تعلق نمی گیرد. دادگاه هم در این صورت زن را به تمکین به همسرخود ملزم می کند. البته در صورتی که زن ادعا کند در خانه مرد خوف شرافتی یا مالی یا جسمی دارد می تواند با ارائه مدارک از دادگاه درخواست منزل دیگری کند، یعنی بگوید در این خانه امنیت جانی یا شرافتی ندارم و طبق قانون مرد در این صورت موظف است یک منزل مورد تائید برای او تهیه کند.
تاثیر تمکین در مهریه:همانطور که گفتم اگر مهریه زن عندالمطالبه باشد، زن می تواند قبل از تمکین درخواست مهریه کند، البته به طور کلی مهریه در مقابل تمکین نیست ولی در صورتی که مهریه حال و عندالمطالبه باشد، زن می تواند در مواردی از حق حبس استفاده کند و به مرد بگوید مادامی که مهر من را ندادی من تمکین نمی کنم.
زمان درخواست طلاق زنان:اگر شروطی که در عقدنامه وجود دارد زیر گذاشته شود. برای مثال اگر شوهر معتاد به مواد مخدر باشد و زندگی اش غیرقابل تحمل باشد یا شوهر دارای سوءرفتاری است که زندگی را برای زن سخت می کند یا مرد سال ها محکوم شده یا مدت ها نفقهزن را پرداخت نکرده و ترک منزل کرده باشد، در این شرایط زن می تواند درخواست طلاق دهد.همچنین مطابق ماده 1111 قانون مدنی اگر شوهری باوجود تمکین همسر، نفقه او را نپردازد، زن می تواند از دادگاه الزام او را بخواهد و در صورت عدم پرداخت و عجز شوهر می تواند دادخواست طلاق دهد.
بیان مساله
طبق ماده 1102 قانون مدنی که که مقرر می دارد ((همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود)) با ایجاد رابطه زوجیت حقوق و تکالیفی بر عهده زوجین به وجود می آید.زوج بر اساس مواد 1082و1106 قانون مدنی مکلف به پرداخت مهریه و نفقه می باشد.در ارتباط تمکین با نفقه باید گفت که مطابق ماده 1108 قانون مدنی اگر زوج بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع نماید و تمکین ننماید مستحق نفقه نخواهد بود.ولی پرداخت مهریه توسط زوج منوط به تمکین نمی باشد ولی بعد از دخول و رابطه جنسی زوج موظف به پرداخت کل مهریه می باشد و قبل از رابطه جنسی ملزم به پرداخت نصف مهریه می شود که در ماده 1092 بیان شده است. و طبق ماده 1082 قانون مدنی به مجرد عقد زن مالک مهر می شود و هر نوع تصرفی در آن می تواند بکند،هم چنین زن در پرداخت مهریه حق حبس دارد یعنی بر اساس ماده 1085 قانون مدنی تا مهر به او تسلیم نشده می تواند تمکین ننماید مشروط به این که مهر حال باشد و این حق مسقط نفقه نخواهد بود ولی اگر زن یک بار در مقابل شوهر تمکین نمود دیگر طبق ماده 1086 قانون مدنی نمی تواند از حق حبس استفاده نماید.
مهریه و نفقه و ارتباط آن با تمکین که جزو مباحث مهم و اصلی حقوق خانواده می باشد و با توجه به نقش پررنگ مهریه و نفقه در دادگاه ها که درصد زیادی از دعاوی را به خود اختصاص داده است و تبیین این موضوع در نظام حقوقی کشورمان ایجاب می نماید به این موضوع پرداخته شود.
سوالات تحقیق
آیا پرداخت مهریه و نفقه منوط به تمکین می باشد؟
مهریه و نفقه با تمکین ارتباط دارد؟
ارتباط مهریه و نفقه با تمکین مبانی حقوقی دارد و در قانون تصریح شده است؟
فرضیات تحقیق
1-پرداخت نفقه منوط به تمکین می باشد ولی پرداخت مهریه منوط به تمکین نمی باشد ولی بعد از دخول و رابطه جنسی مرد ملزم به پرداخت کل مهر می شود و قبل از آن ملزم به پرداخت نصف مهر می شود
2-مهریه و نفقه با تمکین ارتباط دارد.
3-ارتباط مهریه و نفقه ریشه حقوقی دارد و در مواد فصل هفتم و هشتم جلد دوم قانون مدنی بیان شده است.
اهد اف تحقیق
تبیین ارتباط تمیکن با پرداخت نفقه و مهریه
تبیین مبانی حقوقی نفقه
روش تحقیق
روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و با استفاده از کتب و مقاله و منابع اینترنتی می باشد.

sdf179

این وضعیت که در کشورهای اروپایی بخشی از مسائل امنیتی وازجمله جلو گیری وحتی کشف جرایم از طریق کاراگاههای خصوصی انجام می گیرد واین اقدام با عث کاهش حجم کار پلیس وطبیعتا فراق بال بیشتری برای توجه به مسائل مهم تر می گردد مجقق را بر آن داشت که بررسی نمایدحال که شرایط سپردن پاره ای از وظایف پلیس در ایران به بخش خصوصی نیست آیا می توان از توان بلقوه سازمانهای مردم نهاد در مدیریت جرایم بهره گرفت واین توان بلقوه را بلفل نموده واز آن در مدیریت جرایم شهر کرمانشاه بهره برد .
1-4- اهداف تحقیق
اهداف در نظر گرفته شده برای این پژوهش به شرح ذیل می باشد :
الف)هدف کلی:
ارزیابی نقش سازمانهای مردم نهاد (سمن ) در مدیریت جرائم شهر کرمانشاه.
ب)اهداف جزئي :
- شناخت رابطه سازمانهای مردم نهاد با شناسا ئی، پیشگیری، کنترل و روند جرائم در شهر کرمانشاه.
- ارائه راهکارهای مناسب برای استفاده بهینه از ظرفیت NGOS در مدیریت جرائم.
1-5- فرضیات تحقیق
با توجه به سؤالات تحقیق و در راستای آن ها فرضیات تحقیق عبارتند از:
1- بین فعالیت سازمانهای مردم نهاد باپیش بینی از وقوع جرائم رابطه معنا داری وجود دارد .
2- بین فعالیت سازمانهای مردم نهاد با پیشگیری جرائم رابطه معنا داری وجود دارد .
3- بین فعالیت سازمانهای مردم نهاد با کنترل جرائم رابطه معنا داری وجود دارد .
4- بین فعالیت سازمانهای مردم نهاد با روند جرائم رابطه معنا داری وجود دارد .
فصل دوم
ادبیات و مبانی نظری تحقیق
مقدمه
نظریه ها و دیدگاه هایی که پیرامون مشارکت، سازمان های مردم نهاد، درمدیریت جرائم ارائه شده است نمی توانند نسخه ای جامع و بی نقص جهت شناخت کامل یا رفع مشکلات احتمالی و چالش های فرارویاین تشکل ها در کشور باشد. با این وجود آگاهی از این دیدگاه ها، با تمام نقاط ضعف و قوتی که دارند ما را در پیشبرد اهداف تحقیق و دستیابی به بینشی عمیق تر پیرامون موضوع مورد بحث یاری خواهندنمود. چرا که نظریه، نقطه حرکت برای پیگیری مسأله پژوهشی است و به همین دلیل کمک میکند تا چهارچوب تحقیق  فراهم آید. نظریه عوامل مهم را شناسایی کرده و راهنمایی برای  نظم بخشیدن و ایجاد ارتباط  درونی در جنبه هابی گوناگون پژوهش محسوب می شود.
بعبارتی بهتر، علاوه بر فراهم آوردن نگرشی نظام مند از عوامل مورد بررسی،به خوبی شکافها،نقاط ضعف و عدم همسانی هایی را که بیانگر نیاز به پژوهشهای دیگر است شناسایی می کند.همچنین گسترش نظریه، روشنگر تداوم پژوهش در پدیده های مورد بررسی است(خوی نژاد،117:1385).
لذا این فصل از پایان نامهبه سه بخش کلی ذیل تقسیم می گردد.
در بخش اول پیشینه تحقیق در جهان و ایران بررسی می گردد تا دیدی بهتر برای ورود به بحث اصلی فراهم شود.
در بخش دوم مفاهیم واصطلاحات بکار رفته در تحقیق توضیح داده خواهد شد.
در بخش سوممبانی نظری تحقیق؛ بخصوص دیدگاه های مهم تر و مرتبط با موضوع بسط داده خواهد شد.
بخش اول:(پیشینه تحقیق)
پيرامون موضوع سازمان هاي مردم نهاد و نقش آنها در مدیریت جرائم، بدليل سابقه كمي كه از وجود و حضور سازمان هاي مردم نهاد در عرصه فعاليتهاي امنيتي و انتظامي کشور وجود دارد تحقيقات اندکی صورت پذیرفته؛ لیکن تحقیقات پراکنده ای پیرامون سازمان های مردم نهاد، مشارکت، جرم و پیشگیری از آن بصورت مستقل در ایران و جهان انجام گرفته که در ادامه تحقیق به برخی از این پژوهش ها که به نوعی می تواند در پیشبرد این پایان نامه کمک نماید اشاره می گردد :
2-1- مروری بر تحقیقات خارجی
" سایمونسن و همکاران"(2002)در پژوهشی تحت عنوان (( مشارکت سازمان های مردم نهاد در بازسازی سکونتگاه های غیر رسمی شهری)) نتیجه گرفته اند که با استفاده از ایجاد تعاونی ها در مناطق اسکان غیررسمی و طرح های اقتصادی مناسب، گرایشات ساکنان را به سوی مشارکت کردن سوق داد و نیازهای شخصی آنان را تا حدودی در این راستا تأمین نمود. از نظر آن ها تصمیمات مالی برای ساکنان از اهمیت ویژه ای برخوردارند و اگر به ساکنان درباره هزینه خدمات آگاهی داده شود و اینکه به ناچار به هر طریقی این هزینه ها تحت عنوان سازمان های مردم نهاد تأمین و مدیریت گردد در این صورت شهروندان به سازندگان طرح ها راهنمایی مفید و واقع بینانه ای ارائه خواهد داد.
"نیومن"(1973) نیز در تحقیقی به بررسی میزان بسیار بالای جرم، جنایت و تبهکاری در شهرهای آمریکا پرداخته و بر این باور است که « فضای قابل دفاع» ابزاری برای بازساخت محیط های شهری است، به گونه ای که آن ها دوباره می توانند به محیط سرزنده و قابل زیست تبدیل گردند، و این شهرها نه اینکه کنترل آن ها توسط پلیس صورت می گیرد، بلکه کنترل آن ها توسط اجتماع مشترک مردم و سازمان های مردم نهاد صورت می پذیرد(پرهیز و حق پناه،261:1389).
" توشيما"( 2000) به بررسي رابطه ميان شاخصهاي اقتصادي و جرم در 47 منطقه ژاپن پرداخته است و به اين نتيجه رسيد كه ميان نرخ‌هاي بيكاري، قتل و سرقت مسلحانه رابطه مثبت و معني داري وجوددارد و نابرابري درآمدي رابطه مثبت با سرقت عادي داشته و با قتل و سرقت مسلحانه ارتباط معني داري ندارد. همين طور فقر با قتل رابطه مثبت و معني داري دارد (حلوی،8:1388).
"اسکوگان و همکاران" (1994 ) پژوهشی در خصوص بررسی نقش مشارکت شهروندان در برنامه های مراقبت پلیس همگانی در شیکاگو انجام داده اند، داده های مورد نیاز این مطالعه از یک ارزیابی در دست اقدام مربوط به پذیرش و استقبال مراقبت پلیسی جمع آوری شده است. بر این اساس ابتدا دو ناحیه تقریباً مشابه انتخاب گردیدند. در ناحیه اول ( ناحیه اصلی ) مدل مراقبت پلیسی همگانی به اجرا در آمده است.
در ناحیه دوم ( ناحیه کنترل ) مدل مزبور اجرا نشد. در مرحله بعد تغییرات در دو ناحیه مورد مقایسه قرار گرفت برنامه مراقبت پلیسی همگانی شهر شیکاگو فرصتی برای فعالیت های نوپا فراهم ساخته بود که متضمن مشارکت مردم در فعالیت های مبتنی بر مدل پلیس - شهروند به منظور پیشگیری از جرائم و واکنش در برابر اختلالات محلی و شهری بود. مکانیسم عمده به منظور هماهنگ ساختن این فعالیت ها با مردم بود که فرصتی را برای پلیس و شهروندان در جهت شناسایی، الویت بندی و بحث درباره راه حل های طیف گسترده ای از مسائل محلی فراهم آورده است.
هسته اصلی این تحقیق بر شکل گیری و گسترش مشارکت مردم با پلیس که بر شناسایی و حل مسائل در سطح شهر متمرکز است. این تحقیق می گوید : پلیس و شهروندان جامعه باید شیوه های جدیدی را به منظور همکاری با یکدیگر شکل دهند. این شیوه های نوین باید در فضایی مطرح شوند که هم پلیس و هم مردم بتوانند به طور مشترک مسائل را شناسایی کنند راه حل ها را پیشنهاد نمایند و تغییرات لازم را به انجام برسانند.
همچنین "اسکوگان"(2004) در مقاله ای جدیدتر با عنوان مشارکت اجتماعی و مراقبت انتظامی همگانی، به بررسی نقش مشارکت همگانی در ابعاد مختلف در تأمین امنیت پرداخته است و معتقد است که مهمترین نوآوری سازمانی در سازمان پلیس، نظارت همگانی بر پلیس بوده است؛ که این اصطلاح در واقع متضمن مشارکت و همکاری شهروندان با پلیس در سطح محلی، تعریف مسائل مرتبط با جرم، تعیین اولویت های پلیس، شناسایی مسئله و حل آن هاست.
"ويت و همكاران"(1998) در مطالعه موردی خود بر روي يازده منطقه انگلستان در فاصله زماني چهارده ساله 93-1979 به اين نتيجه رسيدند كه متغيرهايي ازجمله نابرابري دستمزدها، نرخ بيكاري، شاخص تراكم جمعيت، تعداد سرانه پليس، تعداد جمعيت گروه سني 14-10 و 24-20 سال، باعث افزايش در نرخ جرم مي‌شوند كه ازجمله اثرگذارترين آنها، شاخص تراكم جمعيت بوده كه افزايش يك درصدي در اين متغير موجب افزايش 85/1 درصدي در ميزان ارتكاب به جرم مي‌شود.
"كلي"( 2000 )نیز در تحقیق خود بيان مي‌كند، بازدهي انتظاري جرم زماني كه افراد با سطح زندگي پايين در كنار افراد داراي سطح زندگي بالا قرار مي‌گيرند، افزايش مي‌يابد. وي ادامه می دهد که افرادي كه داراي فرصت‌هاي اندكي در مقايسه با جامعه هستند، براي رسيدن به اهداف خوددست به كارهاي غيرقانوني مي‌زنند.
"هیوز"(2001) در کتابی تحت عنوان« پیشگیری از جرم» نقش پیشگیری از جرم و رویکردهای پیشگیری را مطرح می کند. سپس مباحث مربوط به برخورد پلیس با مجرم را رد کرده و بیان می دارد که مباحث برخوردی پلیس با مجرم بسیار کم دوام و ناپایدار و پرهزینه است و در جهان امروز با جمعیت بسیار بالا اینگونه رویکردها جوابگو نخوهد بود. لذا در پی ارائه رویکرد جامعه محوری و نقش نهادها و گروه ها در پیشگیری از جرم برمی آید که در این راستا کنترل جرم را به انحاء مختلف مورد تأکید قرار می دهد.
2-2- مروری بر تحقیقات داخلی
- فرشته طلوعي(1382) در پژوهش خود تحت عنوان(( شيوه ي مناسب مشاركت مردم باسازمان هاي غيردولتي: افراد معلول))بیان داشته است كه سازمانهاي غيردولتي می توانند مشاركت افراد معلول و خانواده های آنان رامحوراصلي برنامه ريزي قرارداده وباآموزش مفاهيم معلوليت، توانبخشي، تساوي فرصتها،درگيركردن نهادهاي آموزشي براي نهادينه كردن امرمشاركت، بهره مندي ازرسانه هاي گروهي، انتقال مفاهيم، ارائهي گزارش شفاف عملكردبه جامعه، مسئولان وايجادرابطه تعاملي بادولت، تقويت شوراي هماهنگي سازمانهاي غيردولتي ازاعتقادواعتمادمردم به خوبي بهره مند شده وموجب تقويت آن گرديده وبه شيوه مناسب مشاركت مردم دست يابند.
- حسين آرامي(1387)در تحقیقیبا عنوان (( بررسي موانع رشد سازمان هاي مردم نهاد درجمهوري اسلامي ايران )) مهمترين عوامل محيطي رشدوتوسعه سازمان هاي مردم نهاد درجمهوري اسلامي ايران راجاي گرفتن درحجم وانداره ي مطلوبي ازسرمايه ي اجتماعي، تجربه نمودن كيفيت مطلوبي ازعناصرواجزاء فرهنگ سياسي رادركشور قلمدادنموده است. وي همچنين بيان كرده كه براي بالندگي چنين نهادي داشتن چشم انداز،استراتژي سبك رهبري ومديريتي مناسب مهارت كاركنان ومثبت بودن ديگرعناصرحياتي درعوامل ساختاري ورفتاري سازماني كاملاًتعيين كننده است.
-فريده حسيني(1382) پژوهشیتحت عنوان((بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر مشاركت جوانان درسازمانهاي مردم نهاد))انجام داده است.وی دراين پژوهش باتوجه به الگوي فرانظري "كلمن" به تبيين نظري مسأله پرداخته وارزشهاي فرامادي افرادوسرمايه اجتماعي آنها برمشاركت درسازمانهاي غيردولتي را مؤثرفرض نموده است.درمجموع مي توان گفت، دراين تحقيق عوامل اجتماعي نظيرسرمايه ي اجتماعي ارزشها، همچنين پايگاه اجتماعي- اقتصادي، تحصيلات، جنسيت ونيزشغل به عنوان عوامل تأثيرگذاربرمشاركت درسازمانهاي غيردولتي فرض شده ويافته هانيزچنين تأثيري رانشان داده است.
- کیانوش زال پور(1385) نیز در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان ((بررسی تأثیر اقدامات سازمان های مردم نهاد بر پیشگیری از جرم زنان سرپرست خانوار تهران)) با بهر گیری از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و عمدتاً با تکیه بر روش پیمایشیپژوهش خویش را پیش برده و جامعه آماری آن 440 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش حمایتی سازمان های مردم نهاد مستقر در شهر تهران بوده که از ناجا مجوز فعالیت دریافت نموده اند. همچنین با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه آماری 200 نفر تعیین شده است. در حالت کلی محقق در این تحقیق بر شناخت سازمان های مردم نهاد و نظارت بر عملکرد آنان تأکید داشته و نتایج تحقیق نشان داده است که هر یک از متغیرهای تحقیق بر پیشگیری از ارتکاب جرم توسط زنان سرپرست خانوار تأثیر دارد و نتیجه حاصله از مصاحبه نیز گویای بهبود وضعیت زندگی زنان مذکور پس از تحت پوشش قرار گرفتن است و کلیه فرضیات تحقیق مورد تأیید قرار گرفته اند.
- نمایان و جلالی ( 1384 ) در مقاله ای مشترک با عنوان ((امنیت عمومی درپرتو مشارکت مردمی)) به مؤلفه هایی همچون ارتباط و نقش مشارکت در امنیت، عوامل مؤثر در مشارکت عمومی و مقابله با ناامنی و روش های جلب مشارکت مردمی اشاره نموده اند. پژوهش مذکور به آگاهی بخشی شهروندان از سوی مسئولین، آگاهی مردم از حقوق فردی و اجتماعی، آگاهی از خطرات و تهدیدها و روشن شدن مسئولیت ها تأکید دارد و می افزاید که اطلاع و اگاهی زمینه ساز کشش عاطفی و ایجاد انگیزه در کشش اجتماعی است. همچنین شناخت مسئولیت ها، تکالیف و فرائض اجتماعی انسانی و دینی عامل دیگری برای مشارکت و حضور مردم در فعالیتهای مختلف اجتماعی است و بی شک درک مسئولیت های شهروندی و نیز شناحت پیامد های اجتماعی احتمال مشارکت مردم در امور مربوط به خود را افزایش می دهد. در نهایت این مقاله با بررسی زوایای مختلف متغیر ها به این نتیجه می رسد که با مشارکت مردمی در طرح های مربوط به نظم و امنیت اجتماعی نه تنها امنیت اجتماعی تقویت می شود بلکه به پایداری آن نیزخواهد انجامید.
- علی حسابی(1390) در پژوهشی با عنوان(( نقش سازمان های مردم نهاد و رهبران محلی در توسعه روستایی)) به مطالعه موردی بندر لافت پرداخته است. در بخش نخست این مقاله ضمن طرح مبانی نظری مشارکت و بیان اهداف و روش های آن، ویژگی های مشارکت مردمی از خلال ادبیات مشارکت و از زبان متخصصان و صاحبنظران این موضوع تبیین می گرد. بخش دوم مقاله نیز به بررسی نقش سازمان های مردم نهاد و چگونگی تجلی مشارکت مردمی در بندر لافت اختصاص یافته و تجربه برنامه ریزی توسعه و طراحی کالبدی در بخش هایی از این روستا توصیف گردیده است. هدف این تحقیق بررسی نقش و حضور مردم و کارشناسان در هدف گذاری و تبیین سیاست های توسعه روستایی را توأمان و ضروری عنوان شده است و نتیجه گرفته شده که در بسیاری از موارد مردم لافت این فرصت را برای خود ایجاد نموده اند که در بطن فرآیند برنامه ریزی قرار گرفته و از وزنی مساوی با تصمیم گیرندگان برخوردار شوند.
- رضا گلستانی(1387) در رساله کارشناسی ارشد خود با موضوع (( اقدامات سازمان های مردم نهاد در حوزه مواد مخدر )) به مطالعه موردی سازمان های مردم نهاد حوزه مواد مخدر در تهران بزرگ خلال سالهای 87 –1386 پرداخته است. هدف اصلی این تحقیق نیز، بررسی راهکار های فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و آموزشی سازمان های مردم نهاد در رابطه با کاهش تقاضا ی مواد مخدر اعلام شده است و از نوع تحقیق کاربردی و به روش میدانی صورت می باشد. جامعه آماری آن شامل جامعه کارشناسان ناجا به تعداد 25 نفر، ستاد مبارزه با مواد مخدر به تعداد 25 نفر و سازمان های غیر دولتی تهران بزرگ به تعداد 20 نفر در مجموع تعداد 70 نفر و جامعه مددجویان 73 نفر مجموعاً143 نفر در نظرگرفته شده است. نتیجه گیری کلی این تحقیق نشان دهنده آن است که عوامل مورد نظر در فرضیات تحقیق در کاهش تقاضای مواد مخدر تأثیر داشته است. نتایج آزمون فرضیه ها با استفاده از آزمون تک نمونه ای و خی دو و همچنین کاربرد روش SEM بواسطه نرم افزار LISREL محاسبه شده است.
- احسان قمری (1384) نیز در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان((بررسی تأثیر اقدامات سازمان های مردم نهاد داخلی بر رفتار سیاسی احزاب کشور)) به بررسیگرایش های سیاسی سازمان های مردم نهاد و تمایل به تخریب و گرایش های حزبی این گونه سازمان ها پرداخته است. پژوهش موصوف به روش تحقیق توصیفی با استفاده از ابزار پرسشنامه تدوین شده است. جامعه آماری تحقیق 50 نفر از کارشناسان، صاحبنظران و خبرگان دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی و اجرایی ذیربط بوده اند .
- محسن کلانتری و همکاران(1388) در پژوهشی تحت عنوان(( مدیریت و تحلیل داده های بزهکاری در بخش مرکزی تهران با استفاده از تکنیک های درون یابی و سامانه های اطلاعات جغرافیایی)) با استفاده از نرم افزار Arc GIS به تعیین بهترین برارزش مکانی(برآورد منطقه ای) محدوده جرم خیز در بخش مرکزی شهر تهران برای مدیریت بهینه انتظامی این بخش از شهر پرداخته است.
برای تحلیل فضایی جرایم ارتکاب نیز از چهار روش کریجینگ ساده، کریجینگ معمولی، عکس مجذور فاصله و توابع شعاعی استفاده شده و بر همین مبنا نقشه های بزهکاری محدوده بخش مرکزی شهر تهران را تهیه نموده اند. در انتها نتیجه گرفته شده که با استفاده از تحلیل نقشه های تولیدی به روش درون یابی؛ مکان های آلوده محدوده مورد مطالعه، نیازمند مدیریت بهینه انتظامی، اصلاح و طراحی فضای مقاوم و کنترل های مستمر از طریق گشت های منظم و نامنظم انتظامی است.
- مرتضي حسيني نژاد ( 1384) در مقاله‌اي تحت عنوان (( بررسي علل اقتصادي جرم در ايران بااستفاده از يك مدل تلفيقي: مورد سرقت)) به بررسي عوامل مؤثر بر جرم در ايران پرداخته،وي در اين مقاله به مطالعه موردي بر سرقت اتومبيل و اماكن پرداخته و نتايجي خوبی را به دست آورده است:
1- سرقت اتومبيل: افزايش نابرابري و افزايش نسبت جوانان در جامعه باعث اثر مثبت و افزايشي مي‌گردد و افزايش هزينه‌هاي انتظامي و رشد اقتصادي اثري كاهنده در بردارد.
2- سرقت اماكن: افزايش نابرابري و افزايش نسبت جوانان در جامعه داراي اثري معني‌دار و مثبت است و افزايش هزينه‌هاي انتظامي داراي اثري كاهنده است.
- غلامرضا خوش فر(1380 ) با عنوان ((بررسی مشارکت مردم در ایجاد، حفظ و گسترش امنیت اجتماعی ))در استان مازندران انجام گرفته است، در این پژوهش تلاش شده تا با طرح مفهومی مسأله مشارکت، نقش آن در به ثمر نشستن امنیت به عنوان یکی از نیازهای اصلی شهروندان مورد بحث قرار گیرد. روش تحقیق این مطالعه، پیمایشی و واحد تحقیق و تحلیل آن فرد پاسخگو و واحد مشاهده نیز فرد پاسخگوو واحد مشاهده نیز فرد می باشد. روش نمونه گیری، سهمیه ای و حجم نمونه آن 625 نفر و ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه بوده است.هدف اصلی این تحقیق پاسخگویی به این سؤال است که شهروندان جهت تأمین، حفظ و گسترش امنیت در جامعه چقدر تمایل و آمادگی برای مشارکت دارند؟ به عبارت دیگر اگر در موقعیت مداخله یا عدم مداخله برای تأمین و تقویت امنیت قرار گیرند چه می کنند؟
تا چه حد از روحیه تعاون و همکاری در ایجاد، حفظ و توسعه امنیت برخوردارند؟ علاوه بر این شناخت، عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر گرایش به امنیت و آمادگی برای مشارکت در امنیت نیز از اهداف این مطالعه می باشد.
یافته های این تحقیق نشان می دهد که عوامل فردی و اجتماعی( سن، جنس، تحصیلات، پایگاه اجتماعی و اقتصادی …) با نسبتهای مختلفی بر میزان گرایش افراد به مشارکت در برقراری امنیت تأثیر می گذارند( خوش فر، 1380 : 55 – 148 ).
- کرامتی و ملتفت(1386) تحقیقی را با موضوع (( مشارکت مردم در انجام وظایف ناجا )) انجام داده اند، محققان ابتدا به تبیین مشارکت در همه امورات اجتماعی پرداخته و بر ضرورت آن در انجام امور ناجا تأکید نموده اند. متغیر های مورد بررسی اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، احساس امنیت، نظارت و حضور پلیس، موفقیت پلیس در انجام مأموریت ها، سرعت رسیدگی به امور، طرز رفتار، دقت عمل، میزان حقوق، عوامل تفاهم بین مردم و پلیس، ترس و دلهره در مواجه با مأموران، پوشش و لباس مأموران، التزام مأموران به انجام وظیفه و میزان مشارکت مردم با ناجا می باشد .
- ترابی(1385) در تحقیقی با عنوان ((درآمدی بر رهیافت پلیس مشارکت گرا )) ابتدا به توجه سازمان های پلیس به امنیت و گستره آن و روش های تأمین امنیت و مبارزه با عناصر مخل آن تأکید نموده و سه رویکرد و رهیافت پلیس را در بستر تحولات اجتماعی معین می نماید: 1- رهیافت و رویکرد پلیس سیاسی(حکومتی) 2- رهیافت و رویکرد پلیس حرفه ای 3- رهیافت و رویکرد پلیس جامعه محور. وی در ادامه بحث به تبارشناسی پلیس محلی پرداخته که در این راستا به ابعاد زیر در رابطه با اداره امور پلیس جامعه گرا و اجتماعی اشاره می کند:1- بعد فلسفی 2- بعد راهبردی 3- بعد تاکتیکی 4- بعد سازمانی.
- میرساردو و حسینی(1389) در پژوهشی با عنوان ((بررسی نقش مشارکت های مردمی در پیشگیری از سرقت منزل))به مطالعه موردی شهرستان سمنان با بهره گیری از روش تحقیق اسنادی، پیمایشی و ابزار گردآوری داده های پرسشنامه با سؤالات بسته و باز پرداخته اند. محققان بیان داشته اند که در شهرستان سمنان به استناد آمارهای موجود در سال 1385 تعداد 824 فقره سرقت به وقوع پیوسته که این تعداد در سال 1386 به 834 فقره رسیده است. در این آمارها در سال 85 تعداد 162 فقره از کل سرقت ها، سرقت از منزل بوده که در سال 86 به 195 فقره یعنی 33 فقره افزایش رسیده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین آموزش شهروندان در زمینه پیشگیری از سرقت منزل، رشد فرهنگی شهروندان در مشارکت، نوع برخورد پلیس با مردم، استفاده بیشتر شهروندان از تکنولوژی جدید امنیت منزل، احساس مردم از داشتن پلیس مقتدر، اطلاع کافی شهروندان از تأثیر عینی مشارکت در ارتقاء امنیت، عملکرد پلیس در زمینه پیشگیری از سرقت منزل و مشارکت عمومی با پلیس در پیشگیری از دزدی وجود دارد.
2-3- جمع بندي تحقيقات داخلي وخارجي
بررسي و جمع بندي تحقيقات صورت گرفته داخلي و خارجي قبلي در اين زمينه حكايت از آن دارد كه سازمان هاي مردم نهاد نقش بسيار عمده اي در اجتماع و بالاخص مسئله برقراري امنيت پايدار بازي مي كنند و از ظرفيت هاي عمده اي در حل مسائل اجتماعي و علوم انساني نيز برخوردارند. مسئله اصلي در اين رابطه نحوه و چگونگي بكارگيري و مشاركت اين سازمان ها در همكاري با پليس درمدیریت و پيشگيري از جرائم مي باشد كه تحقيقات زيادي در اين زمينه مشاهده نگرديد لذا در اين پژوهش سعي گرديد ه تا اين مسئله مورد توجه و بررسي قرارگيرد.
بخش دوم :(تعریف مفاهیم و اصطلاحات)
در این بخش از فصل دوم پایان نامه، اصطلاحات و مفاهیم مهم تحقیق، جهت روشن تر شدن موضوع آورده می شود .
2-1- مشارکت
مشارکتکلمه ای است عربی از باب مفاعله و معادل فارسی آن همیاری، همراهی، شریک و همدست شدن در کارها و همکاری کردن است. به عبارت دیگر مشارکت به معنای شریک کردن متقابل در امری است(سعیدی،17:1382). ریشه لاتین این کلمه به معنای با خود داشتن و از نفس خویش چیزی غیر از خود داشتن است. در علوم اجتماعی نیز مشارکت به معنای شرکت فعالانه انسان ها در حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بطور کلی تمامی ابعاد حیات خود آمده است(علی الحسابی،36:1390).
برخی صاحبنظران و نظریه پردازان مشارکت را چنین تعریف کرده اند: مشارکت فعالیت ذهنی، عاطفی و رفتاری اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را بر میانگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگر را کمک دهند و در مسئولیت انجام آن امر شریک شوند(شیخ،79:1381).
مشارکت را بایستی بعنوان یک رویکرد بسیار مهم برای ایجاد مفهوم وسیعی از اهداف، مشکلات و راه حل های آن ها دانست و فرآیند مشارکت در تصمیم گیری مهمترین شانس رسیدن به اهداف و تصمیمات است (اپل استراند،281:2002 ).مشارکت در واقع وسیله ای است تا مردم به کمک آن و بدون اتکای جدی بر نهاد های رسمی بتوانند بر مشکلات فایق آیند، یعنی خود اتکا شوند و نیازهای خود را رفع کنند(پاپلی یزدی و ابراهیمی،119:1381).
مشارکت عبارت است از فعالیت های ارادی و داوطلبانه ای که از طریق آنها اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستای خود شرکت می کنند و بصورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی خود شریک می شوند(کریمیان پور،17:1389).
2-1-1- انواع مشارکت
برای مشارکت انواع مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و فرهنگی را می توان برشمرد که در اینجا به اختصار به بحث در مورد هرکدام می پردازیم.
2-1-1-1- مشارکت اقتصادی
مشارکت اقتصادی با فرآیند تولید و نظام های تولیدی رابطه ای تنگاتنگ دارد. تعاونی ها سازمان یافته ترین اشکال مشارکت اقتصادی اند. هرچند که برخی از صاحب نظران مفهوم تعاون و مشارکت را مترادف هم نمی دانند. درگزارش توسعه انسانی 1993 سازمان ملل برمشارکت اقتصادی تاکید شده است .
این گزارش برتوسعه بازارهایی تاکید دارد که به مردم امکان می دهد به طورکامل درساز وکارآن مشارکت کنند وعادلانه در سود آن سهیم شوند. یکی ازروش های بهینه سازی عملکرد اقتصادی و افزایش فرصت های مشارکت؛ کاهش مقررات دولتی، آزادسازی، خلاقیت درونی و فروش بنگاه های دولتی کم بازده است.
2-1-1-2- مشارکت سیاسی
مشارکت سیاسی به معنی شرکت در اعمال قدرت است؛ اعمال قدرتی که قرن ها دردست افراد،گروه ها یا طبقات اجتماعی معینی بوده است و مردم در فرآیندهای سیاسی جامعه خود نقشی نداشتند. به همین علت گسترش مشارکت همبستگی قوی با ساختار سیاسی جامعه دارد و به هر میزان که ساختار سیاسی، مشارکت مردم رامجاز شمارد، زمینه مشارکت مردم در تمامی عرصه ها تقویت می شود. درگزارش توسعه انسانی آمده است: « اگرمردم نمی توانند برای رسیدن به پایگاه دولت مشکلات را برطرف کنند و در قدرت سهیم شوند دولتها می توانند با تمرکز زدایی به سمت مردم حرکت کنند»(سازمان ملل متحد، 1993).
2-1-1-3- مشارکت فرهنگی
مشارکت فرهنگی ارتباط تنگاتنگی با مشارکت سیاسی دارد در این نوع مشارکت مردم در تولید فرهنگ و ارتقای آن در بین گروه ها دخالت می کنند. تقویت هنر مردمی، تسهیل و تعامل فرهنگی در جوامع چند فرهنگی و افزایش وفاق اجتماعی در جوامع چند قومی از عرصه های مهم مشارکت فرهنگی است.
ازمباحث مهم مشارکت فرهنگی که ارتباط محکمی بامشارکت سياسی دارد آموزشهای مدنی است. ازدیگرعرصه های مشارکت فرهنگی تشکیل انجمن ها، گروههای مشارکت و درمجموع تقویت نهادهای مدنی است که دو وظیفه اساسی یعنی حفظ آزادی های فردی و ارتقای وفاق جمعی از طریق تصحیح رابطه فرد ودولت دارند. در واقع بدون ارتقای سطح آگاهی های افراد و تقویت شعور جمعی و درک منافع گروهی نمی توان به حفظ و تقویت جامعه مدنی پرداخت(پیران، 11:1386 ).
2-1-1-4- مشارکت اجتماعی
مشارکت اجتماعی از انواع مهم مشارکت محسوب می شود.گرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعی اند و از این رو بحثی جامعه شناختی به شمارمی آیند، عرصه هایی درزندگی جمعی وجود دارد که آنها را خرده نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدا می کند؛ چنین عرصه هایی به عمل متقابل گروههای اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است.
مشارکتهای محلی، روستایی، شهری، انواع انجمنها و... ازجمله عرصه های مشارکت اجتماعی هستند. مفهوم شهروندی نقطه اشتراک مشارکت اجتماعی وسیاسی است. مبارزه مشترک افراد برای حق تشکیل انجمن ها، اجتماعات، سازمان های داوطلبانه وغیردولتی به عنوان حقوق اولیه شهروندی، ازمظاهر مهم مشارکت اجتماعی به شمارمی آید(همان:12).
همچنین انواع مشارکت را بصورت زیر نیز می توان تقسیم بندی و بررسی نمود.
الف) مشارکت بین افراد که به آن مشارکت دو جانبه می گویند و خود به خود بوجود می آید.
ب) مشارکت بین افراد خیر و افراد آسیب دیده که از طریق کمک به افراد آسیب دیده در غالب تشکل های مردم نهاد و NGOها صورت می گیرد.
ج) مشارکت بین مردم و دولت یا مشارکت قراردادی(نوغانی و همکاران،19:1387).
2-1-2- الگوهای مشارکت
الگوهای مشارکت از تنوع بسیاری برخوردارند، نگاهی به الگوهای موجود مشارکت در جهان نشان می دهد که می توان این الگوها را برحسب معیار های متفاوت طبقه بندی کرد.
2-1-2-1- بر حسب نوع مشارکت
به اعتبار نوع مشارکتی که افراد در یک الگو دارند و در واقع بر حسب بخشی از انجام فعالیت که در آن سهیم می شوند می توان الگوهای مشارکت ذیل را ازیکدیگر متمایز ساخت:الف )مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت؛ب) مشارکت در تأمین مالی هزینه انجام طرح ها؛ج )مشارکت در تأمین نیروی انسانی
2-1-2-1-1- مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت
طرفداران مشارکت در مدیریت معتقدند که این گونه از مشارکت ها چه در سطح سازمان ها و چه در سطح شهرها و روستاها از طریق تأمین سه نیاز اساسی انسان یعنی استقلال عمل با نظارت بر رفتار خویش، کامل کردن یا دست یابی به کل یا تمامی یک فعالیت و پیوندهای میان اشخاص در جریان فعالیت ها، موجبات خوشنودی و ارضای آدمیان را فراهم می آورد و در نهایت تأثیر مثبتی بر کارکرد و بهره وری فعالیت ها می گذارد.سطح و محدوده مشارکت در مدیریت تحت تأثیر سه گانه از عوامل و شرایط قرار می گیرد. این عوامل می توانند هم سطح و هم اثر این مشارکت ها را تحت تأثیر قرار دهند(سلیمانی،25:1380).
دسته اول : این عوامل به ویژگی های شخصی و روانشناختی مربوط می شود و شامل عواملی همچون ارزش ها، نگرش ها و گرایش ها و توقعات افراد می گردد.
دسته دوم این : عوامل به ماهیت فعالیت و نحوه سازماندهی آن باز می گردد.میزان پیوستگی افرادی که در انجام یک فعالیت نقش دارند بایستی در دعوت به مشارکت مورد توجه قرار گیرد.
دسته سوم: این عوامل را می توان عوامل پیرامونی نامید. دگرگونی های تکنولوژیکی، دگرگونی های مقررات دولتی، دگرگونی های ناشی از رقابت و هم چشمی در این گروه جای می گیرند.
2-1-2-1-2- مشارکت در تأمین مالی هزینه انجام طرح ها
در این نوع از مشارکت افراد بخشی از بار مالی طرح و یا پروژه اجرایی را به دوش می کشند که در عمل میزان مطلوبیت این طرح ها برای فرد و توان و قدرت مالی فرد نقش بسزایی را در مشارکت مالی افراد بازی می کند و افراد نیز کمک های مالی خود را بصورت پولی، جنسی و یا واگذاری امکانات خود در فعالیت های مشارکت جویانه شرکت می کنند.
2-1-2-1-3- مشارکت در تأمین نیروی انسانی
در این نوع از مشارکت، افراد با تأمین نیروی انسانی مورد نیاز طرح در این طرح فعالیت مشارکت جویانه خواهند داشت و با قبول تأمین نیروی انسانی پروژه از هزینه های اجرای طرح می کاهند(سلیمانی،26:1380).
2-1-2-2- بر حسب نوع سازماندهی
عمل طبقه بندی وظایف، تفویض اختیار، تثبیت مسئولیت برای اجرای وظایف و تعیین روابط به منظور همکاری مؤثر در تحقق بخشیدن به اهداف را اصطلاحاً سازماندهی می نامند.